با معنی درس ۲ فارسی هفتم + آرایه های ادبی در این مطلب همراهمون باشید.
اینتین – معنی درس ۲ فارسی هفتم + آرایه های ادبی رو در ادامه می خونید.
درس ۲: چشمه معرفت
معنی کلمات چشمه معرفت فارسی هفتم
| آداب دان : آگاه به راه و رسم زندگی، مؤدّب، با ادب | گوارا : لذیذ، خوش مزه، خوشایند |
| آمین : کلمه ای که پس از دعا گویند، بپذیر، اجابت کن، برآور | مذاب : ذوب شده، آب شده، گداخته |
| استوار : محکم، پایدار، سخت | معرفت : شناخت، علم، دانش، شناسایی |
| اعجاز : کار دشوار و عجیب و شگفت انجام دادن، معجزه | معصوم : پاک و بی گناه |
| برافراشته : بالا برده، بلند کرده | نهال : درخت جوان نو رسته، تازه کاشته شده |
| تازه نفس : آماده و شاداب | وداع : خداحافظی، بدرود |
| جاذبه : کشش، نیرویی که اجسام را به طرف خود می کشد | یقین : بدون شک، بی گمان |
| جلال : بزرگی، عظمت، شکوه | معنی کلمات روان خوانی کژال : |
| خویشاوند : قوم و خویش، فامیل | تقلّا : کوشش و تلاش کردن |
| دیرینه : کهنه، قدیمی | جهید : جَست زد |
| رفیق : دوست، یار، همنشین، همدم | خیش : وسیله ای برای شخم زدن، گاوآهن |
| زلال : صاف و گوارا، پاک و روان | دایه : شیر دهنده، مادر |
| زمزمه : نغمه، خواندن آرام و زیر لب | رولَه : فرزند (به زبان کردی) |
| سیراب : پر آب، سیر شده از آب، طراوت و آبداری | زار زدن : گریه کردن از روی ناتوانی و درماندگی |
| عظمت : بزرگی، بزرگواری | زُل زدن : خیره شدن |
| غرقه : در آب فرو رفته، غرق شده | قُنداقه : پارچه ای که نوزاد را در آن می پیچند |
| غرور : به خود بالیدن، احساس سربلندی داشتن | گالش : کفش لاستیکی |
| کشتزار : مزرعه، زمین زراعت شده | مجال : فرصت |
| کِشته : کاشته شده، زراعت شده | معطّل : بی کار، منتظر، بلا تکلیف |
| کنجکاوی : جست و جو، کاوش، یافتن چیزی | مویه : گریه، ناله، شیون و زاری |
| گام : قدم، فاصله میان دو پا | هراسان : ترسان |
| – | هق هق : صدای بریده بریده گریه شدید |
معنی صفحه ۱۸ فارسی هفتم
بند ۱ صفحه ۱۸ 👇
🔹 در یکی از سالهای نوجوانی که کنجکاوی خستگیناپذیری داشتم، برای فراگرفتن و فهمیدن و به ویژه برای کشف کردن، سری به طبیعت روستا زدم.
مفهوم: در یکی از سال که نوجوان بودم کنجکاوی بیش از حد و سیر نشدنی داشتم، برای آموختن و فهمیدن و به خصوص برای دریافتن، نگاهی به طبیعت روستایمان انداختم.
واژه های مهم:
کنجکاوی : پرسشگری
کشف کردن : پیدا کردن
آرایه ادبی:
( نوجوانی ، کنجکاوی ، خستگی ناپذیری ) و ( فراگرفتن، فهمیدن، کشف کردن ) مراعات نظیر دارند.
سر زدن : کنایه از دیدار و بازدید
بند ۲ صفحه ۱۸ 👇
🔹 با نگاههای کنجکاوانه و تشنه، به درس بزرگ طبیعت مینگریستم، گوش میدادم، چشم میدادم، دل میدادم و روحم چنان غرق فهمیدن بود که از هیجان میلرزید.
مفهوم: با نگاه های جستجوگر و مشتاق، به طبیعت که چون درس بزرگی میباشد، نگاه میکردم. با دقّت زیاد گوش میدادم؛ نگاه میکردم؛ علاقه نشان میدادم و روحم چنان غرق فهمیدن و درک کردن بود که از شدت هیجان میلرزید.
آرایه ادبی:
نگاه های کنجکاوانه : دقیق
نگاه های تشنه : تشخیص
درس بزرگ طبیعت : تشبیه
گوش، چشم ، دل ، روح : مراعات نظیر یا تناسب
گوش و چشم دادن : بادقت گوش دادن و با دقت نگاه کردن
دل دادن : عاشق شدن و کنایه از با تمام وجود توجه کردن
روحم چنان غرق فهمیدن بود : روح و جانم لبریز درک کردن بود
روحم از هیجان می لرزید: تشخیص
🔹 احساس میکردم هم اکنون چشمههای معرفت از درون من سر باز خواهند کرد و آبهای زلال و سرد و گوارای فهم و دانایی در من خواهد جوشید.
مفهوم: احساس میکردم همین الآن معرفت و علم (دانایی) مانند چشمه از درونم بیرون
خواهد ریخت؛ (جاری خواهد شد) و فهم و دانایی مانند آبهای صاف و سرد و گوارا در من خواهد جوشید. (تمام وجودم از معرفت و شناخت خدا لبریز خواهد شد؛)
آرایه ادبی:
چشمه های معرفت از درون من سر باز خواهند کرد : تمام وجود پر از معرفت و شناخت خدا خواهد شد
آب های زلال و .. فهم و دانایی : تشبیه
آب ، سرد، زلال، گوارا : مراعات نظیر
کلاس شگفت آفرینش : تشبیه
عظمت و جلال: مترادف
چشمه های معرفت : تشبیه
سر باز کردن : جاری شدن
🔹 امّا یقین دارم که در کلاس شگفت آفرینش و زیبایی طبیعت، عظمت و جلال و جاذبهٔ خالق را با همهٔ وجودم لمس میکردم.
مفهوم: بدون شک باور دارم که در معجزه آفرینش و زیبایی طبیعت که همانند کلاس درس میباشد، درسِ بزرگی، شکوه و کشش آفریننده آن را با تمام وجود لمس میکردم.
بند ۳ صفحه ۱۸ 👇
🔹 غرقهٔ شکوه و اعجاز زیبایی خلقت بودم
مفهوم: در شکوه، عظمت و معجزه زیبایی آفرینش غرق شده بودم. ( محو تماشای خلقت )
آرایه ادبی:
غرقه : محو ، مبهوت
🔹 نوازش… آب، جوشش چشمهها!
مفهوم: آب بود که به پاهایم رسیده بود و پاهایم را نوازش می داد
آرایه ادبی:
نوازش لطیف آب: تشخیص
آب، جوشش، چشمه، لطیف، خنکی: تناسب
🔹 ؛ آب، این روح مُذاب امید و زندگی، تازه نفس، جوان، زلال و نیرومند با گامهای استوار و امیدوار شتابان میرفت تا خود را به دهان خشک زمین و صدها کشتزار سوخته و نگاههای پژمردهٔ هزاران درخت تشنه برساند و در رگهای خشکیدهٔ جویهای مزرعه و کوچهباغهای مرده، جاری گردد.
مفهوم: آب، که مانند روحِ ذوب شده امید و زندگی میباشد، شاداب، جوان، صاف و نیرومند با قدم های محکم و امیدوار با شتاب و عجله می رفت تا خود را به زمین هایی که مانند دهان خشک هستند و صدها مزرعه و نگاه های افسرده هزاران درخت تشنه برساند و در جوی و نهر خشک شده مزرعه و کوچه باغ های بیجان، جاری گردد
آرایه ادبی:
روح مذاب : اشاره به جاری و روان بودن آب که مانند روح ، صفت زندگی بخشی دارد
تشبیه آب به روح
آب می رفت : تشخیص
دهان خشک زمین : تشخیص
نگاه های پژمرده ی درختان : تشخیص
درخت تشنه : تشخیص
رگ های خشکیده جوی های مزرعه : تشبیه
کوچه باغ های مرده : تشخیص
معنی صفحه ۲۰ فارسی هفتم
بند ۱ صفحه ۲۰👇
🔹 سال دیگر که به روستا برگشتم، بر روی سبزهها و کشتههای سیراب، درختان سرسبز باغ و صحرا را دیدم که شاخهٔ دستهای خویش را به آسمان برافراشته بودند و دعا میکردند و کودکان پرنشاطِ گل بوتهها و نوجوانان امیدوار ذرّتها در گوش نسیم، آمین میگفتند
مفهوم: سال بعد که به روستایمان برگشتم، روی سبزه ها باغچه های پر آب، درختان سرسبز و زیبای باغ و دشت را نگاه کردم که شاخه های خود را مانند دست به سوی آسمان بالا برده بودند و دعا می کردند و جوانه های تازه و شاداب بوته های گل و ذرّت های نورَس و تازه رسیده در گوش نسیم، آمین می گفتند
آرایه ادبی:
سبزه ها و کشته های سیراب : تشخیص
شاخه ی دست : اضافه تشبیهی
دعا می کردند : تشخیص
اشاره به بیت مولوی :
این درختانند همچون خاکیان *** دست ها بر کرده اند از خاکدان / با زبان سبز و …
گوش نسیم : تشخیص
آمین : درخواست اجابت دعا
آمین می گفتند : تشخیص
🔹 و من با غرور و مهربانی و خشنودی، باغ و صحرا را تماشا میکردم و در درختها و بوتهها مینگریستم.
مفهوم: و من با خود نمایی و مهربانی و خرسندی، باغ و دشت را مشاهده کردم و به درخت هاو بوته نگاه میکردم.
آرایه ادبی:
باغ و صحرا و درخت و بوته : تناسب
🔹 گویی با هریک از آنان آشنایی دیرینه دارم و با همهٔ ساقههای سرسبز، رفیق و خویشاوندم.
مفهوم: انگار هر کدام را از دیر وقت میشناختم و با تمامی شاخه های سرسبز و زیبا دوست هستم.
آرایه ادبی:
رفاقت و خویشاوندی با ساقه ها : تشخیص
🔹 این نخستین باری بود که در برابر این همه عظمت و بزرگی و در میان این همه آفرینش خداوند، خود را که هنوز نوجوان بودم، بزرگ حس میکردم.
مفهوم: این اولین دفعهای بود که در برابر این همه شکوه و بزرگی و در برابر این همه نعمتهای خداوند، خود را که هنوز نوجوان بودم، احساس میکردم بزرگ شدهام.
آرایه ادبی:
عظمت و بزرگی : مترادف
بند ۲ صفحه ۲۰👇
🔹 از صحرا باز میگشتم و نسیم، مانند مادری مهربان و آدابدان که به کودکان خویش، حقشناسی و ادب میآموزد،
مفهوم: از دشت بر میگشتم و نسیم که مانند مادری مهربان و مؤدب به کودکان خود درس حق شناسی و ادب میآموزد،
آرایه ادبی:
نسیم مانند مادری مهربان : تشبیه
ادب می آموزد : تشخیص
کودکان : استعاره از گیاهان
🔹 سرهای نهالهای جوان و بوتههای نوزاد خویش را به نشانهٔ احترام و وداع با من خم کرده بود
مفهوم: سر شاخه های درختان جوان و بوته های تازه روییده خود را به نشانه احترام و خداحافظی با من خم کرده بود
آرایه ادبی:
کودک ، جوان ، نوزاد : تناسب
تشبیه نهال ها به نوجوان و بوته ها به نوزاد
احترام و وداع نهال ها : تشخیص
خم شدن سر بوته ها برای وداع : تشخیص
🔹 و من در آخرین نقطهٔ دید که اندک اندک صحرا از نظرم ناپدید میشد، بار دیگر سرم را برگرداندم و با تکان دادن دستهایم به احساسات خاموش امّا سرشار از پاکی و صفای این طبیعت و سبزههای معصوم پاسخ میگفتم و به خالق آنها میاندیشیدم و این بیت «سعدی» را زمزمه میکردم:
مفهوم: و من در دور ترین نقطه که کم کم دشت به چشمم نمیآمد، دوباره سر خود را برگرداندم و با حرکت دادن دستانم به عواطف خاموش اما لبریز از پاک بودن و روشنی این طبیعت و سبزه های بی گناه جواب میدادم و به آفریننده ی آنها فکر میکرم و این بیت سعدی را با خودم میخواندم:
آرایه ادبی:
سبزه های معصوم : تشخیص
تشبیه برگ سبز درختان به کتابی برای خداشناسی
معنی شعر صفحه ۲۰👇
🔹 «برگ درختان سبز، در نظر هوشیار ◈※◈ هر ورقش دفتری است، معرفت کردگار»
معنی: در نظر افراد باهوش و خردمند، هر برگ درخت مانند دفتری برای شناخت خداوند می باشد.
آرایه ادبی:
برگ درختان، نظر هوشیار، ورقش : ترکیب اضافی
درختان سبز : ترکیب وصفی
پیام درس: در این درس به پدیده های طبیعت اشاره شده است که بیانگر قدرت و عظمت خداوند هستند. تمام این پدیده ها همانند انسانها مشغول راز و نیاز با خداوند هستند و خدا را به بزرگی و یکتایی میستایند.
کلمات هم خانواده درس دوم فارسی هفتم
فهمیدن= مفهوم، فهیم، تفاهم، تفهیم
غرق= غریق، غرقاب
هیجان= مهیج، تهیج
معرف= عرفان، عارف، تعریف
کشف= کاشف، مکشوف، اکتشاف، مکتشف، مکاشفه
طبیعت= طبع، مطبوع
روح= روحیه، روحانی
عظمت= عَظیم، ، اَعظم، عُظما، تعظیم، مُعظم
جلال= جلالت ، جلیل، اَجل، جل، تجلیل، مجلل
لمس= لالمسه، ملموس، التماس، مُلتمس
اعجاز= عجز ، عاجز، عجوز، عجوزه، معجزه
لطیف= لطف، لطفاً، لطیفه، لطافت، ملاطفت
مذاب= ذوب
مزرعه= زرع ، زراعت، مرزع، زارع
دعا= دعوت، داعی، داعیه، دعوا، دعوی، ادعا، مدعی، تداعی
ادب= ادیب، تاٌدیب، مودب
نقطعه= منقوط
نظر= نظریه، نظیر، ناظر، نظاره، منظر ، تناظر، انتظار، مناظره
متضاد درس دوم فارسی هفتم
خشنودی ≠ نارضایتی
دیرینه ≠ جدید، نو
زلال ≠ کدر
گوارا ≠ ناگوار
وداع ≠ سلام
ریز ≠ درشت
عقب ≠ جلو
عمیق ≠ کم-عمق، سطحی
کلمات مهم املایی درس دوم فارسی هفتم
کنجکاوی ، خستگی ناپذیری ، طبیعت ، کنجکاوانه ، مینگریستم ، روحم ، هیجان ، احساس ، چشمه های معرفت ، آب های زلال ، سرد و گوارای ، فهم و دانایی، لحظه ها ، آفرینش الهی ، زیبایی طبیعت ، عظمت و جلال ، جاذبه ، خالق، لمس، غرقه شکوه ، اعجاز، خلقت ، نوازش لطیف ، پاهای برهنهام ، جوشش چشمه ها ، روح مذاب ، تازهنفس ، زلال و نیرومند ، گامهای استوار، امیدوار و شتابان ، دهان خشک زمین ، صدها کشتزار سوخته ، نگاه های پژمرده هزاران درخت تشنه، رگهای خشکیده جوهای مزرعه، سبزه ها و کشته های سیراب ، باغ و صحرا ، شاخه دستهای خویش، برافراشته ، دعا ، پر نشاط ، گلبوته ها ، امیدوار ذرّت ها ، گوش نسیم ، آمین ، غرور و مهربانی ، خشنودی ، درختها و بوته ها ، مینگریستم ، دیرینه ، خویشاوندم ، عظمت ، هنوز ، حس ، نسیم ، کودکان خویش، به نشانه احترام و وداع ، آخرین نقطه دید ، از نظرم ناپدید میشد ، تکان دادن ، احساسات ، امّا ، پاکی وصفای این طبیعت ، سبزه های معصوم ، میاندیشیدم ، زمزمه ، هوشیار
منبع | همیار




