با معرفی و خلاصه کتاب « ماه خاموش» تو این مطلب همراهمون باشید.
اینتین – جو هفت سال بیشتر نداشت که برادر بزرگترش، اد، از پشت تلفن خبر دستگیری خود را به او داد… کتاب ماه خاموش داستانی تکاندهنده در ژانر درام از نویسندهی برندهی جایزهی کارنگی، سارا کروسان، است. حالا ۱۰ سال از این اتفاق میگذرد و جو که تمام این سالها را در تنهایی به انتظار بازگشتِ برادرش مانده، باید با حکم اعدام او روبهرو شود.
دربارهی کتاب ماه خاموش
هیچکس نمیداند اد دقیقاً چهکار کرده است. او یک شب بیهوا به خانه زنگ میزند و پشت تلفن جملاتی را در گوش برادر هفتسالهاش، جو، زمزمه میکند؛ اینکه دستگیر شده و در زندان به سر میبرد… و همانطور که برادر کوچکترش پشت خط محو چیزهاییست که میشنود، اد قسم میخورد بیگناه است و جو نباید به حرفهای دیگران دربارهی خودش توجهی کند چون بقیه دروغ میگویند و دارند به او تهمت میزنند… جو که تمام قوایش را جمع کرده تا سرپا بایستد، قول میدهد منتظر برادرش بماند. اما در آن لحظات خبر نداشته که این انتظار و این التهاب ممتد دیگر هیچ پایانی برای او ندارد. کتاب ماه خاموش (Moonrise) نوشتهی سارا کروسان (Sarah Crossan) قصهی رفتن و برنگشتن رنگ و امید از جهان کودکانهایست که پیش از این هیچ بویی از بیرحمی و آنروی تاریکِ هستی نبرده بود.
رفتن ناگهانی اد خط ناشیانهی سیاهی بر صحنهی سفید زندگی جو میاندازد و مسیر انتخابها، تجربیات و قدمهای او را تا همیشه تحت تأثیر خود قرار میدهد. جو ده سال را بعد از آن روز در تنهایی، سختی و انتظار به سر میبرد تا زمانی که یک نامه از زندان به دست او میرسد. این نامه حامل خبری سهمگین، تلخ و سراسر تشویش برای جو است؛ خبر حکم اعدام برادرش…
ماهی که به دار آویخته میشود
تاریخ اعدام مشخص شده و هر لحظهای که در گذر است بهسان مرگ تدریجی رؤیایِ آزادی اد برای جو میگذرد. جو که توانایی مالی حمایت از اد و پرداخت حقالوکاله را ندارد، راهی سفری به تگزاس میشود تا شاید قبل از اجرای حکم اعدام، موفق به دیدار با برادرش شود. شاید سالهاست که ستارهها درون جو نوری ندارند و دیگر سوسو نمیزنند. اما حضور اد به صرفِ نفسکشیدنش، آخرین تکهی نور در جهان جو بود که حالا آن هم در این آسمانِ تیرهوتار رفتهرفته رو به خاموشی میرود.
سارا کروسان در کتاب ماه خاموش به سراغ یکی از دردناکترین و تلخترین تجربیات انسانی میرود؛ قصهی از دست دادن عزیزی که نه به شکلی طبیعی، بلکه زیر سایهی قانون و به حکم قصاص قرار است به دار آویخته و کشته شود. سارا کروسان با روایت تقلاها و تلاشهای شخصیت جو برای تغییر شرایط و نجات برادرش، خوانندهی ماه خاموش را با پرسشهای اساسی و عمیق بیشماری حول محور زندگی، عشق و فلسفهی زیستن مواجه میکند. اینکه حقیقت چیست؟ آیا اد واقعاً مرتکب چنین گناهی شده است؟ آیا این زندگی ارزش دستوپا زدن و تقلای بیشتر را دارد؟ و اینکه آیا صرف مجرم بودن مجازاتی چون اعدام را توجیه میکند؟ و پذیرش این خداحافظی تا چه حد دردناک است؟
کتاب ماه خاموش که در قالب شعر آزاد به نگارش درآمده، برای علاقهمندان به داستانهای روانشناختی، فلسفی و عاشقانه تجربهای فراموشنشدنی خواهد بود؛ هم نمایشی از تاریکترین صحنهها در بازی زندگی و هم یادآور احساسات عمیق و ناب انسانی.
رمان نوجوان ماه خاموش با ترجمهی بیتا ابراهیمی از انتشارات هوپا به چاپ رسیده و در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است.
جوایز و افتخارات کتاب ماه خاموش
نامزد جایزهی ادبی کتاب کاستا در ردهی کودکان برای سال ۲۰۱۷
برندهی جایزهی ادبیات جوانان آلمان در سال ۲۰۲۰
نکوداشتهای کتاب ماه خاموش
داستان این کتاب روایتی دردناک است که در عین حال جذابیتش، اجازهی کنار گذاشتن داستان را نمیدهد. (School Library journal)
داستان کتاب ماه خاموش به شکلی غیر قابل چشمپوشی در فضایی احساسی به سر میبرد. شیوهی روایی سارا کروسان خواننده را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهد. (Kirkus Reviews)
روابط احساسی و عاشقانهی حاکم بر فضای داستان شکلی باورپذیر و قابل لمس دارد. نویسنده همچنین مفاهیمی چون قلدری و تبعیض را نیز به شکلی دلخراش و تأثیرگذار به تصویر کشیده است. (Horn Book Magazine)
کتاب ماه خاموش برای شما مناسب است اگر
در ردهی سنی ۱۷ سال به بالا به سر میبرید.
علاقهمند به داستانهای ژانر درام و خانوادگی هستید.
به داستانهای تأملبرانگیز با درونمایههای فلسفی علاقه دارند.
از خواندن داستانهایی که بار احساسی بالایی دارند لذت میبرید.
در بخشی از کتاب ماه خاموش میخوانیم
مثل نوزادی میو میکرد.
نمیتوانست دستوپایش را تکان دهد،
روزها بود که غذا نخورده بود.
موهای پشتش ریخته بود.
بهسبکیِ بچهگربه شده بود.
بااینحال، اد مقاومت کرد.
«ازم میخواهی کوکو را ببرم به رودخانه و غرقش کنم؟»
در حیاط بودیم.
مامان سیگار میکشید.
من و اد بازی میکردیم.
اد نمیگذاشت من ببرم؛
هیچوقت نمیگذاشت ببرم، بهخاطر کوچکتربودنم ترحم نمیکرد،
این کارش را دوست داشتم.
مامان گفت: «با این کار در حقش لطف میکنی.»
اد زیرلب گفت:
«از کی تا حالا تو اهل لطفکردن شدهای؟»
نمیخواست گربه را اذیت کند.
مامان بلند شد، صندلیاش را عقب داد.
«این موجود مردنی است.
منبع | کتابراه






