اگه موقع خوندن فارسی ششم گاهی معنی بعضی شعرها یا جواب سوالها برات سخته، نگران نباش!
اینجا میتونی جواب تمام تمرینها، درک مطلبها و معنی شعرها و متنهای کتاب فارسی ششم رو پیدا کنی، اونم خیلی روان و قابلفهم.
اینتین – توی این بخش، همهی درسهای کتاب فارسی ششم ابتدایی رو برات جمع کردیم؛ از معنی شعرها و واژهها گرفته تا جواب درست تمرینها و نگارشها.
هر درس جدا توضیح داده شده تا راحتتر پیداش کنی. با خوندن این جوابها هم درس رو بهتر یاد میگیری، هم مطمئن میشی که پاسخهات درسته. دیگه نیازی نیست کل اینترنتو زیر و رو کنی، همهچی همینجاست.
معنی فارسی ششم ابتدایی / حکایت انواع مردم صفحه ۵۳
انواع مردم
برگرفته از : کتاب کیمیای سعادت ، ابو حامد امام محمد غزالی
بدان که مردم از سه جنس اند :
مفهوم: آگاه باش که انسان ها از سه دسته تشکیل شده اند
کلمات مهم:
بدان : آگاه باش
جنس : دسته ، گروه
بعضی چون غذا هستند که وجودشان برای ما لازم است .
مفهوم: بعضی همانند غذا هستند که برای ادامه ی زندگی به وجود آن ها نیاز داریم ؛ یعنی زندگی بدون آن ها امکان پذیر نیست .
آرایه ادبی:
چون غذا (مانند غذا ) تشبیه
و بعضی چون دارو هستند که فقط گاهی به آن ها نیاز داریم .
مفهوم: بعضی دیگر مانند دارو هستند که هر وقت دچار مشکل وگرفتاری می شویم ، به کمک ما می آیند و مشکلات را برطرف می سازند .
آرایه ادبی:
چون دارو (مانند دارو ) تشبیه
و برخی دیگر مانند بیماری هستند که ما هرگز به آن ها نیاز نداریم ، ولیکن گاهی گرفتارشان می شویم که در چنین هنگامی باید صبر و تحمل داشته باشیم تا به سلامت از دست آن ها ، رها شویم .
مفهوم: دسته ای دیگر مانند بیماری هستند که ما هرگز به وجود آن ها نیاز نداریم ، چون که سراسر درد و رنج هستند ، اما گاهی گرفتار آن ها می شویم که در چنین هنگاهی باید با صبر و حوصله از کنارشان بگذریم و برای همیشه از دست آن ها ، رها شویم .
آرایه ادبی:
مانند بیماری : تشبیه
معنی کلمات حکایت انواع مردم فارسی ششم
| بدان: آگاه باش |
| جنس: دسته، گروه |
| صبر: تحمل و شکیبایی |
| لازم: ضروری، واجب، مورد نیاز |
| گاهی: بعضی وقتها |
| گرفتار: اسیر، درگیر |
| هنگامی: زمانی که، در آن موقع |
| تحمل: بردباری، تحمل کردن |
| سلامت: تندرستی |
| رها شویم: آزاد شویم، رهایی یابیم |
هم خانواده کلمات حکایت انواع مردم فارسی ششم
مردم= مردمی، مردمان
جنس= جنسی، جنسیت
لازم= لزوم، لازمالاجرا
نیاز= نیازمند، نیازمندی
بیماری= بیمار، بیمارستان
صبر= صبوری، صبور
تحمل= تحملپذیر، تحملکردن
رها= رهایی، رهایی دادن
متضاد و مخالف کلمات حکایت انواع مردم فارسی ششم
لازم ≠ غیرلازم
نیاز ≠ بینیازی
بیماری ≠ سلامتی
هرگز ≠ همیشه
صبر ≠ بی قراری
تحمل ≠ بی طاقت
رها ≠ اسیر
منبع | همیار




