کتاب

معرفی و خلاصه کتاب «کمدی اشتباهات»

با معرفی و خلاصه کتاب «کمدی اشتباهات: کتاب دوم مجموعه شکسپیر خندان» تو این مطلب همراهمون باشید.

اینتین – کتاب کمدی اشتباهات، نمایشنامه‌ای در سبک کمدی فارس (Farce) را در خود گنجانده است. این اثر، یکی از نخستین نمایشنامه‌های ویلیام شکسپیر به حساب می‌آید. سید نوید سید علی اکبر، ساختار گفتگومحورِ نمایشنامه را تغییر داده تا مطالعه‌ی این اثر برای شما جذاب‌تر باشد. نمایشنامه‌ی کمدی اشتباهات، درباره‌ی دو جفت دوقلوی همسان است که در بدو تولد، از هم جدا شده‌اند. این اتفاق، زنجیره‌ای از رویدادهای مضحک را بر اساس اشتباه گرفتن دوقلوها به جای یکدیگر به همراه دارد.

درباره‌ی کتاب کمدی اشتباهات
کتاب کمدی اشتباهات (The Comedy of Errors)، نمایشنامه‌ای کلاسیک و معروف را پیش روی شما قرار می‌دهد. ویلیام شکسپیر (William Shakespeare)، نویسنده‌ی شهیر انگلیسی، از کمدی فیزیکی، اشتباه گرفتن شخصیت‌ها و بازی‌های زبانی برای روایت این نمایشنامه بهره گرفته است. محبوبیت این نمایشنامه در فرهنگ عامه‌ی انگلیسی‌ها، باعث شد تا نام آن در فرهنگ لغت انگلیسی به عنوان اصطلاحی برای توصیف مجموعه‌ای از حوادث مضحک که به دلیل اشتباه‌های پی در پی رخ می‌دهند، تعریف شود. سید نوید سید علی اکبر، ساختار دیالوگ‌محور این نمایشنامه را به گونه‌ای جذاب تغییر داده است. به غیر از این تغییر، محتوای اصلی داستان دست‌نخورده باقی مانده است.

داستان نمایشنامه‌ی کمدی اشتباهات، در ۵ پرده روایت شده است. ماجرا با داستان بازرگانی پیر آغاز می‌شود که به صورت غیر مجاز در شهر اِفسس، کار و زندگی می‌کرد. مقامات این شهر، متوجه اقامت غیر قانونی این پیرمرد بازرگان می‌شوند و او را به اعدام محکوم می‌کنند. این پیرمرد، داستان زندگی خود را برای حاکم شهر افسس، بازگو می‌کند.

دو جفت دوقلو و هزاران اشتباه مضحک
در بازگویی داستان، متوجه می‌شوید که پیرمرد بازرگان در جوانی صاحب پسرانی دوقلو شده بود. از قضای روزگار، در همان روز زنی فقیر نیز پسرانی دوقلو به دنیا می‌آورد. بازرگان، دوقلوهای زن فقیر را به عنوان خدمتکار برای پسرانِ خود می‌خرد. به دنبال اتفاق‌هایی در نمایشنامه‌ی کمدی اشتباهات، بازرگان به همراه دوقلوها راهی سفری دریایی می‌شوند. طوفانی سهمگین در دریا بر می‌خیزد و همسر و دو کودک دوقلو ناپدید می‌شوند.

حاکم شهر با شنیدن این ماجرا، یک روز به بازرگان پیر فرصت می‌دهد تا جریمه‌ای سنگین را پرداخت کند و از اعدام نجات بیابد. از طرف دیگر، یکی از پسران بازرگان در جستجوی برادر دوقلویش وارد شهر افسس می‌شود. ماجراهای این نمایشنامه در پرده‌های بعدی با اشتباه گرفتن دوقلوها و زنجیره‌ای از سوء‌تفاهم‌های مضحک میان دوقلوها و دیگر شخصیت‌های داستان، به اوج می‌رسد. نمایشنامه‌ی کمدی اشتباهات با مواجهه‌ی غیرمنتظره‌ی دوقلوهای گمشده و تجدید دیدار با اعضای خانواده، خاتمه پیدا می‌کند.

کتاب کمدی اشتباهات را انتشارات هوپا با بازنویسی این نمایشنامه توسط سید نوید سید علی اکبر، چاپ و روانه‌ی بازار کرده است.

