آموزشی

انشا در مورد ماه رمضان برای تمام پایه ها، با مقدمه و نتیجه گیری

با چند انشا در مورد ماه رمضان برای تمام پایه ها، با مقدمه و نتیجه گیری در این مطلب همراه ما باشید.

اینتین – ماه رمضان ماه بندگی، مهربانی و پاکی دل‌هاست که با آمدنش فرصت تازه‌ای برای خودسازی و نزدیکی به خداوند فراهم می‌شود در این مطلب چندین انشا با موضوع ماه رمضان آماده کرده ایم.

انشا در مورد ماه رمضان
ماه رمضان، ماهی است که در آن دل‌های انسان‌ها به سوی خداوند می‌رود و نور ایمان در وجودشان شعله‌ور می‌شود. در این ماه، روزه‌داران با امساک از خوردن و آشامیدن، معنای واقعی صبر و بندگی را درک می‌کنند. این ایام، تجلی همبستگی، رحمت و پاکیزگی روح است. در این ماه، بسیاری از معلمان از دانش‌آموزان می‌خواهند که با قلم خویش، درباره ماه رمضان انشا بنویسند. این درخواست فرصتی است تا زیبایی‌های معنوی این ماه را منعکس کنیم. برای یاری رساندن به این امر، در ادامه این بخش از نمناک، ایده‌هایی برای نوشتن یک انشا در مورد ماه رمضان طولانی یا کوتاه ارائه می‌شود تا بتوانید بهترین توصیف را از این ماه پربرکت داشته باشید.

موضوع انشا ماه رمضان
رمضان ماه پر برکتی است که همه ما در آن به ضیافت الهی دعوت می شویم. در این انشا، قصد دارم خاطره اولین روز، روزه داری را برای شما بازگو کنم.

در سال‌های کودکی، بزرگ‌ترین لذت من بیدار شدن در سحرها در کنار پدر و مادرم برای صرف سحری بود. اما مادرم که نگران ضعف و نحیفی‌ام بود، معمولاً مرا برای سحری بیدار نمی‌کرد. این وضعیت تا هفت سالگی و شروع مدرسه ادامه داشت. وقتی از همکلاسی‌هایم شنیدم که روزه می‌گیرند، با اصرار فراوان از مادرم خواستم که این بار مرا برای سحری بیدار کند. چقدر آن سفره سحری برایم خاطره‌انگیز بود!

برای اولین بار، کنار خانواده نشستم و به صدای روح‌بخش دعای سحر گوش دادم. آن لحظه احساس می‌کردم که بزرگ شده‌ام. البته مادرم توضیح داد که چون از خواهر و برادرم کوچک‌ترم، روزه‌ام کامل نخواهد بود و باید روزه «کله گنجشکی» بگیرم؛ یعنی تا ظهر روزه باشم. با وجود روزه کامل خواهر و برادرم، چند روزی را به همین شکل روزه کله گنجشکی گرفتم تا اینکه بالاخره تصمیم گرفتم روزه کامل بگیرم.

آن روز ظهر چیزی نخوردم و تشنگی و گرسنگی را تا نزدیکی‌های عصر تحمل کردم. تنها چند ساعت به افطار باقی مانده بود که تشنگی چنان بر من فشار آورد که نتوانستم مقاومت کنم و یک لیوان بزرگ آب خوردم. به محض اینکه تشنگی‌ام رفع شد، عذاب وجدان تمام وجودم را فرا گرفت و شروع به گریه کردم! مادرم با مهربانی کنارم آمد و پرسید:«چرا گریه می‌کنی، عزیزم؟ امروز خداوند از تو بسیار راضی است، چون اولین روزه کاملت را گرفتی.»

این حرف مادر، آتش دلم را بیشتر کرد. گریه‌ام شدت گرفت و با صدای بلند گفتم:«مامان، من روزه‌ام باطل شد، چون آب خوردم!»

مادرم با لحنی آرام دست نوازشگری بر سرم کشید و گفت:«عزیزم، روزه‌ات باطل نشده و تو هنوز روزه‌ای، چون هنوز به سن تکلیف نرسیده‌ای و روزه‌ات از روی تکلیف شرعی نیست و قبول است. تازه اگر حواست نباشد و سهواً چیزی بخوری، باز هم روزه‌ات باطل نمی‌شود.» از شنیدن این حرف، خوشحالی وصف‌ناپذیری وجودم را فرا گرفت.

از این خاطره نتیجه می‌گیریم که دوران کودکی سرشار از خاطرات تلخ و شیرین، محبت‌های والدین، و همدلی در انجام واجبات دینی در محیط خانواده است. خاطره اولین روزه، شیرین‌ترین روزی است که طعم تعهد و مسئولیت را برای اولین بار چشیدیم و هرگز تکرار نخواهد شد.

انشا ادبی درباره ماه رمضان
ماه رمضان، فراتر از تقویم روزمره، چونان کتابی آسمانی است که به فرمان حق بر صفحات هستی گشوده شده؛ هنگامهٔ طهارت است که در آن، خاک، عطای زمین را وا می‌نهد و جان، بال بر پرده‌های غیب می‌کشد تا به آشیان قدس پرواز کند. این ماه، همچون مهمانی بزرگ است که سفره‌اش نه از طعام جسم، که از نور حضور و رزق معنوی گستردیده شده است.

آغازین شب‌هایش، با هلال باریک و مرموزش، چون عهدی ناگشوده در آسمان می‌نشیند و دل‌ها را به سوی انتظاری شیرین می‌خواند. آنگاه که اذان مغرب، بانگ آغاز ضیافت الهی را به صدا درمی‌آورد، صدای شکسته شدن قفل روزه در دهان روزه‌دار، نوای رستگاری است. افطار، تلاقی دو رودخانه است:رودخانه تشنگی روز که به دریای شربت و شهد وصل می‌شود، و رودخانه عطش روح که با جرعه‌ای از آب معرفت سیراب می‌گردد.

اما اوج شکوه این ماه، در سحرهای بی‌رمق و رازآلود آن نهفته است. پیش از آنکه خورشید، تاج زرین خود را بر سر کوه‌ها نهد، جهان در حجاب سکوتی عمیق فرو می‌رود. در این ساعت، زمین گویی به آسمان نزدیک‌تر است؛ فاصله‌ای میان جسم خاکی و جان ملکوتی نیست. زمزمه‌های سحر، نجواهایی است که میان بنده و خالق جاری است؛ کلماتی که از عمق وجود برمی‌خیزند، نه برای طلب دنیایی فانی، بلکه برای طلب رضایتی ابدی. آنکه در این ساعت بیدار است، راز هستی را در رگه‌های نور سپیده‌دم می‌جوید.

و شب‌های قدر! آن شب‌هایی که قدرشان از هزار ماه نیز فزون است. در این لیالی، گویی آسمان در گوش زمین خم می‌شود و ملائک با طومارهایی از استغفار و آمرزش فرود می‌آیند. هر قطره اشکی که بر گونه‌ها جاری می‌شود، وزنی دارد به اندازه گناهان یک سال؛ و هر دعایی که از حنجره برمی‌آید، پلی است برای عبور از این سرای محدود به سوی بیکران رحمت. در این ساعات، فرصت است تا خود را بیاراییم به لباس توبه، و زنگارهای تعلقات دنیوی را از آینه دل بزداییم.

رمضان، مدرسه صبر است؛ جایی که یاد می‌گیریم چگونه در برابر خواسته‌های خود ارباب باشیم، و چگونه نیازمندی‌های یک همسایه را در تشنگی خود حس کنیم. این ماه، کاروان انسان را به سوی تقوا می‌راند؛ تقوایی که نه پوششی ظاهری، بلکه ثبات قدم در مسیر حق است.

چونان پرچمی بلند، رمضان می‌رود و در پس خود، عیدی بزرگ به ارمغان می‌آورد؛ عیدی که حاصل تمرین یک ماهه ترک عادت‌هاست، و جشن رهایی از زنجیرهای نفس. اما درس حقیقی رمضان، فراتر از ایام روزه‌داری است؛ باید این انضباط روحانی را در سائر ایام سال نیز جاری ساخت، تا این آتش سوزان الهی، خاکستر نگردد و نورش همچنان بر مسیر زندگی بتابد.

انشا لحظه افطار ماه رمضان
رمضان ماه تمرین است؛ تمرین خویشتن‌داری، صبر، و یادآوری قدر نعمت‌های فراموش شده. هر روز در این ماه، سفری است از تاریکی نفس تا روشنایی ایمان. روز از پی روز می‌گذرد و روح با هر ساعت، وزنه‌برداری معنوی انجام می‌دهد؛ سنگینی عطش و گرسنگی را با سبک‌باری تقوا جابجا می‌کند. این همه تلاش، در یک لحظه به اوج خود می‌رسد؛ لحظه‌ای که روز تمام می‌شود و فرمان رسیدن به پاداش صادر می‌گردد. آن لحظه، لحظهٔ افطار است.

وقتی خورشید به آرامی پشت کوه‌ها پنهان می‌شود و آسمان کم‌رنگ می‌شود، یک سکوت خاص بر همه جا حاکم می‌شود. این سکوت، سنگین‌ترین لحظه روز است.

تمام روز، ما خودمان را نگه داشتیم، از آب و خوراک دور ماندیم تا به یاد نیازمندان باشیم و به خدا نزدیک‌تر شویم. این خودداری، یک تمرین بزرگ برای روح بود و ناگهان، صدای اذان مغرب از دور می‌آید.

این صدا، مثل یک نغمهٔ آرامش‌بخش است. انگار که یک معلم دلسوز می‌گوید:«کارت تمام شد، حالا استراحت کن.» در آن لحظه، دیگر تشنگی و گرسنگی مهم نیست؛ مهم پیروزی اراده بر عادت است.

اولین چیزی که وارد دهان می‌شود، یک خرما یا چند قطره آب است. این‌ها برای سیر شدن نیستند؛ این‌ها یک علامت هستند:نشانه‌ای از قدردانی و بازگشت به خود. با اولین جرعه آب، احساس می‌کنیم که تمام خستگی روز از تن‌مان بیرون می‌رود و روحی تازه به ما باز می‌گردد.

سفره افطار، ساده و گرم است. همه دور هم نشسته‌اند؛ خانواده، دوستان. اما در این جمع ساده، یک حس بزرگ وجود دارد:همدلی. ما می‌دانیم که امروز دیگران هم با ما هم‌سفرهٔ رحمت خدا بوده‌اند.

لحظه افطار، یعنی فهمیدن ارزش نعمت‌ها. یعنی بعد از یک روز تلاش، خدا به ما اجازه می‌دهد از آنچه حلال کرده است، لذت ببریم. این لحظه، یک درس روزانه است:صبور باش، نظم داشته باش، و در پایان، همیشه پاداشی شیرین در انتظار توست.افطار، پایان روز سختی نیست؛ بلکه آغاز آرامش و شکرگزاری است.

انشا درباره ماه رمضان ساده

ماه رمضان، ماه میهمانی خاص خداوند است و همین امر سبب می‌شود روزهایش از هر روز دیگری در سال متمایز باشد. روزه‌داری برایم گاهی دشوار است، اما من عاشق این ماهم. به نظرم، تحمل سختیِ گرسنگی و تشنگی، بهای شیرینی دارد که آن را در لحظهٔ افطار می‌پردازیم؛ لحظه‌ای که همهٔ ما دور سفره‌ای جمع می‌شویم و هم‌زمان با شنیدن دعاهای بعد از اذان مغرب، روزه‌مان را با یک خرمای شیرین، تکه‌ای هندوانه، یا یک استکان چای آغاز می‌کنیم.

مادرم همیشه یادآوری می‌کند که ماه رمضان صرفاً امساک جسم نیست؛ بلکه فرصتی است برای اینکه بفهمیم چگونه می‌توانیم در طول این ماه، انسان بهتری شویم. مثلاً باید زبان خود را از غیبت، دروغ و تهمت پاک کنیم. همچنین، با تجربهٔ چند ساعت گرسنگی، می‌توانیم درد و رنج افرادی را که اغلب گرسنه می‌مانند، بهتر درک کنیم.

من عاشق لحظهٔ افطارم، اما بیدار شدن برای سحری برایم سخت است، زیرا در آن موقع از شب، اشتهای چندانی ندارم. با این حال، اگر در فاصلهٔ بین افطار تا خواب، در خوردن زیاده‌روی نکنیم، بیدار شدن برای سحری و خوردن یک وعدهٔ کامل جهت تأمین انرژی روز بعد، آسان‌تر خواهد بود.

