عطار نیشابوری، معروف به شاعر شهید، به عنوان شخصیتی تاثیرگذار در حوزه غزل، آثار زیبا و درخور تحسینی دارد. برای آشنایی بیشتر با این شاعر بزرگ، در ادامه همراه ما باشید.
اینتین – عطار را با شاهکارهایی همچون منطق الطیر و تذکره الاولیا میشناسند؛ حال آنکه غزلیات، رباعیات و دیگر اشعار او نیز بسیار شیرین و بهیادماندنی است. در این بخش از ستاره، خلاصه زندگینامه عطار نیشابوری برای کودکان را آوردهایم و به سوالاتی مانند عطار نیشابوری در چه قرنی بود، پاسخ دادهایم، با ما همراه باشید.
عطار نیشابوری که بود؟
عطار نیشابوری یا فریدالدین ابو حامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق، در اواخر قرن ششم هجری قمری به دنیا آمد. محل تولد او در روستای کدکن در شهر نیشابور است و به گواهی تاریخ، پدر او عطاری مشهور در دوران خود بود. متاسفانه تصویر نقاشیشده و عکس عطار نیشابوری در منابع معتبر تاریخی وجود ندارد.
شغل عطار
پس از مرگ پدر، عطار نیز به شغل عطاری مشغول شد و روزگار خود را از این راه سپری میکرد. البته در شواهد و قراین تاریخی، چنین برمیآید که وی علاوه بر عطاری، به طبابت نیز میپرداخت و در این دوران تا حدودی این علم را آموخته بود.
همسر عطار نیشابوری
زمانی که عطار به هندوستان سفر کره بود، در شهر پنجاب با یک حکیم ایرانی از شهر ری، به نام پیران رازی آشنا شد که فردی مذهبی و زرتشتی بود. عطار در محضر پیران رازی قرار گرفته و نزد وی طبابت خویش را تکمیل مینمود، تا زمانی که قصد کرد به ایران بازگردد، اما در همین حال با دختری زیبارو روبرو شد که از قضا دختر عالمشاه رازی، عموی پیران رازی بود.
نام این دختر عهدجهان بوده و طبیب پیران رازی که عطار را بسیار دوست داشت، بانی این ازدواج گشت. پس از این وصلت، عطار به همراه همسر خویش، به ایران و شهر نیشابور بازگشت. همسر عطار، عهدجهان، زنی متدین و اهل ادب بود و شاید بتوان او را یکی از عواملی دانست که در گرایش بیشتر عطار به شعر و شاعری تاثیرگذار گشت.
مرگ همسر عطار
تنها چند سال بعد از ازدواج عطار و همسرش عهدجهان، همسر عطار، بر اثر بیماری جان خود را از دست داد و شاعر به سوگ نشست. عطار در غم و اندوه از دست دادن همسر محبوب خویش، چنین سرود:
ز دست رفت مرا بی تو روزگار، دریغ
چه یک دریغ که هر دم هزاربار دریغ
به هرچه درنگرم بی تو صد هزار افسوس
به هر نفس که زنم بی تو صد هزار دریغ
دلی که آب وصالش به جوی بود روان
بسوخت زآتش هجر تو زار زار دریغ
چه گویم از غم عهدجهان که تا که جهانست
بنای عهدِ جهان نیست استوار، دریغ
دلت که گلشن تحقیق بود ای عطار
بسوخت همچو دل لاله ز انتظار، دریغ
فرزندان عطار و همسرش
در برخی منابع آمده که عطار و همسرش یک فرزند پسر و یک فرزند دختر داشتند.
آثار عطار نیشابوری
عطار دو گروه اثر به نظم و نثر دارد که از آثار وی به نظم میتوان به «دیوان اشعار نیشابوری» مشتمل بر غزلیات، قصاید و رباعیات اشاره کرد. اشعار عطار نیشابوری بسیار عمیق بوده و محتوای عرفانی و عاشقانه دارد که موافق طبع تمام دوستداران و مخاطبان شعر کلاسیک فارسی است.
کتابهای عطار نیشابوری در زمینه مثنوی که معمولا با عنوان «آثار عطار نیشابوری در جدول» پرسیده میشود، شامل الهینامه، مصیبتنامه، وصلتنامه، اسرارنامه، بلبلنامه، بیسرنامه، منطقالطیر، جواهرالذات، تذکرهالاولیا، حیدرنامه، اشترنامه، خسرونامه و مظهر العجایب است. رباعیات عطار نیز با نام «مختارنامه» شناخته میشود و معروف ترین کتاب عطار نیشابوری به نثر «تذکره الاولیا» محسوب میشود.
داستان تغییر و تحول عطار
اطلاعات ارائهشده در ادامه مطلب، برای تحقیق در مورد عطار نیشابوری کوتاه و تغییرات روحی او مفید خواهد بود:
دقیقا مشخص نیست در چه سالی، اما گفته میشود در اوایل قرن هفتم، احوالات عطار دگرگون شد و از دنیای پیشین خود به دنیای عرفان و معرفت وارد گشت.
میگویند او در حال فروش ادویه و گیاهان دارویی بود که درویشی به نزد وی آمده و طلب کمک کرد. عطار درویش را جواب کرده و به او چیزی نداد. درویش رو به عطار کرده و گفت: تو چطور جان خواهی داد؟
عطار به وی پاسخ داد: چنان که تو خواهی مرد.
در همان لحظه درویش یک کاسه چوبی را در زیر سر خود قرار داده و پس از به زبان آوردن کلمه “الله”، جان به جان آفرین تسلیم کرد. تماشای این صحنه، عطار را به شدت دگرگون ساخته و حرفه خویش را رها کرده و به راه سلوک معنوی رفت.
اساتید عطار
پس از داستان عطار و درویش، او برای مدت در محضر شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف به کسب علم و معرفت مشغول بوده و در همین دوران توبه بزرگ خود از گذشته را انجام داد. او چند سالی را به ریاضت و کسب معرفت گذرانده و سپس مدتی را از مکه تا ماوراء النهر به سفر سپری نمود. در همین دوران بود که مدتی را با مجدالدین بغدادی به سر برده و از وی نیز کسب علم نمود. گفته میشود که عطار از مجدالدین بغدادی بسیار تاثیر پذیرفته و بارها و بارها در دوران پیری وی و در جلسات مختلف از وی یاد کرده است.
ملاقات مولانا و عطار
حکایت ملاقات مولوی با عطار در کودکی و پیشبینی شیخ عطار نیشابوری درباره او که به زودی این کودک آتش در دل سوختگان عالم خواهد زد و شور و غوغایی در بین رهروان طریقت به وجود خواهد آورد، بسیار معروف است. عطار نسخه ای از مثنوی اسرارنامهاش را به مولانای ده ساله هدیه داد. تاثیرپذیری مولانا از عطار در آثار او مشهود است.
مرگ عطار نیشابوری
در روایات مختلف آمده عطار در سال ۶۳۲ یا ۶۱۶ هجری قمری درگذشته است، اما بیشتر تاریخ نویسان مرگ او را به سال ۶۲۷ هجری قمری نسبت میدهند. علت مرگ این شاعر بزرگ فارسیزبان را قتل دانستهاند؛ ظاهرا عطار به دست یک سرباز مغول در جریان حمله مغولها به ایران، کشته شد.
این سرباز مانند سایر سربازان مغول که به قتل عام مردم شهر مشغول بودند، با شمشیر خود بر فرق سر عطار کوبیده و همین ضربه کاری، او را از پای درآورد. در کتاب شیخ بهایی (کشکول) آورده شده است که پس از شکافتن فرق عطار، او که مرگ را در یک قدمی خویش میدید، با خون خویش بر دیوار نوشت:
در کوی تو رسم سرفرازی این است
مستان تو را کمینه بازی این است
با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت
شاید که تو را بنده نوازی این است
آرامگاه عطار
عطار نیشابوری را در جایی نزدیک به شهر نیشابور به خاک سپرده و آرامگاه وی در همین نقطه قرار دارد. امیرعلیشیر نوایی، وزیر مقرب سلطان حسین بایقرا، کسی بود که فرمان داد تا مقبره ویرانشده وی در دوران تیموریان، دوباره بازسازی شده و به شکوه خود بازگردد.
بزرگداشت عطار نیشابوری در تقویم
در تقویم ایران ۲۵ فروردین به عنوان روز بزرگداشت عطار نیشابوری نامگذاری شده است.
منبع | ستاره




