با معنی آوای گنجشکان فارسی ششم صفحه ۱۰۹ در این مطلب همراه ما باشید.
اینتین – معنی آوای گنجشکان فارسی ششم صفحه ۱۰۹ در ادامه همراه ما باشید.
معنی فارسی ششم ابتدایی / بخوان و بیندیش آوای گنجشکان صفحه ۱۰۹
معنی کلمات آوای گنجشکان فارسی ششم
| شیخ: مرد پیر، عالم، مرد بزرگوار | گوارا: لذیذ، مناسب |
| مکتب خانه: مدرسه | رد کند: باز گرداند |
| غوغا: هیاهو، سر و صدا | حصیر: نوعی فرش یا گستردنی که از نی یا گیاه دیگری بافته می شود |
| لطف: مهربانی، خوش رفتاری | میان سال: نه پیر و نه جوان بلکه میان این دو |
| طبع: ذات، خلق و خوی، طبیعت | سرگردان: آواره، سرگشته |
| کوبه: وسیله فلزی که بر روی درب خانه ها نصب می شد و برای اطلاع ساکنین خانه کوبیده می شد | قید: بند |
| مست: مدهوش، بی هوش، شاد و خوشحال | فلک: وسیله ای که در قدیم برای تنبیه پای بی ادبان و مجرمان استفاده می شد |
| آشفته: پریشان، نامنظم | آویخته: آویزان شده |
| مدعی: ادعا کننده | معرفت: شناخت به علم و دانش |
| قانع: راضی، خرسند | ادعا کردن: طلب کردن مزیتی برای خود |
| ریسمان: طناب | غیبت: پشت سر کسی حرف زدن |
| خلق: خوی، منش | محفل: مجلس |
هم خانواده آوای گنجشکان فارسی ششم
کتب = کتاب ، مکتوب ، مکاتبه ، کاتب
بحث = مباحث، مُباحثه
مدّعی= ادّعا ، دعوی
قانع = قناعت
غیبت = غایب ، غیاب
محفل = محافل
عادت = معتاد ، اعتیاد
طبع = مطبوع ، طبیعت ، طبیعی
مخالف و متضاد آوای گنجشکان فارسی ششم
اکنون ≠ آینده،
سکوت ≠ سر و صدا، غوغا
فراوان ≠ کم
دانایی ≠ نادانی
نشست ≠ بلند شد
بیاموز ≠ فراموش کن
منبع | همیار




