ضرب المثل نرود میخ آهنین در سنگ از کجا آمده و در چه مواقعی کاربرد دارد؟ حکایت خواندنی این مَثَل را در این بخش مطالعه کنید.
اینتین – گلستان سعدی از ماندگارترین آثار نثر فارسی است که با نثری آهنگین و حکایتهایی کوتاه، مفاهیم اخلاقی و انسانی را به زبانی شیرین و اثرگذار بیان میکند. این کتاب در یک دیباچه و هشت باب نوشته شده و «اخلاق درویشان» عنوان باب دوم آن است؛ بخشی که حکایتهای آن بیشتر بر فضایل اخلاقی، پارسایی و رفتار شایسته تمرکز دارند.
در ادامه، یکی از حکایتهای خواندنی باب دوم گلستان سعدی را با زبانی ساده و روان روایت میکنیم تا پیام و پند نهفته در آن برای مخاطب امروزی نیز قابل درک باشد؛ نرود میخ آهنین در سنگ سعدی، که ضربالمثلی پرکاربرد بَدَل شده و میان مردم رواج دارد.
اگر میخواهید برای انشا در مورد نرود میخ آهنین در سنگ هم اطلاعات جمعآوری کنید یا میخواهید بدانید معنی با سیه دل چه سود گفتن وعظ نرود میخ آهنین در سنگ چیست، مطالعه این بخش برای شما سودمند خواهد بود، با ما همراه باشید.
حکایت پند لقمان حکیم به نثر
گلستان سعدی؛ باب دوم؛ در اخلاق درویشان
کاروانی در زمین یونان بزدند و نعمت بی قیاس ببردند.
بازرگانان گریه و زاری کردند و خدا و پیمبر شفیع آوردند و فایده نبود:
چو پیروز شد دزد تیره روان
چه غم دارد از گریه کاروان
لقمان حکیم اندر آن کاروان بود. یکی گفتش از کاروانیان:
مگر اینان را نصیحتی کنی و موعظهای گویی تا طرفی از مال ما دست بدارند که دریغ باشد چندین نعمت که ضایع شود.
گفت:
دریغ کلمه حکمت با ایشان گفتن:
آهنی را که موریانه بخورد
نتوان برد از او به صیقل زنگ
با سیه دل چه سود گفتن وعظ
نرود میخ آهنین در سنگ
همانا که جرم از طرف ماست:
به روزگار سلامت شکستگان دریاب
که جبر خاطر مسکین بلا بگرداند
چو سائل از تو به زاری طلب کند چیزی
بده وگرنه ستمگر به زور بستاند
داستان ضرب المثل نرود میخ آهنین در سنگ
کاروانی تجاری از سرزمین یونان عبور میکرد و همراهشان کالاهای گرانبها و بسیاری بود. رهزنان غارتگر به آنها حمله کردند و همه اموال کاروانیان را غارت نمودند. بازرگان به گریه و زاری افتادند و خدا و پیامبرش را واسطه قرار دادند تا رهزنان به آنها رحم کنند، ولی رهزنان به گریه و زاری آنها اعتنا ننمودند.
چو پیروز شد دزد تیره روان
چه غم دارد از گریه کاروان
لقمان حکیم در میان آن کاروان بود. یکی از افراد کاروان به او گفت: این رهزنان را موعظه و نصیحت کن، بلکه مقداری از اموال ما را به ما پس دهند، زیرا حیف است که آن همه کالا تباه گردد.
لقمان گفت: سخن گفتن با این افراد فایده ای ندارد.
آهنی را که موریانه بخورد
نتوان برد از او به صیقل زنگ
به سیه دل چه سود خواندن وعظ
نرود میخ آهنین بر سنگ
سپس گفت: تقصیر خودمان است. ما مقصریم و حالا گرفتار کیفر گناهمان شدهایم. اگر این بازرگانان پولدار، به بینوایان کمک میکردند، بلا از آنها رفع می شد.
به روزگار سلامت، شکستگان دریاب
که جبر خاطر مسکین، بلا بگرداند
چو سائل از تو به زاری طلب کند چیزی
بده و گرنه ستمگر به زور بستاند
نرود میخ آهنین در سنگ کنایه از چیست؟
ضربالمثل «نرود میخ آهنین در سنگ» کنایه از بیاثر بودن نصیحت، پند یا تلاش برای متقاعد کردن فردی است که به هیچ وجه حاضر به پذیرش حرف درست یا تغییر نظر اشتباه خود نیست.
یعنی هرچقدر هم برای چنین شخصی توضیح بدهیم و او را نصیحت کنیم، حرفمان در او اثر نمیگذارد؛ درست مانند کوبیدن میخ آهنین بر سنگ که فرو نمیرود.
مثال:
هرچه به او گفتم این کار به ضررش تمام میشود، گوش نکرد؛ واقعاً نرود میخ آهنین در سنگ.
منبع: ستاره