من به همراه پدر و مادرم در شب‌های قدر به مسجد می‌روم و تا سحر بیدار می‌مانیم. می‌دانم که فضیلت شب قدر از هزار ماه بالاتر است و تلاش می‌کنم که از این شب‌های پربرکت نهایت استفاده را ببرم.از کودکی به یاد دارم که مادرم برای آماده‌سازی غذای افطار و سحر زحمت فراوانی می‌کشد. او هر شب پیش از سحری، زودتر از همه بیدار می‌شود تا غذا را آماده کند، زیرا می‌گوید خوردن غذای تازه در آن ساعت لذت بیشتری دارد. او سفره را می‌چیند، ما را بیدار می‌کند، و پس از نماز و صرف افطار، وقتی ما به خواب می‌رویم، او همچنان بیدار می‌ماند تا کارهای باقی‌مانده را انجام دهد.

مادرم نقش محوری در شکل‌گیری عبادات من در این ماه دارد. در ماه رمضان، همواره از خداوند طلب می‌کنم که سلامتی و عمری طولانی به او عطا فرماید.

انشا در مورد ماه رمضان ۱۴۰۴
ماه رمضان، ماهی خاص و منحصر به فرد است که با ویژگی‌های خاص خود از دیگر ماه‌ها متمایز می‌شود. مهم‌ترین خصوصیت این ماه، روزه‌داری مسلمانان است. اما روزه‌داری تنها با پرهیز از غذا و آب در طول روز تحقق نمی‌یابد و شرایط و آدابی ویژه دارد.

اگر ما رمضان را با شب‌های احیا و روزه‌های پیوسته سپری کنیم و پس از اتمام این ماه حس کنیم که بر خودمان تسلط بیشتری پیدا کرده‌ایم (از عصبانیت گرفته تا کنترل چشم و زبان) نشان دهنده قبول شدن روزه‌ ماست. تسلط بر نفس و توانایی مهار آن، علامت بهره‌مندی واقعی از رمضان است.

اما اگر ماه رمضان گذشت و تنها دستاورد ما از آن، گرسنگی و تشنگی باشد و تنها قدرت درس خواندن یا کار کردنمان کاهش یابد، این خود دلیلی بر عدم پذیرش روزه‌ واقعی است. روزه باید از صمیم قلب گرفته شود و نه تنها به عنوان یک عمل ظاهری.

اگر انسان واقعاً روزه‌دار باشد و با نیت خالص به خود گرسنگی بدهد، می‌تواند با کاهش تعداد وعده‌های غذایی و انتخاب غذاهای سبک، هم نیروی بدنی خود را حفظ کند و هم زمینه‌ساز تقویت روحی خود شود. در این حالت، احساس می‌کند که قدرت و انگیزه‌اش در انجام کارهای خیر و تسلط بر نفس بیشتر شده است.

از این رو، برای بهره‌مندی واقعی از ماه رمضان، باید به عمق وجود خود مراجعه کنیم و به جای تمرکز بر جنبه‌های ظاهری روزه، به این فکر کنیم که چگونه می‌توانیم با روزه‌داری به انسانی بهتر تبدیل شویم. رمضان فرصتی است برای بازنگری در خود و رشد شخصیت.

متن در مورد ماه رمضان برای مدرسه
خداوند در ماه پربرکت رمضان سفره‌ای عظیم و پرنعمت برای بندگانش می‌گستراند و آنان را به مهمانی بزرگ خود دعوت می‌کند. چه زیباست که در چنین ضیافتی مهمان خداوند باشیم و کنار سفره‌ای بنشینیم که او برای ما آماده کرده است. اما آیا از آداب حضور در محضرش آگاهیم و آیا شایستگی این مهمانی را داریم؟

اگر عمری باشد و رمضان دیگری بیاید و ما در صحت و سلامت کامل به سر ببریم، یعنی خداوند ما را دعوت کرده، هرچند ممکن است لیاقت برگزاری این مهمانی را نداشته باشیم و از آداب آن آگاهی کافی نداشته باشیم. ولی خداوند ما را دعوت می‌کند و در این رمضان‌هایی که می‌آید و می‌رود، آداب مهمانی‌اش را به ما می‌آموزد.

رمضان فرصتی برای تمرین تسلیم، فداکاری، و دل بریدن از غرایز انسانی است. این ماه، زمان یادگیری پرهیز از گناه، استغفار و توبه است و شایستگی میزبانی در این سفره به خود ما بستگی دارد. مهم است که از آموخته‌های این رمضان در دیگر روزهای سال استفاده کنیم.

بیایید فقرا را بهتر درک کنیم، با دیگران مهربان‌تر رفتار کنیم و اعضای بدن‌مان را از گناه دور نگه داریم. چشم‌هایمان را از دیدن ناپسند، دست‌هایمان را از انجام کارهای نادرست، زبان‌مان را از گفتن آنچه نباید و گوش‌هایمان را از شنیدن نادرست‌ها محافظت کنیم.

بیایید این رمضان را غنیمت بشماریم و از فرصت حضوری که نصیب ما شده، برخوردار شویم. بسیاری از کسانی که در رمضان‌های گذشته بودند، امروز میان ما نیستند، و بسیاری از افرادی که امسال با ما هستند، سال دیگر نخواهند بود… شاید ما نیز جزو آن‌ها باشیم!

انشا در مورد ماه رمضان کلاس سوم
امروز می‌خواهم درباره‌ی ماه قشنگ رمضان صحبت کنم که هر سال منتظرش هستیم؛ ماه رمضان یک ماه عادی نیست، بلکه یک ماه ویژه و پر از برکت است که در تقویم مسلمانان جایگاه خیلی بزرگی دارد.

بزرگترین اتفاقی که در ماه رمضان می‌افتد، روزه گرفتن است. روزه یعنی اینکه ما از طلوع خورشید تا هنگام غروب، چیزی نمی‌خوریم و چیزی نمی‌نوشیم. شاید فکر کنید این کار سخت است، اما روزه گرفتن فواید خیلی زیادی دارد. وقتی روزه می‌گیریم، یاد می‌گیریم که چطور می‌توانیم صبور باشیم و به یاد کسانی باشیم که ممکن است همیشه گرسنه باشند. روزه به ما یاد می‌دهد که چقدر نعمت‌های خدا، مثل آب خوردن و غذا خوردن، ارزشمند هستند.

شب‌های ماه رمضان حال و هوای دیگری دارد. ما دو وعده غذای مخصوص داریم:سحری و افطار.سحری غذایی است که قبل از طلوع آفتاب می‌خوریم تا بتوانیم روز طولانی را با انرژی شروع کنیم.و اما افطار! افطار لحظه‌ای است که خورشید غروب می‌کند و ما می‌توانیم روزه‌مان را باز کنیم. بعد از یک روز طولانی، خوردن یک خرما و یک لیوان آب در هنگام افطار، شیرین‌ترین مزه دنیا را دارد. دور هم جمع شدن خانواده سر سفره افطار، یکی از قشنگ‌ترین خاطرات این ماه است.

ماه رمضان، ماه قرآن هم نامیده می‌شود، چون قرآن کریم در این ماه بر پیامبر ما نازل شده است. ما سعی می‌کنیم در این ماه بیشتر قرآن بخوانیم و کارهای خوب بیشتری انجام دهیم.

در این ماه، شب‌های خیلی مهمی هم داریم به نام «شب‌های قدر». در این شب‌ها، ما دعا می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم که بهترین‌ها را برای ما و همه مردم جهان رقم بزند.

ماه رمضان فقط درباره نخوردن و ننوشیدن نیست؛ بلکه درباره مهربانی، بخشندگی و کمک کردن به دیگران است. این ماه به ما یاد می‌دهد که با اخلاق خوب، با بزرگترها با احترام، و با کوچک‌ترها با محبت رفتار کنیم.

وقتی ماه رمضان تمام می‌شود، با شادی بزرگ «عید سعید فطر» را جشن می‌گیریم.امیدوارم همه ما بتوانیم از برکات این ماه پر نور و پر از خوبی، بهترین استفاده را ببریم.

انشا در مورد ماه رمضان کلاس پنجم
بار دیگر ماه مبارک رمضان فرا رسیده است. مادرم همواره تأکید دارد که این ماه، میهمانی خداوند است و ما باید آداب این میزبانی را به درستی به جا آوریم. امسال نیز، همچون هر سال، تصمیم گرفته‌ام روزه بگیرم تا بتوانم با کسانی که در شرایط سخت زندگی می‌کنند، همدردی کنم.

