با معنی و داستان ضرب المثل «افسار شتر بر دم خر بستن» تو این مطلب همراهمون باشین.
اینتین – درباره ضرب المثل «افسار شتر بر دم خر بستن» تو ادامه مطلب بیشتر بخونین :
معنی این حکایت زیبا
ضربالمثل معروف “افسار شتر بر دم خر بستن” اشاره به سپردن عنان کار به افراد نالایق است و اینکه افرادی بدون داشتن تخصص، تحصیلات، تجربه، شایستگی و شرایط متصدی پست و مقامی شوند.
حکایت
نقل است ساربانی در آخر عمر خود،
شترش را صدا میزند و به دلیل اذیت و آزاری که بر شترش روا داشته از شتر حلالیت میطلبد. یکایک آزار و اذیتهایی که بر شتر بیچاره روا داشته را نام میبرد.
از جمله؛ زدن شتر با تازیانه، آب ندادن، غدا ندادن، بار اضافه زدن و…
همه را بر میشمرد و میپرسد آیا با این وجود مرا حلال میکنی؟
شتر در جواب میگوید همه اینها را که گفتی حلال میکنم، اما یکبار با من کاری کردی که هرگز نمیتوانم از تو درگذرم و تو را ببخشم.
ساربان پرسید آن چه کاری بود؟
شتر جواب داد یک بار افسار مرا به دُم یک خر بستی.
من اگر تو را بخاطر همه آزارها و اذیتها ببخشم بخاطر این تحقیر هرگز تو را نخواهم بخشید!
انشا با موضوع این ضرب المثل
مقدمه:
نظم و تناسب، قانون نانوشتهای است که جهان بر پایه آن بنا شده است. از گردش سیارات گرفته تا چیدمان کلمات در یک شعر، هر چیزی جایگاه خاص خود را دارد. اما گاهی در دنیای آدمها، این توازن به هم میخورد و کارهایی صورت میگیرد که نه با عقل جور در میآید و نه با منطق. قدیمیهای ما برای توصیف این آشفتگی و بیتدبیری، از ضربالمثل هوشمندانهی «افسار شتر بر دم خر بستن» استفاده کردهاند.
بدنه:
تصور کنید کاروانی در مسیر است؛ شتر، حیوان صبور و نیرومندی که بار سنگین کاروان را بر دوش دارد، باید پیشرو باشد و افسارش در دست ساربانی کاردان. حالا اگر کسی بیاید و از روی نادانی یا لجاجت، افسار این شترِ بلندقامت را به دم یک خرِ کوتاه قد ببندد، چه اتفاقی میافتد؟ نه شتر میتواند با گامهای بلندش حرکت کند و نه آن خر تابِ کشش و عظمت شتر را دارد. نتیجه چیزی جز درهمریختگی، توقف کاروان و خنده شاهدان نخواهد بود.
این ضربالمثل حکایت روزگار ماست. وقتی در یک سازمان، مدیریتِ پروژهای عظیم را به فردی بیتجربه و کوچک میسپارند، در واقع افسار شتر را به دم خر بستهاند. وقتی اولویتهای اصلی زندگی فدای مسائل پیشپاافتاده میشود یا زمانی که یک سخنران ناشی، کلمات گهربار را در جای نامناسب به کار میبرد، همین تصویر مضحک بازسازی میشود. سپردن کارهای بزرگ به آدمهای کوچک، نه تنها آن کار را به مقصد نمیرساند، بلکه شأن و اعتبار آن جایگاه را هم زیر پا میگذارد.
نتیجهگیری:
از این مَثَل میآموزیم که هر چیزی را بهرِ کاری ساختهاند. موفقیت در هر امری، چه در زندگی شخصی و چه در اداره یک جامعه، در گروِ «شایستهسالاری» و رعایت تناسب است. اگر میخواهیم کاروان زندگیمان به سلامت به مقصد برسد، باید بدانیم که هر مهره را در کجای صفحه شطرنج بگذاریم؛ چرا که با گره زدنِ سرنوشتِ بزرگان به ارادهی نادانان و بستن افسارِ شتر به دمِ خر، راه به جایی جز ترکستان نخواهیم برد.
منبع | روزانه




