داستان «اسباب زحمت» حول محور زندگی سه کارگر باربری به نامهای احمد (سعید آقاخانی)، ناصر (حسن معجونی) و صادق (عباس جمشیدیفر) میچرخد که با یک کامیون خاور قدیمی، نان خود را از مسیر جابجا کردن وسایل مردم درمیآورند. انتخاب هوشمندانه شغل «اسبابکشی» به عنوان پیرنگ اصلی، فراتر از یک انتخاب شغلی ساده است؛ این شغل در واقع یک «دریچه ورود» به حریم خصوصی طبقات مختلف اجتماعی عمل میکند.
اینتین – هر اسبابکشی در سریال، اپیزودی جدید از برخورد فرهنگها، تضادهای مالی و سوتفاهمهای اخلاقی را رقم میزند. این ساختار به آقاخانی اجازه داده تا بدون شعارزدگی، وارد خانههای مردم شود و نقد اجتماعی خود را در لایههای زیرین طنز موقعیت بگنجاند.
مثلث طلایی بازیگری و هنرنمایی تیم جدید
موفقیت این سریال تا حد زیادی مدیون «مرکز ثقل بازیگران» آن است. آقاخانی با شناخت دقیق از فیزیک و میمیک بازیگرانش، کاراکترهایی خلق کرده که در عین تیپیکال بودن، دارای لایههای شخصیتی متمایزی هستند.
سریال اسباب زحمت
احمد آقا (سعید آقاخانی)
او مغز متفکر و در عین حال بدشانس گروه است. احمدآقا نمادی از استیصال طبقه کارگر در مواجهه با وسوسههای ثروتمند شدن سریع است؛ کسی که برای خرید خاور همه چیزش را فروخته اما در تله رمز ارز گرفتار شده است. آقاخانی در این نقش تلاش کرده لحنی شهری و پراسترس ارائه دهد تا از کاراکتر محبوب قبلیاش، «نورالدین خانزاده»، متمایز شود.
ناصر خان (حسن معجونی)
معجونی با استفاده از سبک «بازی در سکوت» و خونسردی مفرط خود، شخصیتی را ساخته که تفاوتهای بنیادینی با کارهای قبلی او دارد. او که مالک خاور است، با سبیل خاص خود نوعی اقتدار پوشالی اما دوستداشتنی را به نمایش میگذارد. تلاشهای طنزآمیز او برای ترک سیگار با استفاده از «متد چوبشور»، یکی از لحظات کمدی درخشان سریال را رقم زده است.
صادق (عباس جمشیدیفر)
جمشیدیفر پس از سه سال دوری از تلویزیون، بازگشتی درخشان داشته است. او نقش جوانی را ایفا میکند که از دار دنیا فقط یک دوچرخه دارد و با هیجانات کنترلنشدهاش، موتور محرک بسیاری از سوتفاهمهای کمیک سریال است.
در کنار این مثلث، حضور بازیگرانی چون کمند امیرسلیمانی در نقش «طاهره خانم» به عنوان ستون خانواده و هومن حاجیعبداللهی در نقشی جدی، به غنای این منظومه افزوده است.
موضوعات داغ؛ از رمزارز تا چالشهای فرزندآوری
«اسباب زحمت» فقط به دنبال خنداندن نیست. نویسندگان سریال (ابوالفضل کاهانی، حمیدرضا بابابیگی و دانیال رجبی) موضوعات بهروزی را در دل داستان گنجاندهاند. بحران رمز ارز و نابودی سرمایه در بازار ارزهای دیجیتال، آرزوی جهانگردی با کمترین امکانات و حتی مسائل حساس خانوادگی مثل عدم تولد فرزند، همگی با زبانی طنازانه اما گزنده روایت میشوند. این رویکرد باعث شده تا مخاطب با موقعیتها احساس همذاتپنداری کند و سریال را «ملموس» و شبیه به زندگی واقعی بداند.
تحلیل فنی و چالش انسجام روایی
از منظر بصری، دوربین آقاخانی در این اثر پویاست و به خوبی توانسته حس اضطراب و شلوغی حین اسبابکشی را به مخاطب منتقل کند. تنوع جغرافیایی لوکیشنها از تهران و جاجرود تا مشهد و سمنان، باعث شده سریال از بنبست فضاهای محدود آپارتمانی خارج شود و نوعی «کمدی جادهای-شهری» خلق کند.
با این حال، منتقدان بر این باورند که بزرگترین پاشنه آشیل سریال، فقدان یک سرپرست واحد نویسندگان است. برخلاف مجموعههایی مثل «پایتخت» که انسجام روایی بالایی داشتند، تعدد نویسندگان در اینجا منجر به نوعی آشفتگی در پیوند روایات فرعی به تنه اصلی داستان شده است. برخی بخشها از جریان اصلی فاصله میگیرند که میتواند باعث سردرگمی مخاطب در درک مسیر کلی داستان شود.
بازتابهای اجتماعی و صدرنشینی در تلوبیون
آمارهای استخراج شده از پلتفرم تلوبیون نشان میدهد که «اسباب زحمت» با اختلافی معنادار (حدود ۱۰۰ هزار بیننده بیشتر نسبت به سریال ساهره)، در صدر فهرست محبوبیت مخاطبان رمضانی قرار گرفته است. بیش از ۷۵۰,۰۰۰ بیننده تنها در ۵ قسمت نخست، گواهی بر این مدعاست.
یکی از حواشی جنجالساز و جذاب سریال، حضور دریا آقاخانی (دختر واقعی سعید آقاخانی) در نقش گلناز بود. سکانس در آغوش گرفتن پدر و دختر در قسمت پنجم، به دلیل نسبت واقعی آنها از ممیزیهای معمول عبور کرد و به یکی از سکانسهای پربازدید در فضای مجازی تبدیل شد.
آیا «اسباب زحمت» ارزش دیدن دارد؟
در مجموع، «اسباب زحمت» را میتوان یک کمدی آبرومند و دغدغهمند دانست که در میانه بحرانهای اقتصادی، لبخندی همراه با تفکر بر لبان مخاطب مینشاند. با وجود ریتم کندتر نسبت به «نون خ»، حضور کمدینهای درخشان و سوژههای بهروزی چون ارز دیجیتال، این سریال را به گزینهای با ارزش دیدن بالا (Must-watch) برای مخاطب امروز تبدیل کرده است.
این اثر ثابت میکند که تلویزیون هنوز هم میتواند با تکیه بر هنرمندان اصیل و داستانهایی از دل زندگی واقعی، مخاطبان را پای قاب جادویی بازگرداند. استمرار این موفقیت در قسمتهای آتی، منوط به تقویت پیوندهای داستانی و جلوگیری از تبدیل شدن اپیزودها به قطعات پراکنده خواهد بود.
منبع: تیردادنامه