روزه گرفتن به من کمک می‌کند تا حداقل برای چند ساعت در روز، تمرین انسانیت را آغاز کنم؛ یاد بگیرم صبورتر باشم، کمتر درگیر خودخواهی شوم، کمتر دروغ بگویم یا قسم ناحق بخورم. این تمرین مرا متوجه حضور خدا می‌کند و فرصتی است تا ذره‌ای به انسان بهتری تبدیل شوم. پدرم معتقد است که پرهیز از خوردن شیرینی و حجم زیاد غذا در سحر و افطار، نه تنها آسیبی ندارد، بلکه بدن را تقویت و سالم‌تر می‌کند. بنابراین، روزه‌داری برای من عرصه‌ای است برای آزمودن خویشتن و تلاش برای تعالی جسم و روح.

بیدار شدن برای سحر، به خصوص در ابتدا، بسیار دشوار است و گاهی با شستن صورت با آب سرد، اشک از چشمانم جاری می‌شود. با این حال، لذت جمع شدن همه اعضای خانواده دور سفره و تدارک برای روز روزه‌داری آتی، بسیار دلپذیر است. پس از اذان و نماز، خواب دوباره می چسبد، اما روز شروع شده و هر کس پی کارهای خود می‌رود. با وجود آنکه در طول روز آشپزخانه مانند آهنربایی قوی، من را به خود می‌خواند و ذهنم مدام به خوردنی‌ها مشغول است، اما هر روز این چالشِ غلبه بر میل درونی ادامه می‌یابد و نیروی روحم قوی‌تر می‌شود. به راستی، به همان اندازه که رنج می‌کشم، از این تجربه روحی لذت نیز می‌برم.

در روزهای ابتدایی ماه رمضان، حوصله افراد به شدت کاهش می‌یابد؛ خواهرم پیوسته غر می‌زند و برادرم اغلب ترجیح می‌دهد در خواب باشد تا با کسی درگیر نشود اما با گذشت زمان و رسیدن به نیمه ماه، بدن و روح به روزه‌داری عادت می‌کنند و تحمل افراد افزایش می‌یابد. اخلاق‌ها نیکوتر شده و عادت کردن به «کم خوردن در عین خوش‌اخلاق بودن»، جزئی از زندگی می‌شود.

همیشه نزدیک به اذان مغرب، مجدداً اعضای خانواده دور یکدیگر جمع می‌شوند تا پای سفره افطار بنشینند. تمام غذاها بسیار اشتهاآور به نظر می‌رسند و هر کس در ذهنش غذای مورد علاقه‌اش را برای خوردن اولویت می‌دهد؛ اما پس از اذان، تنها یک فنجان چای کافی است تا متوجه شویم آنقدرها هم تشنه نبوده‌ایم. پدرم قبل از افطار همیشه می‌گوید در این ماه باید به داد روحمان برسیم؛ روحی که با خواندن چند آیه کوتاه از قرآن سیراب می‌شود، با انجام یک کار خیر کوچک مهربان‌تر می‌گردد و با تمرین صبر و شکیبایی بالنده‌تر می‌شود. باید به روح خود فرصت دهیم تا تمام خستگی‌ها، ناملایمات و عصبانیت‌های گذشته را از خود بزداید. ان شاءالله.

انشا در مورد ماه رمضان کلاس ششم
ماه رمضان، فصلی از حیات معنوی است؛ ماهی که در آن، زمان طوری دیگر جریان می‌یابد و روز و شب، هر دو بویی از ملکوت می‌گیرند. این ماه، برای جان‌های مشتاق، همچون دریچه‌ای است که به سوی آرامش و صفا گشوده می‌شود و قلب‌ها را برای پذیرش نوری بزرگتر آماده می‌سازد.

روزه، محور این ضیافت بزرگ ، تلاشی آگاهانه برای مهار کردن امیال مادی و جسمانی است. اگر جسم ما در طول سال، مانند یک اسب سرکش، فرمان‌بردار خواهش‌های لحظه‌ای است، روزه، افسار این اسب را محکم در دست اراده می‌گذارد. ما با پرهیز از خوردن و آشامیدن در روشنایی روز، به خویشتن یادآوری می‌کنیم که انسان بودن تنها در خوراک و پوشاک خلاصه نمی‌شود؛ بلکه عظمت روح انسان در قدرت انتخاب و مقاومت اوست.

این روزه‌داری، یک شبیه‌سازی کوچک از تحمل سختی‌هاست تا درک کنیم که گرسنگیِ نیازمندان چگونه است. حس تشنگی در ظهر، ما را به سمت همدلی واقعی سوق می‌دهد و طعم شیرین آب پس از غروب، قدردان نعمت‌های بی‌شمار خداوند می‌شویم.

شب‌های رمضان حکایت دیگری دارد. سحری، آغازگر این مسیر است؛ لحظه‌ای است که شهر هنوز در خواب عمیق فرو رفته، اما مؤمنان بیدارند. سحری مانند یک پیام شبانه از یاران سفر است که به یکدیگر می‌گویند:«آماده شو! راهی طولانی پیش رو داریم و باید توشه برگیریم.»

و آنگاه، افطار فرا می‌رسد. افطار، نه فقط پایان گرسنگی، بلکه لحظه‌ی پیروزی صبر است. غروب خورشید، مانند یک فرمانده است که با فرو رفتن، اعلام می‌کند:«اکنون زمان پاداش است.» سفره افطار، نگاره‌ای زنده از وحدت است؛ رنگ‌ها و طعم‌ها، همه در کنار هم، طعم شیرین رهایی از بند نیازهای جسمی را به نمایش می‌گذارند.

ماه رمضان، ماه نزول قرآن است. قرآن در این ماه، همچون نردبانی از جنس نور است که انسان را از زمینِ خاکی به آسمانِ معنا صعود می‌دهد. خواندن آیات آن، در این ایام، تأثیر دیگری دارد؛ گویی هر حرف، باری از غفلت را از دوش برمی‌دارد.

اوج این ماه، در «شب‌های قدر» تجلی می‌یابد. این شب‌ها، مانند گنجینه‌هایی پنهان در دل شب‌های ماه هستند که خداوند فرصت جبران و استغفار را به بندگانش می‌دهد. در این شب‌ها، اشک‌ها نه از سر ضعف، که از سر شوق و درک عظمت خالق جاری می‌شود.

رمضان، فصل پالایش روح ، فرصتی است تا زنگارهای کدورت را از دل بزداییم و با دستی پاک و قلبی آکنده از رحمت، به استقبال آینده برویم.

انشا ذهنی درباره ماه رمضان
ماه رمضان، ماهی است که دل‌ها روشن‌تر و روح انسان پاک‌تر می‌شود. انگار نسیمی از بهشت در این ماه می‌وزد و با خود بوی مهربانی و ایمان را به قلب‌ها می‌آورد. وقتی هلال نازک ماه در آسمان دیده می‌شود، دل‌ها پر از شوق و انتظار می‌گردد؛ همه می‌دانند که زمان مهمانی خدا فرا رسیده است.

در ماه رمضان، روزها بوی صبر می‌دهند و شب‌ها رنگ دعا و نیایش به خود می‌گیرند. سفره‌های افطار پر از محبت‌اند؛ لقمه‌ای نان با دلی شاد، جرعه‌ای آب با سپاسی بزرگ. حتی صدای اذان مغرب گویا نغمه‌ای آسمانی است که می‌گوید:“تو توانستی، تو صبر کردی.”

کودکان عاشق گرفتن روزه های کله گنجشکی هستند و با افتخار در کنار بزرگ‌ترها به مسجد می‌روند. صدای قرآن در خانه‌ها می‌پیچد و دل‌ها آرام می‌شوند. چه شیرین است که انسان در این ماه از گناه دور می‌شود و مهربانی را تمرین می‌کند؛ دست نیازمندان را می‌گیرد و دل خود را با دعاهای شب قدر روشن می‌سازد.

ماه رمضان یادآور این است که زندگی فقط خوردن و خوابیدن نیست، بلکه فرصتی برای رشد روح و نزدیک شدن به خالق مهربان است. وقتی این ماه تمام می‌شود، دل ها برای سادگی سفره‌های افطار، برای اشک‌های سحر، و برای آرامشی که با دعا و نیایش به جان انسان می‌نشیند، تنگ می شود.

انشا درباره ماه رمضان طنز
ماه رمضان ماه خیلی خاصی است؛ مخصوصاً برای ما بچه‌ها که ساعت‌ها به یخچالِ بی‌زبان نگاه می‌کنیم و از او خواهش می‌کنیم یک‌بار خودش درِش را باز کند و بگوید:«بیا، فقط یک خوراکی کوچک!»

از لحظه‌ سحر تا اذان مغرب، زندگی‌مان تبدیل می‌شود به برنامه‌ی “شمردن دقیقه‌ها!” هر چند دقیقه یه بار ساعت را چک می‌کنیم، بعد تقویم را، بعد دوباره ساعت را… تازه یادمان می‌افتد هنوز پنج ساعت مانده تا افطار و آهی از ته دل می‌کشیم که کل کوچه را می لرزاند.

بعد از ظهر که گرسنگی اوج می‌گیرد، ناگهان همه در خانه شروع می‌کنند از غذا گفتن! یکی می‌گوید:“فکر کن افطار زولبیا و بامیه بخوری!”، یکی می‌گوید:“سحری عدسی چقدر چسبید!” و مغز من در پاسخ فقط فریاد می‌زند:“خواهشاً سکوت!”

در مدرسه هم وضع جالبی است. همه بی‌جان روی نیمکت نشسته‌ایم مثل گوشی‌هایی که باتری ندارند. زنگ آخر که می‌خورد، انرژی می‌گیریم چون می‌دانیم زمان افطار نزدیک است.

ولی لحظه‌ی افطار، همه خستگی‌ها می‌رود… اولین لقمه نان یا نوشیدن آب، انگار جایزه‌ی بزرگ صبر و مقاومت است. وقتی افطار غذاهای خوشمزه می خورم، با خودم می‌گویم:“انصافاً، ارزشش را داشت!”

انشا در مورد ماه رمضان با مقدمه و نتیجه
اگر در پی نوشتن یک انشا درباره ماه رمضان با مقدمه، بدنه و نتیجه گیری هستید از انشای زیر الگ بگیرید.

مقدمه:
ماه رمضان، ماه مهمانی خداوند است. ماهی که در آن دل‌ها پاک‌تر و مهربانی‌ها بیشتر می‌شود. در این ماه، مسلمانان با روزه گرفتن، صبر و ایمان خود را تقویت می‌کنند و به یاد فقیران و نیازمندان می‌افتند.

بدنه:
در ماه رمضان، از اذان صبح تا اذان مغرب، مسلمانان از خوردن و آشامیدن پرهیز می‌کنند تا روح خود را از ناپاکی‌ها دور سازند. این ماه فقط برای گرسنگی و تشنگی نیست، بلکه فرصتی است برای نزدیک شدن به خدا، انجام کارهای نیک و یادگرفتنِ کنترل نفس.

شب‌های این ماه حال و هوای خاصی دارد؛ صدای قرآن از خانه‌ها و مساجد شنیده می‌شود و خانواده‌ها دور سفره‌های افطار جمع می‌شوند. چه زیباست وقتی روزه‌دار پس از یک روز طولانی، با شنیدن صدای اذان لب به دعا می‌گشاید و شکر خدا را می‌گوید.

در شب‌های قدر، انسان‌ها با دعا و نماز از خدا می‌خواهند گناهانشان را ببخشد و سالی پر از خیر و برکت به آنان عطا کند.

نتیجه‌گیری:
ماه رمضان ماهی است برای خودسازی، پاکی و مهربانی. در این ماه می‌آموزیم که با صبر، ایمان و بخشش می‌توانیم انسان بهتری باشیم. وقتی این ماه پایان می‌یابد، دل‌هایمان دلتنگ روزهای نورانی و شب‌های پر از دعا می‌شود، زیرا رمضان ماهی است که روح انسان را آرام و دل او را روشن می‌کند.

انشا در مورد ماه رمضان کوتاه
رمضان، نهمین ماه قمری و ماه روزه و نزول قرآن است که جسم را از زنجیر عادت‌ها رها می‌سازد تا روح بتواند به پرواز درآید.

بعد از روزه داری لحظه اذان مغرب و سفره افطار، جایی نیست که تنها گرسنگی پایان می‌یابد؛ بلکه نقطه‌ای است که وحدت انسان‌ها متجلی می‌شود.

و شب‌های قدر؟ شب‌های قدر، پنجره‌های آسمان هستند که برای لحظاتی باز می‌شوند تا دعاهای صادقانهٔ ما، بی‌واسطه به مقصد برسند.

رمضان، کلاس فشردهٔ صبر، بخشش و درک است. وقتی این ماه به پایان می‌رسد، ما نه تنها روزه را تمام کرده‌ایم، بلکه با نفسی تازه و دلی پاک‌تر، آماده‌ایم تا طعم حقیقی زندگی را بچشیم.

منبع | نمناک

اینتین را در شبکه های اجتماعی دنبال کن

نمایش میخوام به دنیا بیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا