اخبار

اطلاعات جدید از پرونده کشف جسد ملیکا ۲۲ ساله در کانال آب و گفت‌وگو با قاتل

اطلاعات جدید از پرونده کشف جسد ملیکا ۲۲ ساله در کانال آب و گفت‌وگو با قاتل رو تو این مطلب بخونید.

اینتین – با گذشت ۱۳ روز از ناپدید شدن «ملیکا» دختر ۲۲ ساله در اطراف تهران و کشف جسد او در کانال آب فشافویه، تحقیقات پلیس درباره انگیزه قتل و جزئیات درگیری داخل خودرو همچنان ادامه دارد. در تازه‌ترین به‌روزرسانی پرونده، گفت‌وگوی منتشرشده با متهم جوان، که بازداشت شده اما قتل را انکار می‌کند، روایت تازه‌ای از لحظه‌های پیش از حادثه و اتفاقات بعد از آن ارائه می‌دهد.

گفت‌وگو با متهم پرونده
سؤال: ملیکا را از قبل می‌شناختی؟
پاسخ: نه، اصلاً او را نمی‌شناختم. فقط به عنوان مسافر کنار خیابان دیدمش و سوارش کردم.

سؤال: چند دقیقه منتظر بود تا خودرو بگیرد و چرا او را سوار کردی؟
پاسخ: فکر کنم ۲ یا ۳ دقیقه بیشتر طول نکشید. کنار خیابان ایستاده بود و دست تکان می‌داد. من هم توقف کردم و او را سوار کردم.

سؤال: چرا مسیر را تغییر دادی و به سمت بیابان رفتی؟
پاسخ: فکر کردم می‌خواهد به باقرشهر برود، برای همین به سمت قمصر رفتم. اما چون اشتباه متوجه مسیرش شده بودم، او ناگهان ترسید و شروع به داد و فریاد کرد.

سؤال: در لحظه‌ای که ملیکا داد و فریاد می‌کرد و التماس می‌کرد، چه حسی داشتی؟
پاسخ: خیلی عصبی شدم. او مدام می‌گفت «به خاطر خدا کاری نداشته باش، گوشی و هر چیزی دارم بگیر، فقط بگذار پیاده شوم». من فقط می‌خواستم زودتر پیاده‌اش کنم.

سؤال: چرا او را پیاده نکردی و به قتل رساندی؟
پاسخ: من قاتل نیستم. او را پیاده کردم، ولی درگیری پیش آمد و اتفاق تلخی افتاد. من قصد کشتن نداشتم. قاتل نیستم.

سؤال: دلیل رد خون که داخل ماشینت وجود دارد، چیست؟
پاسخ: خون‌ها مال خودم است. وقتی به کاشان رفتم حالم خیلی بد بود و تصمیم به خودکشی گرفتم. رگ دستم را زدم، اما پشیمان شدم، همان موقع خون دستم روی صندلی و داشبورد ریخته بود.

سؤال: اقدام به خودزنی در کاشان چه زمانی و چرا بود؟
پاسخ: چند روز بعد از حادثه بود. فشار روانی و عذاب وجدان خیلی زیاد شده بود. فکر کردم دیگر نمی‌توانم ادامه دهم، اما در آخرین لحظه پشیمان شدم و خودم را به بیمارستان رساندم.

سؤال: شغلت دقیقاً چیست و درآمدت از کجا تأمین می‌شود؟
پاسخ: بلاگر هستم و تبلیغات اینترنتی انجام می‌دهم. درآمد چندانی ندارد، اما زندگی‌ام را می‌چرخاند.

سؤال: وضعیت خانوادگی‌ات چگونه است؟
پاسخ: سه فرزند دارم، اما با همسرم مشکل جدی داریم و در حال جدایی هستیم. این مشکلات روحی و مالی فشار زیادی به من وارد کرده بود.

سؤال: تحصیلاتت چقدر است؟
پاسخ: فقط دیپلم دارم.

سؤال: بعد از دیپلم چه کردی؟
پاسخ: بعد از دیپلم کار را شروع کردم، اما هیچ‌وقت شغل ثابت و پردرآمدی پیدا نکردم. مشکلات مالی باعث شد تصمیم‌های اشتباه بگیرم.

سؤال: در این مدت پس از حادثه کجا مخفی شده بودی؟
پاسخ: به کاشان رفتم، بعد دوباره برگشتم تهران. بیشتر وقت را در خانه دوستم در قرچک ورامین بودم. فکر می‌کردم اگر دور باشم گیر نمی‌افتم، اما اشتباه کردم.

سؤال: وقتی پلیس تو را در کهریزک دستگیر کرد، چه احساسی داشتی؟
پاسخ: ترسیده بودم، اما خیالم هم راحت شدم. دیگر نمی‌توانستم با این عذاب وجدان زندگی کنم. خودم را تسلیم کردم تا حقیقت مشخص شود.

ماجرای ناپدید شدن ملیکا از کجا شروع شد؟
ماجرای جستجوی خانواده دختر جوان و پلیس برای یافتن او از تماس اضطراری یکی از دوستان ملیکا با خانواده‌اش آغاز شد. دوست ملیکا به خانواده او گفت: «ملیکا امروز حالش خوب نبود و قرار شد منتظر پدرش نماند و به خانه برگردد. او از میدان آرژانتین که محل کارش بود سوار مترو شد و به ایستگاه جوانمرد قصاب آمد. آنجا درخواست خودروی اینترنتی داد، اما ماشینی برای مسیر او پیدا نشد و مجبور شد سوار خودروی عبوری شود.»

دوست ملیکا ادامه داد: «تا جایی که من می‌دانم در میان راه راننده حرف‌های نامربوطی به او زده بود. برای همین ملیکا به من پیام داد و گفت راننده آدم خوب و حسابی نیست، بعد هم موقعیت آنلاینش را برایم ارسال کرد. آن موقع بود که من هم نگران شدم و مدام موقعیت مکانی او را چک می‌کردم. در این بین ناگهان دیدم از مسیر اصلی خارج شد و به سمت بیابان رفت، این را که دیدم نگرانی‌ام بیشتر شد و برای اطمینان از حالش با او تماس گرفتم. صدای التماس‌هایش را شنیدم که می‌گفت: «به خاطر خدا با من کاری نداشته باش، گوشی و هر چیزی دارم بردار، فقط اجازه بده پیاده شوم.» بعد تلفن قطع شد و هر چه به شماره‌اش زنگ زدم باز هم تلفن خاموش بود. من مطمئنم برایش اتفاق بدی افتاده است.»

کشف جسد ملیکا در کانال آب فشافویه
وقتی حدود ساعت ۱۹:۳۰ این اطلاعات به خانواده ملیکا رسید، آن‌ها بدون اتلاف وقت با پلیس تماس گرفتند و عملیات جست‌وجو برای پیدا کردن او آغاز شد. با این حال پیگیری‌ها در همان ساعات و روزهای نخست نتیجه‌ای نداشت تا اینکه دو روز بعد، مردی جوان که از کنار کانال آب فشافویه عبور می‌کرد، با جسد ملیکا روبه‌رو شد.

پس از اعلام موضوع، تیم بررسی صحنه جرم در محل حاضر شد و با پیکر دختری ناشناس مواجه شد که بر اثر وارد آمدن ضربات متعدد چاقو جان باخته بود. پزشکی قانونی زمان تقریبی مرگ را نزدیک به دو روز قبل و همزمان با زمان ناپدید شدن ملیکا اعلام کرد. بررسی‌های تکمیلی نیز نشان داد جسد پس از قتل به داخل کانال آب انداخته شده و جریان آب آن را تا محل کشف منتقل کرده است.

دستگیری متهم پس از ۱۳ روز
کارآگاهان اداره دهم با رصد پرونده‌های مفقودی و تطبیق مشخصات، هویت جسد مجهول‌الهویه را با ملیکا تطبیق دادند. بعد هم خانواده برای شناسایی به پزشکی قانونی رفتند و هویت جسد را تایید کردند.

با اطمینان از قتل ملیکا پرونده وارد مرحله جدیدی شد و کارآگاهان به بازبینی دوربین‌های مداربسته‌ای مشغول شدند. در نهایت ماموران موفق شدند تصویر سوار شدن ملیکا به یک خودروی پراید سفیدرنگ را به دست آورند و با بدست آمدن شماره پلاک، تحقیقات به سرعت پیش رفت و راننده خودرو ۱۳ روز پس از ناپدید شدن ملیکا در محدوده کهریزک شناسایی و دستگیر شد.

آخرین وضعیت پرونده
با وجود بازداشت متهم، او در گفت‌وگوهای منتشرشده قتل را انکار کرده و درباره رد خون داخل خودرو، ادعای جداگانه‌ای مطرح کرده است. در عین حال، برخی روایت‌های خبری از سرقت طلا و وسایل شخصی مقتول پس از حادثه خبر می‌دهند و می‌گویند بررسی انگیزه، جزئیات درگیری و نحوه وقوع جنایت همچنان در دستور کار پلیس و مقام قضایی است.

منبع: روزیاتو

نمایش میخوام به دنیا بیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا