با معنی و تفسیر شعر «تابناکِ من بشد دوش از بر من! آه! دیگر در جهان …» از مجموعه اشعار نیما یوشیج تو این مطلب همراه ما باشید.
اینتین – نیما با شکستن قالبهای شعری کلاسیک و استفاده از فرمهای جدید، راه را برای ظهور شعر نو هموار کرد. او از قافیه و وزنهای متداول فاصله گرفت و به آزادی در بیان احساسات و افکار خود روی آورد.
شعر زیبای شماره ۳۸
تابناکِ من بشد دوش از بر من! آه! دیگر در جهان
میبرم آن رشتهها که بود بافیده ز پهنای امید مانده روشن.
دیگرم نرگس نخواهد -آنچنانکه بود خندهناک- خندد
روی مانندان گلشن
من به زیرِ این درختِ خشکِ انجیر،
که به شاخی عنکبوت منزوی را تار بسته
مینشینم آنقدر روزان شکسته
که بخشکد بر تن من پوست.
ای که در خلوتسرای دردبار شاعری سرگشته داری جا
کولهبار شعرهایم را بیاور تا به زیر سر نهاده
-روی زیر آسمان و پای دورم از دیاران-
از غم من گر بکاهد یا نکاهد
خواب سنگینم رباید آنچنان
که دلم خواهد.
تفسیر این شعر
این شعر از شاعر معروف ایرانی، “نیما یوشیج” است و در آن احساسات عمیق و اندوه شاعر به تصویر کشیده شده است. بیایید آن را به زبان سادهتر توضیح دهیم:
۱. تابناکِ من بشد دوش از بر من! آه! دیگر در جهان:
– شاعر میگوید که نور و روشنی زندگیاش (تابناک) ناگهان از او جدا شده است. او احساس میکند که دیگر امیدی در زندگیاش نیست.
۲. میبرم آن رشتهها که بود بافیده ز پهنای امید مانده روشن:
– او میخواهد رشتههای امیدی که قبلاً در زندگیاش وجود داشت و او را به جلو میبرد، از دست بدهد.
۳. دیگرم نرگس نخواهد -آنچنانکه بود خندهناک- خندد:
– شاعر اشاره میکند که دیگر زیباییها و شادیها (نرگس) نمیتوانند او را خوشحال کنند و این وضعیت برایش خندهدار است.
۴. من به زیرِ این درختِ خشکِ انجیر،:
– او به زیر درختی خشک و بیحیات نشسته است، که نمادی از ناامیدی و یأس است.
۵. که به شاخی عنکبوت منزوی را تار بسته:
– درختی که به خاطر بیحالیاش، عنکبوتی را که تنهاست، به دام انداخته است. این تصویر نشاندهنده تنهایی و انزواست.
۶. مینشینم آنقدر روزان شکسته:
– شاعر تصمیم میگیرد که مدت زیادی زیر این درخت بنشیند تا به افکار و احساساتش بپردازد.
۷. که بخشکد بر تن من پوست:
– او میگوید که آنقدر زیر این درخت مینشیند تا پوستش نیز خشک شود، یعنی او در حال تحمل درد و رنج است.
۸. ای که در خلوتسرای دردبار شاعری سرگشته داری جا:
– شاعر به کسی اشاره میکند که در دنیای درد و رنج شاعری حضور دارد و از او میخواهد که کولهبار شعرهایش را بیاورد.
۹. کولهبار شعرهایم را بیاور تا به زیر سر نهاده:
– او میخواهد شعرهایش را کنار خود داشته باشد تا بتواند احساساتش را بهتر بیان کند.
۱۰. از غم من گر بکاهد یا نکاهد خواب سنگینم رباید آنچنان که دلم خواهد:
▪ او امیدوار است که اگر شعرهایش بتوانند کمی از غمش کم کنند یا نه، حداقل خواب سنگینی را برایش به ارمغان بیاورند.
▎نتیجهگیری:
این شعر به بیان احساسات عمیق ناامیدی، تنهایی و نیاز به آرامش شاعر پرداخته است. او در جستجوی امید و زیبایی در زندگیاش است، اما با واقعیت تلخی روبرو است که او را غمگین کرده است. شاعر از کلمات و تصاویر طبیعی برای بیان احساسات خود استفاده کرده و تنهایی و اندوه خود را به زیبایی توصیف کرده است.




