سری Wolfenstein یکی از آن فرنچایزهایی محسوب میشود که تا حدودی دستکم گرفته شده و شایسته تحسین بسیار بیشتری از سوی جامعه گیمرهاست. علیرغم تأثیر عمیق و گستردهای که این مجموعه بر ژانر شوتر اول شخص گذاشت، گیمرهای امروزی اغلب بهدلیل تمرکز شدید بر روی حالتهای چندنفره، این سری را به خاطر عناوین بزرگی مانند Call of Duty یا Battlefield به فراموشی سپردهاند.
اینتین – بازیهای Wolfenstein همواره یکی از ارکان اصلی دنیای گیمینگ بودهاند. این سری بهدلیل متحول کردن یکی از محبوبترین ژانرهای تاریخ بازیهای ویدیویی، سزاوار آن است که جایگاه ویژهای در تاریخ گیمینگ داشته باشد. در این مطلب، تمامی نسخههای این فرنچایز به ترتیب از بدترین تا بهترین رتبهبندی شده است.
۱۴. Wolfenstein 3D: Original Encounter

- پلتفرمها: SNES, Jaguar و Macintosh
- استودیوی سازنده: id Software
- سال عرضه: ۱۹۹۴
اگرچه نسخههای مختلفی از Wolfenstein 3D وجود دارد، اما تنها Original Encounter را میتوان به عنوان یک بازی مجزا در نظر گرفت، زیرا از داستانی متفاوت برخوردار بود. این عنوان که از نظر سبک بسیار شبیه به نسخه اصلی است اما وقایع آن پیش از حوادث Wolfenstein 3D رخ میدهد، روایتگر اولین تلاش بلازکوویچ، کاراکتر اصلی این فرنچایز، برای ترور هیتلر است.
این اثر تکه ارزشمندی از تاریخچه این فرنچایز را برای طرفدارانی که میخواهند تمام جزئیات داستان را تجربه کنند، فراهم میکند. Original Encounter برای دوران خود شوتر اول شخص قابلقبولی بود، اما از آن دسته بازیهایی است که تجربه دوبارهاش در دنیای امروز بسیار دشوار است.
۱۳. Wolfenstein RPG

- پلتفرمها: موبایل (iOS، Java)
- استودیوی سازنده: id Software
- سال عرضه: ۲۰۰۸
این نسخه فرعی که ساختاری مشابه Doom RPG داشت، در سال ۲۰۰۸ برای گوشیهای موبایل منتشر شد. این بازی به بازیکنان اجازه داد تا با سیستم مبارزات نوبتی به دنیای این سری بازگردند که این رویکرد برای اولین بار در فرنچایز به کار گرفته شد و تا به امروز تنها نمونهی آن در کل سری است. با توجه به تبدیل شدن گیمینگ موبایلی به یک صنعت عظیم و سابقه Wolfenstein در پذیرش نوآوریها، تلاش این سری برای نفوذ در این بازار جدید کاملاً منطقی به نظر میرسید.
این عنوان با وجود عرضه برای موبایل، تأکید زیادی بر روی داستان داشت و روایت جذابی را به تاریخچه این مجموعه اضافه کرد. با افزودن عناصر نقشآفرینی قوی، طنز زیاد و نویسندگی عالی، Wolfenstein RPG به یک اثر موفق تبدیل شد.
دستیابی قانونی به این بازی در حال حاضر تقریباً غیرممکن است، بنابراین لذت بردن از آن بستگی به این دارد که آیا از قبل آن را داشته باشید یا خیر. این بازی تا حدی عجیب و مضحک است، اما دقیقاً همین ویژگی با حال و هوای Wolfenstein سازگاری دارد.
۱۲. Wolfenstein: Cyberpilot

- پلتفرمها: PS4 و PC (واقعیت مجازی)
- استودیوی سازنده: MachineGames
- سال عرضه: ۲۰۱۹
در سالهای اخیر، فرنچایزهای زیادی برای تنوع بخشیدن به آثارشان و تسلط بر بازار، تصمیم گرفتند با رفتن به بازار واقعیت مجازی (VR) وارد مسیر جدیدی شوند. Wolfenstein: Cyberpilot یکی از جالبترین تلاشها برای بهرهبرداری از این فرمت بود. این بازی بار دیگر نشان داد که Wolfenstein همواره در تلاش است تا خود را از طریق سبکهای مختلف گیمینگ بازآفرینی کند.
بسیاری از بازیهای VR آن دوران بهدلیل قیمت بالای سختافزار و محدودیتهای فنی، مورد استقبال قرار نگرفتند. اما Cyberpilot با جسارت سعی کرد این فرمت را به جریان اندازد. بازیکنان در نقش یک مبارز مقاومت فرانسوی قرار میگیرند که قادر است به ماشینهای مختلف نفوذ کرده و کنترل آنها را به دست بگیرد (داستان این بازی همزمان با وقایع Wolfenstein: Youngblood است). اگرچه این نسخه یکی از ماندگارترین آثار سری نیست، اما همان کاری را برای VR کرد که این فرنچایز همیشه انجام داده است: ارائه نگاهی متفاوت به صنعت گیمینگ از دریچه Wolfenstein.
اگر از طرفداران دوآتشه این سری هستید و تجهیزات لازم را دارید، Cyberpilot یکی از خیرهکنندهترین بازیهای VR از نظر بصری محسوب میشود. با این حال، گیمپلی مبتنی بر رباتها با سایر نسخههای سری متفاوت است و چندان بصری و نیست.
۱۱. Wolfenstein 3D: Spear of Destiny

- پلتفرمها: MS-DOS
- استودیوی سازنده: id Software
- سال عرضه: ۱۹۹۲
در تاریخچه Wolfenstein، محتویاتی که بهصورت مجزا عرضه شوند، زیاد نبودهاند؛ اما Spear of Destiny یک عرضه بزرگ و یک بازی با فروش مستقل بود. این عنوان، دنیای Wolfenstein 3D را گسترش داد و داستان جدیدی را روایت کرد که هنوز هم برای طرفداران، یک تجربه نوستالژیک لذتبخش است. این بازی از طریق اپیزودهای مختلف، هم در نقش پیشدرآمد و هم دنبالهای برای Wolfenstein 3D عمل میکند و بازیکنان را ترغیب میکند تا هنگام تجربه دوباره نسخه اصلی به سراغ آن بروند.
اگرچه داستان «نیزه مقدسی که پهلوی مسیح را شکافت و به دست نازیها افتاد» تا حد زیادی به فراموشی سپرده شده، اما تأثیر آن در رسانههای دیگر باقی مانده است. ایدههای گیمپلی که شباهتهای زیادی به نسخه 3D داشت، توانست میراث آن بازی را زنده و پویا نگه دارد.
Spear of Destiny همچنان یک شوتر کلاسیک و فوقالعاده است که گیمرها میتوانند دوباره به سراغش بروند. اگر از Wolfenstein 3D لذت بردید، تجربه Spear of Destiny برای شما ضروری است؛ هرچند پیشنهاد میشود که حتماً در ابتدا بازی اصلی را به پایان برسانید.
۱۰. Wolfenstein: Youngblood

- پلتفرمها: PS4, PC, Xbox One, Nintendo Switch, Stadia
- استودیوی سازنده: MachineGames, Arkane
- سال عرضه: ۲۰۱۹
داستان Wolfenstein: Youngblood بیست سال پس از وقایع Wolfenstein: The New Colossus روایت میشود. این عنوان که نسبت به سایر نسخهها کوتاهتر است، بر روی دختران بلازکوویچ تمرکز دارد. آنها در تلاش هستند تا پدرشان را پیدا کند که در حین یک مأموریت محرمانه برای کمک به مقاومت فرانسه در برابر نازیها ناپدید شد. تجربه این بازی، بهویژه بهدلیل تمرکز بر روی روایتی کاملاً متفاوت ارزشمند است.
Youngblood هرگز نتوانست مانند سایر نسخههای اخیر این فرنچایز، ابعادی گسترده داشته باشد یا مورد تحسین شدید منتقدان قرار گیرد. با این حال، تغییر ریتم بازی و تماشای جسی و زوفیا بلازکوویچ در حالی که پا جای پای پدرشان میگذارند، داستانی جذاب و گیمپلی استواری را در چارچوبی که طرفداران انتظار داشتند، ارائه داد. علاوه بر این، عرضه بازی برای پلتفرمهای جدیدی مانند نینتندو سوییچ (که پورت بسیار موفقی نیز بود)، باعث شد تا دسترسی به این عنوان تسهیل شود و تجربه بازی کردن یک اثر Wolfenstein روی یک کنسول دستی، برای اولین بار به تجربهای لذتبخش تبدیل شود.
۹. Castle Wolfenstein

- پلتفرمها: Apple II, Atari ۴۰۰, Commodore ۶۴, MS-DOS
- استودیوی سازنده: Muse Software
- سال عرضه: ۱۹۸۱
بازی Castle Wolfenstein که یکی از نخستین پیشگامان سبک مخفیکاری و اولین اثر این فرنچایز است، در زمان خود تجربهای هیجانانگیز بود. این بازی تأثیرگذار، حتی پیش از آنکه به سبک شوتر اولشخص روی بیاورد و این سری را به شهرت جهانی برساند، با استقبال گستردهای مواجه شد. Castle Wolfenstein نشان میدهد که چگونه یک فرنچایز میتواند در طول زمان نوآوری کند و تغییر یابد تا همواره جایگاه خود را حفظ کند؛ بهگونهای که با وجود قدیمی شدن، هنوز هم ارزش تجربه مجدد را دارد.
محور داستان بازی روی سربازی متمرکز است که به عنوان زندانی در قلعهای گرفتار شده و مأموریت دارد نقشههای جنگی نازیها را یافته و از آنجا فرار کند. اگرچه مکانیکهای گیمپلی این بازی امروزه از رده خارج شدهاند، اما بسیاری از عناصر و گزینههای مخفیکاری آن، همچنان در این ژانر پابرجاست. با توجه به اینکه هرگز بازسازی گستردهای برای این عنوان ساخته نشده، Castle Wolfenstein پتانسیل بالایی دارد تا مورد بازبینی قرار گیرد.
۸. Beyond Castle Wolfenstein

- پلتفرمها: Apple II, Atari ۴۰۰, Commodore ۶۴, MS-DOS
- استودیوی سازنده: Muse Software
- سال عرضه: ۱۹۸۴
دنباله مستقیم Castle Wolfenstein، آخرین اثر این فرنچایز پیش از آن بود که سبک شوتر اول شخص به رکن اصلی این سری تبدیل شود. Beyond Castle Wolfenstein با اعمال چندین بهبود نسبت به نسخه اول، گیمپلی پیشرو و مدرنی را (نسبت به زمان عرضه) در اختیار بازیکنان قرار داد.
این بار، روایت داستان نقطه مقابل بازی اول بود؛ به جای تلاش برای فرار از قلعه، بازیکنان باید راهی برای نفوذ به پناهگاه شخصی هیتلر پیدا میکردند. این تغییر رویکرد، علاوه بر بالا بردن سطح هیجان و مخاطرات در دنباله، حسی از تکامل و تکمیل داستان در این نسخههای اولیه ایجاد کرد. هرچند بخش زیادی از گیمپلی مشابه نسخه اول باقی ماند، اما این عنوان توانست قابلیتهای موجود در زمان خود را گسترش داده و نسخهای بهمراتب بهتر ارائه کند.
۷. Wolfenstein (۲۰۰۹)

- پلتفرمها: PC, Xbox ۳۶۰, PS3
- استودیوی سازنده: Raven Software
- سال عرضه: ۲۰۰۹
این بازی در چندین زمینه شکست خورد. بخشی از شکست بهدلیل آن بود که این بازی بیش از آنکه به اصالت سری Wolfenstein پایبند باشد، سعی داشت از ترندهای روز و فرنچایزهای پرطرفداری چون Call of Duty تقلید کند. در واقع، تغییرات سریع در جریان صنعت گیمینگ، کنترل فرآیند تولید این بازی را به دست گرفته بود و در نتیجه، اثر نهایی از نظر شکل و هویت دچار سردرگمی بود.
اما این عنوان موفق شد دنبالهای برای اثر بسیار موفق Return to Castle Wolfenstein باشد و در دورانی که جلب توجه مخاطبان برای این فرنچایز بسیار دشوار بود، توانست توجه برخی از گیمرها را به خود جلب کند. اگرچه اکنون این بازی جذابترین گزینه برای تجربه مجدد نیست، اما همچنان یک بخش نسبتاً بهیادماندنی از تاریخچه این مجموعه به شمار میرود.
6. Wolfenstein: The Old Blood

- پلتفرمها: PC, PS4, Xbox One
- استودیوی سازنده: MachineGames
- سال عرضه: ۲۰۱۵
این بازی که در سال ۲۰۱۵ به عنوان پیشدرآمدی برای نسخه The New Order عرضه شد، بسیاری از سبکها و جذابیتهای تحول بزرگ و موفقیتآمیز در این فرنچایز را حفظ کرد. اما مشکل اصلی The Old Blood در این بود که بخش بزرگی از جنبههای روایتی را که The New Order را از سایر شوترهای اول شخص متمایز میکرد، نادیده گرفت. در نتیجه، این عنوان هرچند یک افزودنی خوشایند برای این مجموعه است، اما نتوانست اثر خارقالعادهای خلق کند.
با این وجود، The Old Blood برای طرفداران این سری ارزش تجربه داشت و راهی عالی بود تا زمان انتظار برای توسعه The New Colossus را پر کنند. این بازی، ماجراجویی کوتاه اما بهشدت سرگرمکنندهای است که به گسترش دنیایی که امروز از Wolfenstein میشناسیم، کمک کرد. گیمپلی آن همچنان لذتبخش است و همین موضوع باعث میشود تجربه آن برای عاشقان این سری توصیه شود.
۵. Wolfenstein 3D

- پلتفرمها: 3DO, Atari Jaguar, Nintendo Game Boy Advance, PC, PS3, SNES, Xbox ۳۶۰, Xbox One, Mobile
- استودیوی سازنده: id Software
- سال عرضه: ۱۹۹۲
Wolfenstein 3D شایسته این است که به عنوان یکی از تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ شناخته شود. در حالی که بسیاری از مردم امروز، بازی Doom را پیشگام ژانر شوتر اول شخص میدانند که راه را برای سایر بازیها باز کرد، اما در واقع Wolfenstein 3D اولین اثر بود که به این جایگاه رسید و اعتبار محبوب کردن ژانر شوتر اولشخص را به نام خود ثبت کرد. نسخههای متعدد و افزودنیهای مختلف این بازی و همچنین این حقیقت که هنوز هم بازی کردن آن لذتبخش است، نشان میدهد که این اثر و فرنچایزی که حول آن شکل گرفت تا چه حد نمادین هستند.
با تغییر مسیر فرنچایز از بازیهای مخفیکاری با زاویه دید از بالا، داستان ویلیام بلازکوویچ را روایت میکرد که از قلعه ولفنشتاین فرار کرده و در مأموریتهای متنوعی علیه نازیها میجنگید. گیمپلی این بازی انقلابی بود و استایلی مشابه آنچه بعدها در نسخههای اولیه Doom دیدیم داشت و دیدگاهی از آیندهی صنعت گیمینگ را به بازیکنان ارائه داد. Wolfenstein 3D هنوز هم جذاب به نظر میرسد و بازگشت به آن، تجربهای فراتر از مرور یک اثر نوستالژیک است.
۴.Wolfenstein: The New Order

- پلتفرمها: PC, PS4, Xbox One, Xbox ۳۶۰, PS3
- استودیوی سازنده: MachineGames
- سال عرضه: ۲۰۱۴
اگر Wolfenstein 3D بازنگری کاملی در یک ژانر ناشناخته محسوب میشد، Wolfenstein: The New Order بازنگری کاملی در کل این فرنچایز بود. این بازی در دنیایی با سبک دیزلپانک (Dieselpunk) روایت میشود؛ جهانی که در آن نازیها در جنگ پیروز شده و کنترل تمام کره زمین را در دست گرفتهاند و بلازکوویچ را در برابر حکومتی قرار میدهد که بر جهان سلطه دارد.
داستان و شخصیتها در The New Order بینقص بودند و گیمپلی آن حتی در مقایسه با سایر شوترهای اولشخصی که در سال ۲۰۱۴ منتشر میشدند، در سطح بسیار بالایی قرار داشت. این بازآفرینی فرنچایز برای گیمرهای مدرن، روشی هوشمندانه بود تا Wolfenstein را حتی در دنیای اشباع شده از بازیهای متنوع امروزی، زنده و مرتبط نگه دارد. تمرکز بیشتر بر روی روایت داستان به این مجموعه اجازه داد تا کارهایی را انجام دهد که هرگز پیش از آن تجربه نکرده بود و شخصیتها را به شکلی پرداخت کند که از ابتدای خلقشان شایسته آن بودند.
۳. Wolfenstein ۲: The New Colossus

- پلتفرمها: PC, PS4, Xbox One, Nintendo Switch
- استودیوی سازنده: MachineGames
- سال عرضه: ۲۰۱۷
هنگامی که فرنچایز Wolfenstein خود را برای عصر مدرن بازسازی کرد، هیچکس انتظار نداشت که این مجموعه قدیمی چنین موفقیتی در دنیای جدید و وسیع امروز به دست آورد. اما موفقیت The New Order منجر به خلق دنبالهای شد که بر روی بلازکوویچ و سایر بازماندگان تمرکز داشت تا آمریکا را از چنگال رژیم نازیها آزاد کنند.
هرچند برخی معتقد بودند که ساخت دنباله مستقیم برای The New Order ضرورتی نداشت، اما The New Colossus به دلیل اجرای بینقص داستان، شخصیتپردازی و گیمپلی، به موفقیتی عظیم تبدیل شد. این بازی از شباهتهای ضمنی با وقایع سیاسی دنیای واقعی در آمریکا در آن زمان بهره برد؛ تیم سازنده طی مواردی در قالب ایستر اگها به آنها طنزپردازی کرده بود، هرچند قصد نداشتند موضوع را بیش از حد جدی کنند. این بازی برای نینتندو سوییچ نیز در دسترس است و حتی در نسخه دستی این کنسول نیز جلوه بصری خیرهکنندهای دارد و یکی از بهترین تجربههای FPS موجود برای این سختافزار محسوب میشود.
۲. Wolfenstein: Enemy Territory

- پلتفرمها: PC
- استودیوی سازنده: Splash Damage
- سال عرضه: ۲۰۰۳
این بازی یکی از پرچالشترین فرآیندهای توسعه را در تاریخ این فرنچایز داشت. Enemy Territory قرار بود یک بازی آنلاین چندنفره باشد که یک بخش داستانی تکنفره نیز در دل خود دارد؛ اما مشکلات شدید در بخش تکنفره باعث شد تا سازندگان در سال ۲۰۰۳، حالت چندنفره را بهصورت رایگان و Open Source منتشر کنند. در آن دوران که دنیای بازیهای آنلاین هنوز در مراحل ابتدایی بود، این اقدام تأثیری شگرف گذاشت و نمونهای خیرهکننده از این بود که چگونه فرنچایز Wolfenstein در طول سالها تکامل یافته و به پیشرفت صنعت گیمینگ کمک کرده است.
در Enemy Territory، دو جناح متحدین و متفقین در مقابل یکدیگر قرار میگیرند. بهدلیل ماهیت اوپن سورس این اثر، جامعهی مادسازان بسیار فعال و بزرگی برای آن شکل گرفت. هرچند این بازی در ابتدا به عنوان یک افزونه برای Return to Castle Wolfenstein در نظر گرفته شده بود، اما Enemy Territory توانست در طول بیست سال گذشته، جامعهی کاربران فعال خود را حفظ کند و در نهایت در سال ۲۰۲۲ از طریق استیم نیز در دسترس قرار گرفت.
۱. Return to Castle Wolfenstein

- پلتفرمها: PC, PS2, Xbox Original
- استودیوی سازنده: Gray Matter
- سال عرضه: ۲۰۰۱
اگر Wolfenstein 3D تحولی عظیم بود، Return to Castle Wolfenstein دومین نقطه عطف تاریخ این فرنچایز به شمار میرود. وقتی این بازی در سال ۲۰۰۱ عرضه شد، در ایجاد حسی بینظیر در بازیکنان بیرقیب بود؛ حسی که باعث میشد کاربر دقیقاً احساس کند یک مامور عملیاتی آموزش دیده است که با سرعت و مهارت در دل میدان نبرد پیش میرود.
در این بازی، ویلیام بلازکوویچ را در حالی میبینیم که نهتنها با نازیها، بلکه با زامبیها نیز میجنگد؛ زیرا نازیها در تلاش برای به بردگی کشاندن موجودات نامیرا، نیرویی شیطانی را بیدار کردهاند. در حالی که بخش داستانی تکنفره این بازی همچنان در یادها مانده است، اما این حالت چندنفره بود که به محبوبترین بخش بازی تبدیل شد. سیستم مبارزات تیمی در آن زمان اتفاقی بسیار بزرگ بود و به بسیاری از بازیهای بعدی کمک کرد تا نسخههای مشابهی از حالتهای چندنفره تیمی را توسعه دهند.
منبع: گیمفا





