آموزشی

درس پانزدهم فارسی پنجم + معنی شعر ، کلمات ، متضاد و هم خانواده

برای داشتن معنی شعر ، کلمات ، متضاد و هم خانواده درس پانزدهم فارسی کلاس پنجم ادامه مطلب رو بخون.

اینتین – درس پانزدهم فارسی پنجم، معنی شعر ، کلمات ، متضاد و هم خانواده با ما همراه باشید.

درس پانزدهم: کاجستان

۱- در کنار خطوط سیم پیام *** خارج از ده، دو کاج روییدند
معنی: در کنار سیم های مخصوص پیام در خارج از روستا، دو کاج روییدند. )سبز شدند و رشد کردند.(

۲- سالیان دراز، رهگذران *** آن دو را چون دو دوست میدیدند
معنی: سالهای طولانی، عابران و رهگذران، آن دو کاج را مثل دو دوست میدیدند.

۳- روزی از روزهای پاییزی *** زیر رگبار و تازیانه ی باد
معنی: یک روز از روزهای فصل پاییز در زیر رگبار و وزش شدید باد…

۴- یکی از کاج ها به خود لرزید *** خم شد و روی دیگری افتاد
معنی: یکی از کاج ها توان و قدرتش را از دست داد و خم شد و روی کاج دیگری افتاد.

۵- گفت: «ای آشنا، ببخش مرا *** خوب در حال من، تأمّل کن»
معنی: گفت:«ای کاج آشنا من را ببخش و خوب در احوال من فکر کن»؛

۶- ریشه هایم ز خاک، بیرون است *** چند روزی، مرا تحمّل کن
معنی: ریشه های من از خاک بیرون افتاده است، چند روز وضعیّت و حالت مرا تحمّل کن.»

۷- کاج همسایه، گفت با نرمی: *** «دوستی را نمی برم از یاد،
معنی: کاج همسایه به نرمی و آرامی گفت: دوستی بین خودم و تو را از یاد نمی برم.

۸- شاید این اتّفاق هم روزی *** ناگهان از برای من افتاد»
معنی: شاید یک روز این اتّفاق به‌صورت ناگهانی برای من هم بیفتد.

۹-مهربانی به گوش باد رسید *** باد، آرام شد، ملایم شد
معنی: این مهربانی دو کاج به گوش باد رسید، باد، آرام، ملایم و سازگار شد.

۱۰- کاجِ آسیب دیده ی ما هم *** کَم کَمک، پا گرفت و سالم شد
معنی: کاج آسیب دیدهی داستان ما نیز، آهسته آهسته قدرت گرفت و سالم و تندرست شد.

۱۱- میوه ی کاج ها، فرو می ریخت *** دانه ها ریشه میزدند آسان
معنی: میوهی کاجها، به پایین میافتاد و دانه ها به راحتی، ریشه در خاک میزدند.

۱۲- ابر، باران رساند و چندی بعد *** دهِ ما، نام یافت «کاجستان»
معنی: ابر نیز مدّتی بعد باران را به دانه های کاج رساند، و بعد از آن روستای ما نام «کاجستان» پیدا کرد.

معنی کلمات درس پانزدهم فارسی پنجم

خطوط: خط ها
پیمودن مسافتی: طی کردن راهی
سیم پیام: سیم تلفن
ویولن: ساز موسیقی
رگبار: باران تند و درشت
به دل پسرک نشست: کنایه پسرک از آن صدا خوشش آمد
تازیانه: رشته از چرم که برای زدن استفاده می شد
مایل بود: میل داشت
آشنا: دوست
مدارک: مدرک ها و درجه های علمی
تامل کن: فکر کن
غلام: بنده
تحمل کن: صبر کن
محنت: رنج ، درد
نرمی: مهربانی
نیازموده: تجربه نشده
ملایم: آرام در نهاد: آغاز کرد
آسیب دیده: مجروح
ملاطفت: مهربانی
کم کمک: آرام آرام
ملک: پادشاه
پا گرفت: استوار شد و رشد کرد
آزرده: رنجیده
نام یافت: نامیده شد
حکیمی: طبیبی
پیش از آن که: قبل از آن که
طریق: راه و روش
پسرک: پسر کوچک
خامش: مخفف خاموش و ساکت
خودرو: ماشین
غایب: پنهان، مخفی
مسیر: راه
کرم: لطف
نصحیت: پند و اندرز
باری چند: چند باری
احتیاج دارم: نیاز دارم
غوطه خورد: غرق شد
مطمئن شوی: یقین پیدا کنی
جامه: لباس
بلافاصله: بدون درنگ و معطلی
سکان: وسیله ای برای هدایت کشتی
سرنگون شدن: واژگون شدن
برآمد: بالا آمد وارد کشتی شد
مراقبت کردن: نگهداری
پسندیده آمد: پذیرفت
محصول: حاصل
حکم: دانش ، دلیل خردمندانه

مخالف و متضاد درس پانزدهم فارسی پنجم

خارج ≠ داخل
دوست ≠ دشمن
آشنا ≠ غریبه
روز ≠ شب
خم ≠ راست
ملایم ≠ تند
سالم ≠ بیمار
آسان ≠ سخت
زیاد ≠ کم
ثروت ≠ فقر
بزرگ ≠ کوچک
زیر ≠ رو
عاقبت ≠ آغاز
بالا ≠ پایین
محکم ≠ سست
کمترین ≠ بیشترین
نا امید ≠ امیدوار

هم خانواده درس پانزدهم فارسی پنجم

خطوط= خط ، خطاط
سالم= سلامت ، سلیم
عبور= عابر ، معابر
تشکر= شکر ، شکور ، شاکر
خبرک= اخبار ، مخبر
فکر= فکور ، تفکر ، افکار

کلمات سخت املایی درس پانزدهم فارسی پنجم

خطوط سیم – رهگذران – تازیانه – تحمّل – تأمّل – اتفاق – کاجستان – ساحل – حصار
ثروت – نصیحت – نوه‌اش – احتیاج – بلافاصله – مطمئن – خاراند – بذر – خاطر – محصول – تصور – سقف – ضرر – خوابید – حصار – افق – آغوش

منبع | همیار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا