بیوگرافی زهرا حداد عادل، همسر آیت الله سید مجتبی خامنهای و عروس رهبر شهید را به همراه جزئیات مربوط به سن، تحصیلات، شغل و زندگی شخصی این بانوی شهید را از اینجا مطالعه کنید.
اینتین – زهرا حداد عادل؛ عروس رهبر شهید انقلاب و همسر سومین رهبر انقلاب، آیت الله سید مجتبی خامنه ای، در سال ۱۳۵۸ متولد شد و در زمان شهادت ۴۶ ساله بود. ایشان سومین فرزند غلامعلی حداد عادل، سیاستمدار اصولگراست. مادر زهرا حداد عادل نیز طیبه ماهروزاده است. او علاوه بر یک برادر و یک خواهر بزرگتر، یک خواهر کوچکتر نیز دارد.
تحصیلات زهرا حداد عادل چیست؟
زهرا حداد عادل تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته علوم ارتباطات با گرایش روزنامهنگاری در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی به پایان رسانده است. وی همچنین از دانشآموختگان دانشکده صدا و سیما در رشته مدیریت خبر است.
دوران مدرسه زهرا حداد عادل
زهرا حداد عادل دوران تحصیل مدرسه را همچون سایر فرزندان خانواده حداد عادل در مدرسه فرهنگ سپری کرد و بعدها نیز به عنوان یکی از مدیران مدارس علوم انسانی فرهنگ، فعالیت داشته است.
ازدواج زهرا حداد عادل با آیت الله سید مجتبی خامنه ای
زهرا حداد عادل در سال ۱۳۷۷، پس از پایان دوره متوسطه، با سید مجتبی خامنهای، فرزند رهبر انقلاب، ازدواج کرد.
فرزندان زهرا حداد عادل
زهرا حداد عادل دارای سه فرزند به نامهای محمدامین، فاطمه سادات و محمدباقر است. طبق اظهارات فریدالدین حداد عادل، برادر او، هر سه فرزند وی در بیمارستان رسالت تهران متولد شدهاند.
هرا حداد عادل، همسر سید مجتبی خامنهای و عروس رهبر شهید انقلاب، به عنوان معلم در یکی از دبیرستانهای جنوب تهران فعالیت داشت.
شهادت زهرا حداد عادل
زهرا حداد عادل در نهم اسفند ۱۴۰۴، در جریان حمله خصمانه آمریکایی-صهیونیستی به ایران، به همراه رهبر انقلاب به شهادت رسید. در این واقعه، علاوه بر او، چند تن دیگر از اعضای خانواده رهبر شهید انقلاب، از جمله داماد و نوه ایشان نیز به شهادت رسیدند.
شعر غلامعلی حداد عادل در سوگ دختر شهیدش
غلامعلی حداد عادل، پدر زهرا حداد عادل، شعر «زهرای من» را در سوگ شهادت دخترش سروده است. این اثر با بهرهگیری از عواطف و اندوه پدرانه، بازگوکننده غم سنگین فراق فرزند و احساسات عمیق شاعر است.
«زهرای من»
ای نازنین که بی تو دلم غرق خون شده!
باز آ، ببین که دل ز فراق تو چون شده
مهتاب من! بتاب به شبهای تار من
ره، بی حضور ماه تو، بی رهنمون شده
آن سر، که همچو سرو سرافراز و سبز بود
اینک، بنفشهوار، زِ غم واژگون شده
صبری که بود در دل من، کاستی گرفت
دردی که بود، بی تو دمادم فزون شده
هر جا که چامهایست، سرود عزای توست
هر جا که جامهای، ز غمت نیلگون شده
اندوه، کوه کوه، شد انبوه در دلم
شادی زِ در نیامده، از در برون شده
بگذار تا بگویم من بی تو کیستم:
مرغی کز آسمان به زمین سرنگون شده
شمعی به یاد روی تو شبها گریسته
موجی ز پا فتاده، اسیر سکون شده
آزردهدل نشسته به کنجی غریبوار
فرزانهای که بی تو دچار جنون شده
زهرای من! شهید بهخونخفتهٔ پدر!
باز آ، ببین که بی تو دلم غرق خون شده…
منبع: ستاره