نکوداشت‌های کتاب کمدی اشتباهات
نمایشنامه‌ای خارق‌العاده… این اثر، دستاوردِ استثناییِ شکسپیر را بیش از هر زمان دیگری زنده و ملموس جلوه می‌دهد. (جیمز شاپیرو، استاد دانشگاه کلمبیا و نویسنده‌ی پرفروش کتاب یک سال از زندگی ویلیام شکسپیر: ۱۵۹۹)

نمایشنامه‌ای فوق‌العاده و به‌شدت خنده‌دار که ارزش خواندن دارد. اگر روزی فرصتی پیدا کردید، حتماً باید چندین نسخه‌ی مختلف از اجرای واقعی این نمایش را تماشا کنید؛ آن‌گاه است که می‌توانید به‌درستی درک کنید ویلیام شکسپیر چگونه و چرا دست به نگارش این اثر زده است. (کاربر آمازون)

اقتباس‌های فرهنگی و سینمایی از کتاب کمدی اشتباهات
تئاتر کمدی اشتباهات به کارگردانی شان گِرَنی، محصول ۲۰۱۰
اجرای موزیکال کمدی اشتباهات با موسیقی از گای وولفِندِن در ۱۹۷۶ (این اجرا، جایزه‌ی لارنس الیویه در ۱۹۷۷ را از آن خود کرد)
فیلم سینمایی کمدی اشتباهات به کارگردانی فیلیپ کاسِن و هنرنمایی جودی دِنچ، محصول ۱۹۷۸

کتاب کمدی اشتباهات برای شما مناسب است اگر
قصد مطالعه‌ی نمایشنامه‌ای کلاسیک در سبک کمدی فارس را دارید.
از طرفداران آثار ویلیام شکسپیر هستید و می‌خواهید یکی از نخستین نمایشنامه‌های این ادیب سرشناس را مطالعه‌ی نمایید.
از خواندن داستان‌هایی با محوریت اشتباه گرفتن هویت، لذت می‌برید.
می‌خواهید روایتی متفاوت از نمایشنامه‌ی کمدی اشتباهات را با ساختار دیالوگ‌محور و جذاب مطالعه نمایید.

در بخشی از کتاب کمدی اشتباهات: کتاب دوم مجموعه شکسپیر خندان می‌خوانیم
درومیو گفت: «شوخی؟! من کِی باهاتون شوخی کردم ارباب؟ داشتم دنبالتون می‌گشتم تا با هم ناهار بخوریم.»

آنتیفولوس گفت: «همین که گفتی همسر من برای ناهار کباب پخته و غذا داره سرد می‌شه. نگفتی؟»

درومیو گوش چپش را خاراند و گفت: «حالتون خوبه ارباب؟»

آنتیفولوس گفت: «دوباره شوخی‌ات گرفته. هان؟ خیال کردی من بیکارم که به دلقک‌بازی‌های تو بخندم؟ همین نیم‌ساعت پیش نگفتی همسر من کباب پخته؟ نگفتی پشت میز نشسته منتظر من؟ نگفتی؟»

درومیو بلندبلند خندید و گفت: «کباب؟ همسر؟ مگه من دیوانه شده‌ام همچین چیزی بگم؟ من اصلاً شما رو ندیدم.»

آنتیفولوس سیلی محکمی به گونه‌ی درومیو زد و گفت: «ابله! مگس‌ها هم می‌دونن کِی تفریح کنن. تا خورشید می‌درخشه، بیرون می‌چرخن و شب که بشه، می‌خزن توی سوراخ خودشون. تو هم بدون که کِی باید با من شوخی کنی!»

درومیو گفت: «چرا من رو می‌زنین ارباب؟ دستِ‌آخر این کله‌ی من از دست شما کله‌ی مقدسی می‌شه.»

دورتر از مهمان‌خانه، در گوشه‌ای خلوت دو زن ایستاده بودند و برای آن‌ها دست تکان می‌دادند. آنتیفولوس برگشت. پشت سرش هیچ‌کسی نبود. درومیو گونه‌اش را می‌مالید و با دست دیگرش بر سینه‌اش صلیب می‌کشید. یکی از زن‌ها پاش را محکم به زمین کوبید و به‌طرف آن‌ها آمد.

منبع | کتابراه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا