کتاب

بخش هایی از کتاب تغییر مسیر؛ برای مواجهه با ناملایمات و بازسازی تاب‌آوری

بخش هایی از کتاب تغییر مسیر را در این مطلب بخوانید.

اینتین – کتاب “تغییر مسیر” (Option B) که توسط شریل سندبرگ (مدیر ارشد اجرایی سابق فیسبوک) و آدام گرانت (روان‌شناس و استاد دانشگاه وارتون) نوشته شده، یک کتاب عملی و الهام‌بخش برای مواجهه با ناملایمات و بازسازی تاب‌آوری است .

این کتاب برخلاف کتاب قبلی سندبرگ (“زن پیشرو” یا Lean In) که به مسائل رهبری زنان می‌پرداخت، تغییر مسیر به داستانی بسیار شخصی می‌پردازد: مرگ ناگهانی همسر سندبرگ، دیو گلدبرگ، در سال ۲۰۱۵ .

سندبرگ با روایتی صمیمانه از روزهای سخت پس از این اتفاق، نشان می‌دهد که چگونه با کمک علم روانشناسی و مفاهیمی مانند تاب‌آوری (Resilience)، توانست اندک‌اندک شادی را به زندگی خود و فرزندانش بازگرداند. عنوان کتاب از جمله دوستش الهام گرفته که به او گفت: “گزینه الف دیگر وجود ندارد، پس بیا بهترین استفاده را از گزینه ب ببریم” .

مفاهیم کلیدی و نکات برجسته

تاب‌آوری قابل یادگیری است: باور دارد که توانایی غلبه بر سختی‌ها ذاتی نیست، بلکه مانند عضله‌ای است که می‌توان آن را پرورش داد .
سه دام grief: با سه واکنش رایج پس از شکست مقابله می‌کند: شخصی‌سازی (Personalization) (“مقصر من هستم”)، همه‌گیر بودن (Pervasiveness) (“همه چیز بد است”) و دائمی بودن (Permanence) (“این احساس هیچ‌وقت تمام نمی‌شود”).
همدردی مؤثر: مفهوم “قاعده پلاتینی” را ارائه می‌دهد که می‌گوید: “به دیگران آن‌طور که آنها نیاز دارند کمک کن، نه آن‌طور که تو دوست داری”.
رشد پس از سانحه: توضیح می‌دهد که بسیاری از افراد نه تنها به حالت قبل برمی‌گردند، بلکه از دل سختی‌ها قوی‌تر بیرون آمده و معنای عمیق‌تری برای زندگی پیدا می‌کنند .

این کتاب برای چه کسانی مناسب است؟

این کتاب فقط برای کسانی که عزیزی را از دست داده‌اند نیست، بلکه برای هرکسی که با هر نوع شکست، از دست دادن شغل، بیماری یا بحران‌های کوچک و بزرگ روزمره روبرو می‌شود کاربرد دارد. همچنین به اطرافیان فرد داغدار کمک می‌کند تا بدانند چگونه از او حمایت کنند.

جملاتی از کتاب تغییر مسیر

لطفاً از خود بپرسید: اگر نمی‌ترسیدم، چه کارهایی انجام می‌دادم؟ و سپس کار دلخواه خود را انجام دهید.

از خود بپرسید: اگر چیزی به اسم ترس وجود نداشت، چه کارهایی می‌توانستم انجام دهم؟ و سپس کار دلخواه خود را انجام دهید.

اما اگر زن مهربان به نظر برسد، بیشتر به مهربانی شناخته می‌شود تا شایستگی

با این باور رشد کردم که دخترها می‌توانند به‌اندازه پسرها قوی باشند و به‌این ‌ترتیب تمام مسیرهای شغلی برای من باز بود.

«متداول‌ترین روشی که افراد قدرت خود را تسلیم می‌کنند، این است که فکر می‌کنند هیچ قدرتی ندارند» . منتظر پیشنهاد قدرت به خود نباشید.

جهان کاملاً برابر جایی است که زنان در آن نیمی از امور کشور و سازمان‌ها را اداره کنند و مردها نیز نیمی از امور خانه را انجام دهند. معتقدم که به این صورت جهان بهتری خواهیم داشت.

عقیده داشتم که ازدواج اولین و مهم‌ترین قدم برای زندگی شاد و موفق است. اما این باور نتیجه‌ بخش نبود. من به‌اندازه کافی برای اتخاذ این تصمیم مهم به بلوغ نرسیده‌ بودم

«از درخواست کردن نترس» حتی اگر به نظر برسد که احتمال آن کم است.

درصورتی‌که بخواهیم دنیایی با برابری بیشتر داشته باشیم، باید این حقیقت را بپذیریم که زنان، کمتر دست خود را بالا می‌گیرند. ما به مؤسسات و افرادی نیاز داریم که با تشویق، پاداش و پشتیبانی زنان، به تصحیح رفتار آنان بپردازند و زنان نیز باید یاد بگیرند که دست خود را بالا نگه دارند، زیرا زمانی که دست خود را پایین نگه دارند حتی بهترین مدیران نیز آن‌ها را نادیده می‌گیرند.

مادرانی که خارج از خانه کار می‌کنند باید برای مادرانی که به‌عنوان کارمندان واقعی داخل خانه مشغول به کار هستند، ارزش قائل شوند و مادرانی که داخل خانه کار می‌کنند باید به افرادی که انتخاب دیگری دارند به همان میزان احترام بگذارند.

جهان کاملاً برابر جایی است که زنان در آن نیمی از امور کشور و سازمان‌ها را اداره کنند و مردها نیز نیمی از امور خانه را انجام دهند. معتقدم که به این صورت جهان بهتری خواهیم داشت.

هنگامی‌که کار خود را شروع کرده بودم بسیاری از فرصت‌ها را رد می‌کردم، زیرا فکر می‌کردم، این فرصت‌ها در سطح من نیستند یا اینکه در آن زمینه اطلاعاتی ندارم. درواقع، در یک نقطه معین، توانایی شما برای یادگیری سریع و همکاری سریع در موضوعات، حائز اهمیت است. یکی از نکاتی که این روز‌ها به افراد می‌گویم این است که هنگامی‌که می‌خواهید کار بزرگی را انجام دهید، سازگاری کامل با آن کار، غیرممکن است. به‌جای نادیده‌گرفتن فرصت‌ها، باید فرصت‌ها را به‌دست آورید و آن‌ها را از آن خود کنید. توانایی یادگیری مهم‌ترین توانایی هر مدیر است

شک دارم که مردی از قدردانی دیگران درباره قدرت خود، گیج و خجالت زده شود.

زمانی که قصد ایجاد تغییر را داری، نمی‌توانی همه را راضی نگه داری. اگر بخواهی همه از تو راضی باشند، پیشرفت زیادی نخواهی داشت

جامعه‌شناسان مشاهده کردند هنگامی‌که اعضای گروهی از تصوری منفی آگاه می‌شوند، احتمال عملی‌ساختن آن باور، بیشتر می‌شود. برای مثال، براساس همین تصورات غلط، پسرها در ریاضی و علوم بهتر از دختران هستند. هنگامی‌که دختران از این مسئله آگاه می‌شوند که هم‌جنسان آن‌ها در علوم یا ریاضی ضعیفند، حتی درخصوص حل مسئله‌ای ساده در تست، بدترین عملکرد را خواهند داشت.

زنان در دنیای حرفه‌ای با موانع واقعی شامل خشونت، جنسیت گرایی، تبعیض و آزار جنسی، روبه‌رو هستند. تعداد کمی از محیط‌های کاری انعطاف‌پذیری و دسترسی به امکانات مراقبت از فرزند دارند و‌ درواقع وجود این امکانات برای افرادی که می‌خواهند در حین کار از فرزندانشان مراقبت کنند، ضروری است.

ما زن‌ها در دنیای افسانه‌ای «زیبای خفته» زندگی می‌کنیم که زنان جوان را آموزش می‌دهد تا منتظر شاهزاده رؤیاهای خود بمانند، آن شاهزاده نیز آن‌ها را با بوسه‌ای بیدار کرده، بر اسب سفید خود سوار کند و درنهایت تا آخر عمر به‌خوبی و خوشی با یکدیگر زندگی کنند. امروزه نیز به زنان جوان گفته می‌شود که اگر راهنمای خوبی داشته باشند، می‌توانند از نردبان شغلی بالا رفته، در یک اداره بی‌نام و نشان استخدام‌شده و تا آخر عمر به‌خوبی و خوشی زندگی کنند. ‌ درواقع امروزه به زنان آموزش می‌دهیم که به دیگران متکی باشند

تصورات غلط جنسیتی کودکان بر زندگی ما نیز تأثیر می‌گذارند و باعث به‌وجود آمدن قضاوت‌های غلط می‌شوند. اغلب، مردان موقعیت‌های رهبری را اداره می‌کنند، پس زنان توقعی برای رسیدن به آن موقعیت‌ها ندارند و این یکی از دلایلی است که برای رسیدن به آن تلاشی نمی‌کنند. همین مسئله برای پرداخت پول هم صادق است. مردان در کل بیشتر از زنان حقوق می‌گیرند، پس مردم از زنان انتظار دارند که مبلغ کمتری را دریافت کنند و آن‌ها نیز این کار را می‌کنند.

هر زمان که خود را خجالت‌زده نمی‌دیدم یا حتی خود را برتر می‌دیدم، حس می‌کردم دیگران را احمق فرض کرده‌ام؛ اما یک روز این بازی تمام شد.

مطالعات متعدد نشان می‌دهند که زنان، اغلب اوقات عملکرد خود را خیلی بدتر از آنچه هست، در نظر می‌گیرند درحالی‌که مردان فکر می‌کنند عملکرد خیلی بهتری دارند. ارزیابی دانشجویان در جراحی، نشان می‌دهد که هنگامی‌که از آن‌ها خواسته می‌شود که خود را ارزیابی کنند، دانشجویان دختر نمرات کمتری را نسبت به دانشجویان پسر به خود دادند با اینکه ارزیابی‌های دانشکده‌ای نشان می‌دهند زنان عملکرد بهتری نسبت به مردان دارند.

بین تمام ملت‌های توسعه‌یافته جهان، ایالات‌متحده تنها کشوری است که حقوقی برای زایمان پرداخت نمی‌کند.

ترس، ریشه بسیاری از محدودیت‌هایی است که زنان با آن روبه‌رو هستند. ترس از محبوب ‌نبودن. ترس از انتخاب اشتباه. ترس از دیدگاه‌های منفی دیگران درخصوص خود. ترس از پا را از حد خود فراتر گذاشتن. ترس از مورد قضاوت دیگران قرارگرفتن. ترس از شکست و خدای سه‌گانه ترس: که ترس از تبدیل به مادر/همسر/یا دختر بد شدن، است.

زمانی که قصد ایجاد تغییر را داری، نمی‌توانی همه را راضی نگه داری. اگر بخواهی همه از تو راضی باشند، پیشرفت زیادی نخواهی داشت

جاه‌طلبی حرفه‌ای برای مردان قابل پیش‌بینی و پذیرفته‌شده است؛ ولی برای زنان اختیاری یا حتی بدتر از آن در بعضی مواقع منفی است. جمله «آن زن بسیار جاه‌طلب است» ، در فرهنگ فعلی تعریف به‌شمار نمی‌رود. زنان سخت‌کوش و پرجنب‌وجوش، قوانین نانوشتۀ مربوط به جریان قابل پذیرش اجتماعی را نقض می‌کنند. مردان مرتب به‌خاطر جاه‌طلبی و قدرتمندی و موفقیتشان تشویق می‌شوند؛ ولی زنانی که همین خصوصیات را دارند اغلب اوقات به جامعه بدهکار می‌شوند. ‌ درواقع زنان برای موفقیت باید هزینه‌ای را هم بپردازند.

موفقیت و محبوبیت برای آقایان با هم رابطه مثبت و برای خانم‌ها با هم رابطه منفی دارند. هنگامی‌که مردی موفق می‌شود، از نظر هر دو جنسیت – آقایان و خانم‌ها – محبوب می‌شود. هنگامی‌که زنی موفق می‌شود، افراد از هر دو جنس، کمتر او را دوست خواهند داشت. این حقیقت هم می‌تواند تعجب‌آور و هم عادی تلقی شود: به این دلیل تعجب‌آور است که هیچ شخصی تصورات غلط بر مبنای جنسیت را تأیید نمی‌کند و از این حیث عادی است که این تفکر اغلب افراد است.

اگر کودکانِ بیشتری ببینند که پدران آن‌ها را از مدرسه به خانه می‌برند و مادرانِ خود را مشغول به کار ببینند، هم پسران و هم دختران انتخاب‌های بیشتری را پیش روی خود خواهند دید. انتظارات بر اساس جنسیت تعیین نمی‌شوند، بلکه بر اساس اشتیاق، استعدادها و علایق شخصی تعیین می‌شوند.

یکی از مهمان‌ها از او پرسید که زنان آمریکایی چگونه می‌توانند به زنانی کمک کنند که از ترس‌ها و تجاوزهای بسیارِ جنگ در جاهایی مانند لیبریا رنج می‌برند. پاسخ لیماه فقط در چهار کلمه خلاصه شد: «زنانِ بیشتری به قدرت برسند.»

اگر از مردی بخواهید موفقیت خود را توصیف کند، معمولاً خود را فردی لایق با مهارت‌ها و توانایی‌های ذاتی معرفی می‌کند، اما اگر از زنی همان سؤال را بپرسید معمولاً موفقیت خود را به عوامل خارجی نسبت می‌دهد و بر دلایلی مثل «سخت‌کوشی» یا «خوش‌شانس بودن» یا «برخورداری از کمک دیگران» تأکید می‌کند

جهان کاملاً برابر جایی است که زنان در آن نیمی از امور کشور و سازمان‌ها را اداره کنند و مردها نیز نیمی از امور خانه را انجام دهند. معتقدم که به این صورت جهان بهتری خواهیم داشت.

قوانین اقتصادی و بسیاری از مطالعات مختلف نشان می‌دهند، فقط در صورتی که در مخزن عظیمی از منابع انسانی و استعداد قرار داشته باشیم، عملکرد کلی نیز افزایش می‌یابد.

همهٔ ما به دنبال یک هدف هستیم: هدفمان این است که از انتخاب‌های خود راضی باشیم و اطرافیانمان نیز برای ما ارزش قائل شوند. پس بگذارید کار را با ارزیابی یکدیگر شروع کنیم. مادرانی که خارج از خانه کار می‌کنند باید برای مادرانی که به‌عنوان کارمندان واقعی داخل خانه مشغول به کار هستند، ارزش قائل شوند و مادرانی که داخل خانه کار می‌کنند باید به افرادی که انتخاب دیگری دارند به همان میزان احترام بگذارند.

اصطلاح سقف شیشه‌ای در سال ۱۹۸۶ در مجله‌ی وال استریت مطرح شد. منظور از سقف شیشه‌ای موانعی است که زنان را از ارتقا به پست‌های مدیریتی و رهبری باز می‌دارد. بیانگر نگرش‌ها و تعصب‌های منفی است که مانع از صعود زنان به بالاتر از یک سطح خاص در سلسله مراتب سازمانی می‌شود. سقف شیشه‌ای به این معناست که زنان به سبب زن بودن از ارتقا به سطح بالا دور نگه داشته شده‌اند.

راهنماها هنگامی سرمایه‌گذاری می‌کنند که افراد تحت حمایت آن‌ها از زمان خود، به‌خوبی استفاده کنند و برای دریافت بازخورد آماده باشند. می‌توان این رابطه را به رابطه دوستی تبدیل کرد، به‌طوری‌که مبنای آن رابطه‌ای حرفه‌ای باشد. باوجود این مسئله، به اعتقاد من، پیغام اشتباهی را به زنان جوان، منتقل کرده‌ایم. باید از گفتن «یک راهنما پیدا کن تا پیشرفت کنی» اجتناب کنیم و در عوض باید به آن‌ها بگوییم، «پیشرفت کن تا بتوانی یک راهنما پیدا کنی» .

زنان در دنیای حرفه‌ای با موانع واقعی شامل خشونت، جنسیت گرایی، تبعیض و آزار جنسی، روبه‌رو هستند. تعداد کمی از محیط‌های کاری انعطاف‌پذیری و دسترسی به امکانات مراقبت از فرزند دارند و‌ درواقع وجود این امکانات برای افرادی که می‌خواهند در حین کار از فرزندانشان مراقبت کنند، ضروری است. پیدا‌کردن حامیان و راهنماهای مالی ارزشمند برای پیشرفت روند شغلی، برای آقایان کار آسان‌تری است. علاوه‌بر‌این برای اینکه زنان بتوانند خود را اثبات کنند، باید توانایی چند برابر توانایی آقایان داشته باشند.

در طول همان سال‌هایی که مشاغل ما به بیشترین سرمایه‌گذاری زمانی نیاز داشت، طبیعت جسمانی و جنسیت ما ایجاب می‌کرد که بچه‌دار شویم. همسران ما در کارِ خانه و تربیت فرزند همکاری نمی‌کردند، بنابراین ما زنان‌ درواقع دو شغل تمام‌وقت داشتیم. فضای کاری، انعطاف‌پذیری کافی را برای انجام وظایف خانه به ما نمی‌داد. ما زنان هیچ‌کدام از این مسائل را پیش‌بینی نمی‌کردیم. به همین خاطر قدری شوکه و متعجب شدیم.

زنانی در محاصره داستان‌ها و برچسب‌های نگران‌کننده‌ای هستند که امکان تعهد شغلی و خانوادگی را از آن‌ها می‌گیرد. بارها و بارها از آن‌ها خواسته می‌شود که بین کار و زندگی، یکی از آن‌ها را انتخاب کنند و در صورتی که برای اهداف خود بجنگند بسیار سرزنش و آزرده‌خاطر می‌شوند.

یکی از نکاتی که این روزها به افراد می‌گویم این است که وقتی می‌خواهید کار بزرگ بعدی را انجام دهید، سازگاری کامل با آن کار غیرممکن است. به جای نادیده گرفتن فرصت‌ها، باید آن‌ها را به دست آورید و از آن خود کنید. توانایی یادگیری مهم‌ترین ویژگی هر مدیر است.»

منبع: روزانه

اینتین رو در شبکه های اجتماعی دنبال کن

نمایش میخوام به دنیا بیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا