با معرفی و خلاصه کتاب «دختر ستارهای» تو این مطلب همراهمون باشید.
اینتین – کتاب دختر ستارهای نوشتهی جری اسپینلی داستانی است که از همان ابتدا قلب خواننده را میرباید. داستانی دربارهی دختری متفاوت، پرانرژی و بیپروا که با ورودش به یک دبیرستان معمولی، جوی یکنواخت را به طوفانی از رنگ، صدا و احساس تبدیل میکند. این کتاب که جوایز و افتخارات متعددی دارد، پرسشهای عمیقی دربارهی هویت، ارزشگذاری دیگران و معنای واقعی تفاوت در ذهن مخاطب برمیانگیزد.
دربارهی کتاب دختر ستارهای
لئو بِرلاک، دانشآموز دبیرستان مایکا ایریا در آریزونا است. او زندگی یکنواختی دارد تا اینکه دنیایش با ورود استارگرل کاراِوِی به کلاس دهم دگرگون میشود. استارگرل که سالها در خانه تحصیل کرده، با شخصیت بیپروا، نواختن گیتار هاوایی و رفتارهای محبتآمیز مانند تشویق بیقید و شرط، توجه همه را جلب میکند. اما کمکم تفاوتهایش باعث میشود تا همان افرادی که او را تحسین میکردند، از او روی برگردانند و به تدریج او را طرد کنند. در این میان لئو که به استارگرل دل بسته، بین عشق و همرنگ شدن با دیگران مردد است. کتاب دختر ستارهای (Stargirl) نوشتهی جری اسپینلی (Jerry Spinelli) داستانی اجتماعی برای نوجوانان است که ارزشهای انسانی، پذیرش تفاوتها و اهمیت هویت فردی را برای آنها بازگو میکند.
جری اسپینلی، برندهی مدال نیوبری و طراح چالشهای نوجوانان
جری اسپینلی، نویسندهی برندهی مدال نیوبری و یکی از نویسندگان برجسته ادبیات کودک و نوجوان آمریکاست که آثارش اغلب دغدغههای واقعی جوانان را با لحنی صمیمی و تأملبرانگیز روایت میکنند. او در طول دوران کاریاش رمانهای زیادی منتشر کرده که بسیاری از آنها جزو آثار محبوب ادبیات نوجوان محسوب میشوند و معلمان خواندنش را به دانشآموزان توصیه میکنند. شخصیتهای جری اسپینلی معمولاً در دو راهی همرنگ شدن با جماعت و هویت فردی قرار میگیرند و تلاش میکنند معنا و ارزش واقعی خود را پیدا کنند.
ارزشهای انسانی و هویت فردی در رمان دختر ستارهای
جری اسپینلی در رمان اجتماعی-عاشقانهی دختر ستارهای، به زیبایی نشان میدهد که شهرت و محبوبیت در محیطهای اجتماعی، مخصوصاً در دبیرستانها، میتواند بسیار شکننده و مشروط باشد. شخصیت استارگرل وقتی رفتارهای غیرقابلپیشبینی و مهربانانهاش در خدمت ارزشهای گروه نباشد، بهسرعت از جمع طرد میشود؛ حتی وقتی نیتش خیر باشد. همچنین عشق در این داستان نه صرفاً هیجانِ عاشق شدن، بلکه مواجهه با ترسها و خواستههای درونی است. لئو باید انتخاب کند که آیا ارزش دارد خود را تغییر دهد تا پذیرفته شود یا بهتر است با پذیرش تفاوتها رشد کند. رمان نوجوان دختر ستارهای، در سطحی عمیقتر بر شناخت خود و مقاومت در برابر فشارهای اجتماع دست میگذارد و ارزشهای پایدار انسانی مثل مهربانی را مهمتر از شهرت میداند.
کتاب دختر ستارهای رمانی است دربارهی جلوههای متفاوت هویت و ارزش در برابر فشارهای اجتماعی؛ جایی که محبوبیت میتواند در یک لحظه تغییر کند و عشق نه فقط رمانتیک، بلکه اکتشافی عمیق به درون خود و دیگری باشد. این کتاب با ترجمهی فریده اشرفی و چاپ نشر ایرانبان به خوانندهاش یادآوری میکند که مواجهه با خود واقعی و ارزشهای انسانی، بیشتر از پذیرش اجتماعی اهمیت دارد.
جوایز و افتخارات کتاب دختر ستارهای
یکی از ۱۰۰ کتاب برتر نوجوانان به انتخاب مجلهی تایم
از پرفروشترین کتابهای نیویورک تایمز
نامزد جایزه کتاب سال بوک سنس برای ادبیات کودک در سال ۲۰۰۱
نامزد جایزه کتاب کارولینای جنوبی برای جایزه کتاب نوجوانان در سال ۲۰۰۳
جایزه خوانندگان گرند کنیون برای کتاب نوجوان در سال ۲۰۰۳
برنده جایزه شارلوت در سال ۲۰۰۴
نامزد جایزه کتاب گنبد طلایی ورمونت در سال ۲۰۰۲
نامزد جایزه انجمن کتابخانههای میشیگان Thumbs Up! در سال ۲۰۰۱
جایزه نوجوانان آیووا در سال ۲۰۰۳
نامزد جایزه لینکلن در سال ۲۰۰۶
نکوداشتهای کتاب دختر ستارهای
جری اسپینلی داستانی نمادین و شاعرانه دربارهی شکوه و کمیابیِ سرپیچی واقعی از هنجارها خلق کرده است. (نیویورک تایمز)
کتاب دختر ستارهای داستان جذاب دختری جادویی و مرموز را برای ما تعریف میکند… ادای احترامی شگفتانگیز به سرپیچی واقعی از هنجارها. (شیکاگو تریبون)
کتاب دختر ستارهای بسیاری از ویژگیهای اسطورهای کتاب قبلی جری اسپینلی، مگی شوریده، را دارد: کمی پری مهربان، کمی طردشدگی و کمی دستیابی به آرزوها. (پابلیشرز ویکلی)
اقتباس سینمایی از کتاب دختر ستارهای
در سال ۲۰۲۰ بر اساس رمان دختر ستارهای فیلمی با کارگردانی جولیا هارت و بازی گریس وندروال در نقش استارگرل ساخته شد که بهطور کلی وفادار به مضمون کتاب است و تمرکز خود را بر احساسات، هویت و رابطه میان شخصیتها حفظ میکند.
کتاب دختر ستارهای برای شما مناسب است اگر
نوجوان هستید و به داستانهای اجتماعی دربارهی چالشهای هویتی، فشار همسالان و رفتارهای اجتماعی در مدرسه علاقهمندید.
بزرگسال هستید و از داستانهای تأملبرانگیز دربارهی هویت، اجتماع و عشق اول لذت میبرید.
معلم، مربی یا مشاور نوجوانان هستید و میخواهید رمانی دربارهی هویت، پذیرش تفاوتها و روبهرویی با چالشهای اجتماعی به نوجوانان معرفی کنید.
در بخشی از کتاب دختر ستارهای: کتاب اول مجموعه دختر ستارهای میخوانیم
هیلری کیمبل در دبیرستان مایکا ایریا به سه دلیل معروف بود: دهانش، نقشههای شیطانیاش و وِین پار.
دهان او حرف خودش را میزد، بیشتر اوقات گله و شکایت میکرد.
بخشی که بهعنوان نقشهی شیطانی هیلری معروف شد، در کلاس دوم او اتفاق افتاد، وقتی تلاش کرد سردستهی گروه تشویقکنندگان بشود. صورت و مو و اندامش تناسب لازم را داشت و مطمئنا دهانش را هم داشت- بهراحتی تیم را متقاعد کرد. اما بعد، با رد کردن آن، همه را متعجب کرد. گفت فقط میخواست ثابت کند میتواند آن کار را بکند. گفت اصلا قصد زوزه کشیدن و بالا و پایین پریدن در مقابل سکوهای خالی تماشاچیان را نداشته (که معمولا موضوع همین بود). و تازه، از ورزش هم متنفر است.
در مورد وین پار، وین دوستش بود. از نظر دهانی، وین کاملا برعکس او بود: بهندرت دهانش را باز میکرد. مجبور نبود. تمام کاری که باید انجام میداد، حاضر بودن بود. این وظیفهاش بود: حاضر بودن. طبق استانداردهای دختران و همینطور پسران، وین پار محشر بود.
اما او بیشتر و کمتر از آن بود.
از نظر موفقیت، به نظر میرسید وین پار یک «هیچکس» است. در هیچ تیم ورزشی بازی نمیکرد، عضو هیچ سازمانی نبود، هیچ جایزهای دریافت نمیکرد، هیچ نمرهی بیستی نمیگرفت. برای هیچ کاری انتخاب نمیشد، بهخاطر هیچ چیزی محترم شمرده نمیشد- اما، با این حال که تا سالها بعد دلیلش را نفهمیدم، او جلودار صف روزانهی ما بود.
صبحها از خواب بیدار نمیشدیم مگر اینکه از خودمان بپرسیم: «وین پار امروز چی تنش میکنه؟» یا «وین پار امروز چه رفتاری داره؟» دستکم، نه بهطور آگاهانه. اما در سطح پایینتر از آگاهی، این دقیقا همان کاری بود که ما انجام میدادیم. وین پار به مسابقههای فوتبال و بسکتبال نمیرفت، بهطورکلی، ما هم همینطور. وین پار در کلاس سؤال نمیکرد یا کفر معلمها را درنمیآورد یا به رالیها شور و نشاط بیشتری نمیبخشید، ما هم همینطور. وین پار برای هیچکس مهم نبود. ما هم همینطور.
پار ما را ساخت یا فقط انعکاسی از ما بود، نمیدانم. فقط میدانم اگر تمام لایههای وجود همهی دانشآموزان این مدرسه را یکییکی میکندند، در مرکز آن روح مدرسه پیدا نمیشد، وین پار پیدا میشد. دلیل انتخاب اسم پار در سال دوم برای صندلی داغ هم همین بود. اما کوین تعجب کرده بود.
منبع | کتابراه





