تصور کنید یک نهنگ عنبر غولپیکر با نام علمی Physeter macrocephalus ناگهان شما را یکجا ببلعد و راهی معدهاش شوید.
اینتین – این تصور عجیب شاید غیرممکن به نظر برسد، اما چنین داستانی سابقهای طولانی دارد. در کتاب یونس از کتاب مقدس، شکم یک نهنگ محل اقامت یونس است؛ جایی که او سه روز را به توبه و دعا میگذراند. در فیلم Pinocchio محصول ۱۹۴۰ دیزنی نیز ژپتو درون مونسترو، نهنگ عنبر عظیمالجثه، برای خودش محیطی کوچک و راحت درست کرده است؛ از آتش گرفته تا وسایل ماهیگیری برای صید موجوداتی که وارد شکم نهنگ میشوند. حتی ماهی قرمز او، کلئو، همراهش در این دنیای عجیب و کوچک زندگی میکند.
ایده زنده ماندن انسان درون یک جانور دریایی عظیم، سالهاست به یکی از داستانهای محبوب درباره بقا و رهایی تبدیل شده است. در بازسازی تازه این ایده، فیلم Whalefall ماجرای غواصی را دنبال میکند که یک نهنگ عنبر او را میبلعد و او فقط یک ساعت فرصت دارد تا پیش از تمام شدن اکسیژن کپسولش راهی برای فرار پیدا کند.
با وجود تمام این داستانها، یک نکته اساسی وجود دارد: تاکنون هیچ مورد مستندی از بلعیده شدن کامل یک انسان توسط نهنگ ثبت نشده. معدود اتفاقات نزدیک به چنین حادثهای مربوط به نهنگهای گوژپشت بودهاند؛ گونهای که اساساً نمیتواند یک انسان را ببلعد. در تمام این موارد، نهنگ فرد را تقریباً همانقدر سریع که حشرهای مزاحم را از دهانش بیرون میاندازد، به بیرون پرتاب کرده است.
شین گرو، زیستشناس نهنگ و زیستشناس ارشد پروژه Project CETI، گفت:
من این اتفاق را بلعیده شدن نمیدانم؛ بیشتر میتوان آن را اشتباهی از سوی هر دو پستاندار دانست.
پس اگر چنین اتفاقی هرگز رخ نداده، آیا از نظر علمی اصلاً امکانپذیر است؟
این اتفاق از نظر علمی تقریباً غیرممکن است
Whalefall اقتباسی سینمایی از رمانی به همین نام است که در سال ۲۰۲۳ توسط دنیل کراوس، نویسنده برنده جایزه پولیتزر، منتشر شد و قرار است ۱۶ اکتبر روی پرده سینماها برود.
شخصیت اصلی داستان، جی گاردینر، برای پیدا کردن بقایای پدر مرحومش که ملوان بوده و در دریا جان باخته، راهی یک سفر غواصی میشود. در جریان این ماجرا، یک نهنگ عنبر بسیار بزرگ ناگهان او را میبلعد. جی در این شرایط تنها یک ساعت اکسیژن در کپسول غواصی خود دارد و برای زنده ماندن مجبور میشود دست به مجموعهای از راهکارهای خلاقانه و عجیب بزند. او حتی از منقار یک ماهی مرکب برای بریدن دیواره معده نهنگ استفاده میکند و با کمک نور یک عروس دریایی مسیرش را برای بالا رفتن از گلو و خروج از بدن نهنگ پیدا میکند.
ماجرای جی برای یک فیلم هیجانانگیز و نفسگیر مناسب است، اما آیا چنین اتفاقی در دنیای واقعی هم میتواند رخ دهد؟ شین گرو که بیش از ۲۰ سال روی نهنگهای عنبر مطالعه کرده است، احتمال آن را بسیار ناچیز میداند و حتی بخش اصلی ماجرا، یعنی بلعیده شدن انسان را، بسیار بعید میشمارد. او گفت:
تا جایی که من میدانم، هیچ انسانی تاکنون توسط یک نهنگ عنبر خورده نشده است.
