با معرفی و خلاصه کتاب ۱۰ راز آشباریا تو این مطلب همراهمون باشین.
اینتین – ۱۰ راز آشباریا یه کتاب طنز بامزهست که محمدرضا نیرومند نوشته و توی انتشارات قندیل نور چاپ شده. این کتاب دربارهی یه مردی به اسم کهشاد کندروئه که یهو رئیس یه شرکت غولپیکر به اسم چلوجلو میشه و کلی از این موضوع ذوق میکنه. اما داستان فقط این نیست! اون توی یه سرزمین عجیب و ناشناخته به اسم آشباریا زندگی میکنه، جایی که آدمها یه سری قواعد خاص برای موفقیت دارن و یاد گرفتن چطوری ملت رو با کلی حرفای قشنگ، خام کنن!
داستان کتاب چیه؟
ماجرای کهشاد از جایی شروع میشه که توی یه روزنامهی دربوداغون کار میکرد، ولی چون روزنامه هیچکی نمیخوند و فقط برای سبزی پیچیدن و کهنهبچه پهن کردن به درد میخورد، بالاخره مدیرش با یه لگد پرتش کرد بیرون! بعد از کلی بیکاری، یه آگهی استخدام توی روزنامه میبینه که برای شرکت چلوجلو کارمند میخوان. البته اون خودش رو یه آدم نابغه میدونه که اصلاً دنبال کار نمیگرده و باید کار بیاد سراغش! ولی خب، چون کیف پولش عنکبوت بسته بود، مجبوری قبول کرد بره اونجا کار کنه!
اما نکتهی جالب اینه که رئیس شرکت، یعنی آقای چلوجلوی بزرگ، ۱۰ راز طلایی موفقیت رو به کهشاد یاد میده؛ رازهایی که باعث میشه اون توی شرکتش حسابی پیشرفت کنه و مغز مردم رو با فرغون بار بزنه!
این کتاب به درد کیا میخوره؟
اگه عاشق داستانای طنز و بامزهای که یه عالمه کنایهی خندهدار دارن هستی، این کتاب مخصوص توئه! مخصوصاً نوجوانا و کسایی که دوست دارن یه داستان سرگرمکننده بخونن، کلی بخندن و یه کم هم از دنیای مدیرای عجیبغریب سر در بیارن!
یه تیکه باحال از کتاب:
«حوالی ظهر به پارک رسیدم. هوا گرم بود. بوی باقالی پختهی دستفروشها و روغن سوختهی مغازهی ساندویچی میزد زیر دماغ آدم. مردم مثل همیشه مشغول پرسه زدن و صحبت کردن بودن. بعضیا هم حواسشون به بچههاشون بود که توی وسایل بازی خرابکاری نکنن. کمی دور و برمو نگاه کردم، هیچ خبری نبود. با خودم گفتم شاید برنامهشون هنوز شروع نشده. پس در حالیکه سعی میکردم مثل یه آدم متشخص رفتار کنم، شروع کردم به گشت زدن توی ساحل…»
پس اگه میخوای رازای خفن پیشرفت توی دنیای آشباریا رو بدونی و کلی بخندی، ۱۰ راز آشباریا رو از دست نده!