با معنی روان خوانی کژال فارسی هفتم صفحه ۲۳ توی این مطلب همراه ما باشید.
اینتین – معنی روان خوانی کژال فارسی هفتم صفحه ۲۳ رو در ادامه می خونید.
معنی فارسی هفتم / روان خوانی کژال صفحه ۲۳
معنی کلمات روان خوانی کژال فارسی هفتم
| لپ: گونه | دندان برسر دندان ساییدن: کنایه از خشمگین بودن |
| قُنداقه: پارچه ای که نوزاد را در آن می پیچند | خُرناسه: صدایی که در حالت خواب از گلو بیرون می اید . |
| روله: فرزند به زبان کردی | معطّل: منتظر، بی کار، بلا تکلیف |
| گالش: نوعی کفش قدیمی زنانه (کفش لاستیکی) | مَجال: فرصت، وقت لازم |
| خیش: وسیله ای برای شخم زدن، گاو اهن | زُل زدن: خیره شدن |
| پارهی تن: فرزند عزیز(کنایه) | پا برهنه: بدون کفش |
| مویه: گریه کردن مویه کنان: گریه کنان | تقلا: کوشش، تلاش |
| زار زدن: گریه کردن | هق هق: صدای بریده بریدهی گریه طولانی |
| دایه: مادر | خشکش زد: مات و مبهوت شد. |
| هراسان: ترسان | – |
محتوای داستان کژال
کژال داستان کوتاهی است از خانم طاهره ایبد. درون مایه این داستان بر مقاومت و ایستادگی در برابر تهاجم بدخواهان و جان فشانی کردن برای حفظ خانه و هم نوع و سرزمین و دفاع از هستی انسان، تأکید دارد
زاویه دید این داستان، روایت به شیوه سوم شخص مفرد است.
آرایه های ادبی و زبانی روان خوانی کژال فارسی هفتم
خشکش زد: کنایه از مات و مبهوت شدن، تعجب کرد
پوست بر تن کژال خراشید: کنایه از ترساندن. کژال را بسیار ترساند.
تن کژال مثل علفی در باد می لرزید: تشبیه دارد.
مشبه: تن کژال مشبه به: علف وجه شبه: لرزیدن ادات تشبیه: مثل
خاکم بر سر: کنایه از بدبخت و بیچاره شدن
زمین را خیش می زد: زمین را چنگ میزد. به کُندی راه میرفت
پاره تن: کنایه از فرزند عزیز و دوست داشتنی
دندان به دندان می سایید: کنایه از خشمگین شدن. خشگین و عصبانی بود.
با گرگ در هم پیچید: با گرگ گلاویز و درگیر شد
گلویش را با فریاد بلندی خراشید: با فریاد های بلند و جیغ و داد گلویش زخمی شد
نفس به یکباره سرد شد: کنایه از مُردن
کلمات مهم املایی کژال فارسی هفتم
کژال ، روناک ، لُپ ، به سینه فشرد ، احوال پرسی ، گالش های لاستیکی ، پشت صخره ، صدای زوزه اش ، مثل علفی در باد میلرزید ، هه ژار… هه ژار! ، مثل تیغه داس ، تیرکی ، حمله ور شد ، زمین را خیش می کشید ، دایهات بمیره، رولُهَ ، آزاد معطّل نماند ، جهید ، گرگ، خرناسه می کشید ، مشت بر چشم های او می کوبید ، گرگ زوزه کشید ، تقّل پابرهنه ، حلقه ، رها ، هرچه قوّه داشت، به ساق و بازویش ریخت ، جیغ زنان و مویه کنان
منبع | همیار