گرو پس از در نظر گرفتن مجموعهای از فرضهای بسیار بعید درباره رفتار تغذیهای و ساختار بدن نهنگهای عنبر، احتمال محدودی را مطرح میکند. به گفته او، شاید بزرگترین نهنگ عنبر ممکن بتواند در شرایطی کاملاً استثنایی، انسانی لاغر و باریکاندام را بهطور تصادفی وارد حلق خود کند. او توضیح داد:
از نظر کالبدشناسی، شاید بتوان یک انسان باریکاندام را در گلوی یک نهنگ عنبر نر بسیار بزرگ جا داد. اما رخ دادن چنین اتفاقی فوقالعاده بعید است؛ بهخصوص اگر فرد تجهیزات غواصی و کپسول اکسیژن همراه داشته باشد، زیرا این وسایل ابعاد بدن او را بیشتر میکنند.
گرو که رمان را نیز مطالعه کرده، تلاش نویسنده برای هماهنگ کردن داستان با واقعیتهای علمی را تحسین میکند. در کتاب توضیح داده شده که چرا ممکن است یک نهنگ عنبر در نزدیکی یک غواص قرار بگیرد. این نهنگها معمولاً در عمق حدود ۹۰۰ متری اقیانوس و نزدیک بستر دریا شکار میکنند؛ منطقهای که معمولاً غواصان تفریحی یا حرفهای در آن حضور ندارند.
رمان برای حل این مشکل، حضور یک ماهی مرکب غولپیکر با نام علمی Architeuthis dux را وارد داستان میکند. این جانور در نزدیکی سطح آب تلاش میکند از دست نهنگ عنبر فرار کند. نهنگ نیز برای شکار آن به سمت سطح میآید و ماهی مرکب به جی میچسبد؛ در نتیجه غواص همراه طعمه وارد دهان نهنگ میشود.
با این حال، گرو یادآوری میکند که نهنگهای عنبر از پژواکیابی استفاده میکنند و احتمالاً میتوانند تفاوت یک انسان را با طعمه معمول خود تشخیص دهند. او گفت:
اینکه یک نهنگ عنبر بهطور تصادفی انسان را بخورد بسیار بعید است، اما برای ساختن یک داستان هیجانانگیز، ایده بسیار خوبی محسوب میشود.
حتی اگر فرض کنیم فرد بتواند وارد دهان نهنگ شود و در اثر فشار و حرکت شدید آب غرق نشود، وضعیت او تقریباً بلافاصله وخیم خواهد شد. گرو گفت:
به احتمال زیاد انسان همان لحظهای که وارد دهان نهنگ میشود غرق خواهد شد؛ چه ورود او به دهان نهنگ به دلیل چسبیدن ماهی مرکب اتفاق افتاده باشد و چه به شکل تصادفی.
او احتمال دیگری را هم مطرح میکند:
از آنجا که غذای اصلی نهنگهای عنبر ماهیهای مرکب و موجودات نرم و بدون استخوان هستند، ورود یک انسان مجهز به تجهیزات غواصی میتواند برای خود نهنگ نیز خطرناک باشد و احتمال خفگی جانور را افزایش دهد.
البته چنین پایانی میتوانست فیلم را بسیار کوتاهتر کند. با این حال، گرو معتقد است واکنش طبیعی نهنگ در برابر یک جسم ناشناخته در دهانش نیز میتواند صدمات شدیدی به انسان وارد کند.
او گفت:
وقتی چیزی را که نباید بلعیده باشم وارد دهانم میکنم، واکنش بدنم کاملاً غیرارادی است و دهان و عضلاتم شروع به حرکت و سرفه میکنند. برای نهنگ نیز چنین واکنش شدیدی میتواند باعث حرکات ناگهانی شود و آسیب فیزیکی زیادی به انسان وارد کند.
گرو تأکید میکند که خودش متخصص کالبدشناسی نهنگ نیست، اما همچنان بعید میداند موجود زندهای بتواند وارد معده یک نهنگ عنبر شود و برای مدتی در آنجا زنده بماند. او گفت:
در معده مواد اسیدی و گاز وجود دارد. دستگاه گوارش هیچ پستانداری برای زنده ماندن طعمهای که وارد آن شده طراحی نشده است.
جوی رایدنبرگ، کالبدشناس تطبیقی در دانشکده پزشکی آیکان در مونتسینای نیویورک، که در زمینه ساختار بدن برای رمان و فیلم Whalefall مشاوره داده است، توضیح میدهد که معده نهنگ عنبر از چهار بخش تشکیل شده است.
این ساختار یادگاری از میلیونها سال پیش است؛ زمانی که اجداد این جانوران حدود ۵۰ میلیون سال قبل روی خشکی زندگی میکردند و رژیم غذایی گیاهی داشتند. نخستین بخش معده با بافتی ضخیم و عضلانی پوشیده شده و وظیفه آن خرد کردن غذاست، زیرا دندانهای نهنگ عنبر که فقط در فک پایین قرار گرفتهاند، آنقدر تیز هستند که امکان جویدن معمولی غذا را فراهم نمیکنند.
اگر جی بخواهد برای کشیدن خودش به سمت گلوی نهنگ چیزی محکم پیدا کند، تقریباً چیزی برای گرفتن در اختیار نخواهد داشت. رایدنبرگ میگوید فضای داخلی عمدتاً از دیوارههایی خیس، لزج و نرم تشکیل شده و خبری از دستگیره یا قلاب نیست. تنها استثنا میتواند حنجره یا جعبه صوتی نهنگ باشد که مانند یک لوله سفت و برجسته قرار گرفته است.
رایدنبرگ گفت:
اگر او بتواند دستش را دور حنجره بیندازد، شاید بتواند از آن برای کشیدن خودش به سمت بیرون استفاده کند.
با وجود این، رایدنبرگ معتقد است شانس زنده ماندن انسان در چنین شرایطی بسیار اندک است.
او گفت:
بیشتر انسانها بدون تجهیزات محافظتی و منبع هوا نمیتوانند چنین شرایطی را تحمل کنند. علاوه بر این، یک نهنگ عنبر احتمالاً هیچوقت انسان را نخواهد بلعید.
سناریوی بلعیده شدن انسان توسط یک نهنگ عنبر بیشتر به تخیل و داستانپردازی متکی است تا واقعیت علمی. اما آیا جانور دیگری وجود دارد که بتواند یک انسان را کاملاً در خود فرو ببرد؟
متأسفانه پاسخ مثبت است. پیتون مشبک با نام علمی Malayopython reticulatus، که طولانیترین گونه مار جهان محسوب میشود و میتواند به طول حدود ۸ متر برسد، در مواردی انسان را بهطور کامل بلعیده است.
بر اساس مطالعهای که در سال ۲۰۲۵ درباره مرگومیرهای مرتبط با پیتونها در اندونزی انجام شد، از سال ۱۹۲۷ تا ۲۰۲۵ دستکم ۱۷ نفر قربانی حمله پیتونهای مشبک شدهاند. چهار نفر از این افراد زنده ماندهاند، هرچند مشخص است که زنده ماندن به معنای گذراندن زمان قابلتوجهی درون بدن مار نبوده است. در چند مورد مرگبار، مار انسان را بهطور کامل بلعیده بود.
گرو معتقد است آناکوندای سبز با نام علمی Eunectes murinus نیز ممکن است از نظر اندازه و توانایی بلعیدن طعمه برای چنین کاری مناسب باشد، زیرا این مار میتواند جانورانی به بزرگی گوزن را بخورد. البته طعمه آناکوندا پیش از بلعیده شدن معمولاً دیگر زنده نیست.
گرو گفت:
آناکونداها به شکل معروف خودشان دور طعمه میپیچند و آن را تحت فشار قرار میدهند. وقتی طعمه وارد دهان مار میشود، بدنش دیگر بیجان و شل است.
چرا داستان انسان در شکم نهنگ همچنان محبوب مانده است؟
گرو در مورد نهنگهای عنبر بر یک نکته مهم تأکید دارد: این جانوران هیچ علاقهای به شکار انسان ندارند؛ چه بهصورت عمدی و چه به شکل تصادفی. انسانها نیز قرنها نهنگها را برای بهدست آوردن روغن شکار کردهاند و همین رابطه پرتنش شاید یکی از دلایل حضور پررنگ نهنگها در افسانهها و داستانهای انسانی باشد.
او گفت:
اگر چنین داستانهایی از دوران شکار نهنگها سرچشمه گرفته باشند، بیشتر میتوان آنها را هشداری برای شکارچیان نسلهای بعد دانست تا روایتی مبتنی بر واقعیت. من هرگز رفتار تهاجمی از یک نهنگ عنبر ندیدهام. آنها غولهای آرام اعماق دریا هستند.
گرو امیدوار است فیلمهایی مانند Whalefall بتوانند کنجکاوی مردم را نسبت به این جانوران باهوش و آرام افزایش دهند. او و اعضای Project CETI در حال تحقیق درباره شیوه ارتباط نهنگهای عنبر با یکدیگر هستند و تلاش میکنند الگوهای ارتباطی آنها را رمزگشایی کنند.
منبع: دیجینوی





