بازی

رتبه‌بندی ۱۰ سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها

مبارزه یکی از قدیمی‌ترین و متنوع‌ترین ارکان طراحی بازی‌های ویدیویی است. از مبارزات تن‌به‌تن در بازی‌های آرکید گرفته تا نبردهای پیچیده آثار اکشن مدرن، توسعه‌دهندگان همواره به دنبال راهی بوده‌اند تا فاصله میان فشردن چند دکمه و تجربه یک مبارزه معنادار را از بین ببرند. با این حال، همه سیستم‌های مبارزه به یک اندازه موفق نیستند. گاهی یک بازی با مجموعه‌ای محدود از حرکات، عمقی باورنکردنی خلق می‌کند و گاهی عنوانی با صدها قابلیت، در نهایت به تکرار چند کمبوی مشخص محدود می‌شود.

اینتین – یک سیستم مبارزه عالی فقط مجموعه‌ای از انیمیشن‌های زیبا، ضربات سنگین یا دشمنان سرسخت نیست. چنین سیستمی باید میان آزادی عمل و محدودیت، حمله و دفاع، ریسک و پاداش، مهارت فردی و طراحی دشمنان تعادل برقرار کند. باید به بازیکن اجازه دهد اشتباه کند، از آن درس بگیرد و به‌تدریج راه‌هایی برای غلبه بر چالش‌ها پیدا کند که پیش‌تر حتی تصورشان را نمی‌کرد. مهم‌تر از همه، مبارزه باید به فضایی برای بروز مهارت تبدیل شود تا دو بازیکن با ابزارهای یکسان بتوانند نتایجی کاملاً متفاوت رقم بزنند.

البته سیستم مبارزه در همه ژانرها هدف یکسانی ندارد. آنچه یک بازی مبارزه‌ای را به اوج می‌رساند، لزوماً برای یک شوتر اول‌شخص یا اکشن نقش‌آفرینی مناسب نیست. به همین دلیل، این فهرست صرفاً بر اساس سرعت، دشواری یا تعداد حرکات تنظیم نشده است. عمق مکانیکی، آزادی عمل، کیفیت بازخورد، طراحی دشمنان، ظرفیت یادگیری و انسجام اجزای سیستم، معیارهای اصلی رتبه‌بندی ما هستند.

در ادامه، به سراغ ۱۰ بازی می‌رویم که هرکدام به شکلی متفاوت نشان می‌دهند مبارزه در بازی‌های ویدیویی تا چه اندازه می‌تواند فراتر از ضربه‌زدن و زنده‌ماندن باشد.

۱۰- Sifu

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

Sifu از آن دسته بازی‌هایی است که در نگاه اول، سیستم مبارزه‌اش نسبتاً ساده به نظر می‌رسد؛ چند ضربه سبک و سنگین، دفاع، جاخالی و مجموعه‌ای از فنون قابل‌آزادسازی. اما هرچه بیشتر درگیر مبارزات آن شوید، بهتر متوجه خواهید شد چگونه استودیوی Sloclap از همین ابزارهای محدود، سیستمی چندلایه ساخته است تا موقعیت‌سنجی و شناخت رفتار دشمنان اهمیت پیدا کند.

مهم‌ترین بخش این ساختار، سیستم Structure است. بازیکن و دشمنان هر دو نوار تعادل مخصوص به خود را دارند و دفاع‌کردن در برابر ضربات، فشار زیادی را بر این نوار وارد می‌کند. با شکستن Structure حریف، فرصت اجرای یک Finisher قدرتمند فراهم می‌شود، اما اگر تعادل خودتان از بین برود، برای مدتی در برابر حملات آسیب‌پذیر خواهید شد. در نتیجه، دفاع دیگر صرفاً ابزاری برای جلوگیری از آسیب نیست، بلکه می‌تواند شما را به پیروزی برساند یا باعث شکستتان شود.

Sifu همچنین تفاوت مهمی میان پَری (Parry) و جاخالی (Avoid) ایجاد می‌کند. دفع به‌موقع ضربات می‌تواند تعادل حریف را مختل کرده و فرصت ضدحمله ایجاد کند، درحالی‌که جاخالی‌دادن با زمان‌بندی مناسب، به بازیکن اجازه می‌دهد بدون درگیرشدن با فشار دفاعی، از حملات عبور کند. بعضی ضربات نیز به واکنش‌های متفاوتی نیاز دارند؛ باید از روی برخی حملات بپرید، زیر بعضی دیگر خم شوید یا در لحظه مناسب فاصله بگیرید. به این ترتیب، دفاع به یک واکنش واحد تقلیل پیدا نمی‌کند و شناخت الگوی حملات دشمن به بخش جدایی‌ناپذیر مبارزه تبدیل می‌شود.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

از سوی دیگر، امکان ترکیب ضربات، استفاده از محیط، پرتاب اشیا و تغییر هدف میان چند دشمن باعث می‌شود درگیری‌ها به تبادل ساده ضربات محدود نشوند. سیستم سن و مرگ بازی نیز شکست را به بخشی از روند یادگیری تبدیل می‌کند؛ هرچند این مکانیک بیشتر بر ساختار پیشرفت و فشار مراحل تأثیر می‌گذارد تا اینکه مستقیماً عمق مبارزه را افزایش دهد.

با وجود این نقاط قوت، Sifu در مقایسه با رتبه‌های بالاتر، تنوع مکانیکی و آزادی کمتری برای خلق ترکیب‌های پیچیده دارد. بخش مهمی از مهارت بازیکن در یادگیری زمان‌بندی‌ها، مدیریت موقعیت و انتخاب پاسخ مناسب به حملات خلاصه می‌شود. این رویکرد منسجم است، اما فضای کمتری برای دست‌کاری مداوم سیستم و خلق سبک‌های مبارزه کاملاً متفاوت باقی می‌گذارد.

۹- DOOM Eternal

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

بسیاری از شوترهای اول‌شخص مبارزه را به هدف‌گیری دقیق، استفاده از پوشش و مدیریت مهمات محدود می‌کنند. DOOM Eternal اما این قواعد را به شکلی متفاوت کنار هم قرار می‌دهد. در این بازی، بقا به توانایی بازیکن در حفظ حرکت، انتخاب سلاح مناسب، شناخت نقاط ضعف دشمنان و تأمین پیوسته منابع وابسته است. نتیجه، سیستمی شده که در آن هر درگیری به یک چرخه سریع و مداوم از تصمیم‌گیری تبدیل می‌شود.

یکی از مهم‌ترین ایده‌های طراحی بازی، وابستگی میان سلاح‌ها و منابع است. مهمات محدودند، اما Chainsaw امکان تأمین مهمات را فراهم می‌کند؛ Glory Killها سلامتی را بازیابی می‌کنند و Flame Belch زره فراهم می‌کند. این سه مکانیک در کنار یکدیگر، بازیکن را به استفاده مداوم از تمام ابزارهایش تشویق می‌کنند. اگر مهماتتان تمام شود، باید راهی برای تأمین آن پیدا کنید؛ اگر سلامتی کمی دارید، باید به سراغ اجرای Glory Kill بروید و اگر به زره نیاز دارید، Flame Belch می‌تواند گزینه مناسبی باشد.

این چرخه، برخلاف سیستم‌های معمول مدیریت منابع، بازیکن را به عقب‌نشینی طولانی‌مدت وادار نمی‌کند. راه‌حل مشکلات اغلب در دل خود مبارزه قرار دارد. برای زنده‌ماندن، باید با سرعت بیشتری به دل میدان بروید، دشمنان را از بین ببرید و منابع موردنیازتان را از همان درگیری استخراج کنید. در چنین ساختاری، تهاجم و بقا نه دو رویکرد متضاد، بلکه دو بخش از یک فرایند واحد هستند.

طراحی دشمنان نیز نقش مهمی در شکل‌گیری این تجربه دارد. برخی دشمنان به سلاح‌ها یا نقاط ضعف مشخصی حساس‌ هستند و شناخت این ویژگی‌ها می‌تواند سرعت درگیری را به‌طور محسوسی افزایش دهد. از بین بردن بخشی از قابلیت‌های تهاجمی دشمنان، استفاده از سلاح مناسب برای مقابله با آن‌ها و اولویت‌بندی اهداف، باعث می‌شود مبارزه صرفاً به نشانه‌گیری سریع وابسته نباشد. بازیکن باید در هر لحظه تصمیم بگیرد کدام تهدید را زودتر از میان بردارد و برای این کار از چه ابزاری استفاده کند.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

تحرک نیز بسیار در Eternal اهمیت پیدا می‌کند. پرش‌ها، Dashها و جابه‌جایی سریع در میدان نبرد، بازیکن را از تبدیل‌شدن به هدفی ثابت بازمی‌دارند. برخلاف بسیاری از شوترها که حرکت را راهی برای رسیدن به موقعیت مناسب می‌دانند، در DOOM Eternal حرکت بخشی از خود مبارزه است. جایگاه شما دائماً تغییر می‌کند و باید هم‌زمان با هدف‌گیری، منابع و تهدیدهای اطراف را نیز زیر نظر داشته باشید.

اما همین انسجام گاهی به محدودیت تبدیل می‌شود. DOOM Eternal شدیداً به چرخه طراحی‌شده منابع وابسته است و در برخی موقعیت‌ها، بازیکن را به استفاده از پاسخ‌های مشخص برای دشمنان معین سوق می‌دهد. این موضوع ممکن است آزادی عمل را کمتر از آنچه در نگاه اول به نظر می‌رسد نشان دهد. سیستم بازی عمیق است، اما بخشی از این عمق از اجرای مؤثر قواعدی می‌آید که توسعه‌دهندگان با دقت برای بازیکن تعیین کرده‌اند.

DOOM Eternal زیرا نمونه‌ای کم‌نظیر از تبدیل مدیریت منابع به یک سیستم مبارزه تهاجمی و سریع است، هرچند تمرکز آن بر چرخه‌ای نسبتاً مشخص از منابع، سلاح‌ها و نقاط ضعف دشمنان، فضای کمتری برای آزادی عمل ارائه می‌دهد.

۸- Street Fighter ۶

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

Street Fighter ۶ ثابت می‌کند که عمق مبارزه لزوماً به تعداد دشمنان، تنوع سلاح‌ها یا وسعت محیط وابسته نیست. در یک بازی مبارزه‌ای، دو شخصیت، یک میدان محدود و مجموعه‌ای از حرکات مشخص می‌توانند بستری برای تصمیم‌گیری‌های پیچیده فراهم کنند. این تصمیم‌ها در کسری از ثانیه گرفته می‌شوند و نتیجه آن‌ها به شناخت حریف، مدیریت منابع و پیش‌بینی رفتار او بستگی دارد.

مهم‌ترین ویژگی Street Fighter ۶، سیستم Drive است؛ یک مجموعه از قابلیت‌ها که منابع تهاجمی و دفاعی بازیکن را به یکدیگر پیوند می‌دهد. Drive Impact می‌تواند فشار زیادی بر حریف وارد کند و حملات او را مختل سازد، Drive Parry امکان دفاع در برابر ضربات را فراهم می‌کند و Drive Rush به بازیکن اجازه می‌دهد فاصله را سریع‌تر کاهش دهد یا فشار تهاجمی را ادامه دهد. در کنار این قابلیت‌ها، Drive Reversal راهی برای مقابله با فشار حریف فراهم می‌کند.

نکته مهم آن است که تمام این قابلیت‌ها از یک منبع مشترک استفاده می‌کنند. مصرف بی‌رویه Drive ممکن است بازیکن را وارد وضعیت Burnout کند؛ شرایطی که گزینه‌های دفاعی او را محدودتر و فشار حریف را خطرناک‌تر می‌سازد. بنابراین، استفاده از یک قابلیت قدرتمند همیشه بهترین تصمیم نیست. شاید بتوانید با Drive Rush یک کمبوی آسیب‌زاتر اجرا کنید، اما آیا هزینه آن در ادامه مبارزه ارزشش را دارد؟ آیا بهتر نیست بخشی از منابع خود را برای دفاع نگه دارید؟

این پرسش‌ها در کنار سیستم کمبو، فاصله‌گیری، ضربات ضدحمله و شناخت رفتار حریف، عمق واقعی مبارزات Street Fighter ۶ را شکل می‌دهند. بازیکن حرفه‌ای تنها کسی نیست که حرکات بیشتری بلد باشد؛ او باید بداند در چه فاصله‌ای تهدید ایجاد کند، چگونه حریف را به واکنش وا دارد، چه زمانی فشار را ادامه دهد و چه موقع از حمله دست بکشد.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

سیستم کنترل مدرن نیز تلاش می‌کند دسترسی به بازی را برای بازیکنان تازه‌کار آسان‌تر کند، بدون آنکه ماهیت رقابتی و استراتژیک مبارزه را از بین ببرد. این تصمیم از نظر طراحی اهمیت دارد، زیرا پیچیدگی یک بازی مبارزه‌ای نباید صرفاً به مانعی برای ورود بازیکنان جدید تبدیل شود. Street Fighter ۶ میان دسترسی‌پذیری و عمق رقابتی تعادل قابل‌توجهی برقرار می‌کند.

۷- Monster Hunter: World

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

در Monster Hunter: World هر سلاح تقریباً مانند یک سیستم مبارزه مستقل عمل می‌کند. شمشیر بزرگ، شمشیر و سپر، نیزه، چکش، کمان و دیگر سلاح‌ها نه‌تنها از نظر سرعت و قدرت تفاوت دارند، بلکه بازیکن را به شیوه‌های متفاوتی از تصمیم‌گیری دعوت می‌کنند. در نتیجه، تغییر سلاح صرفاً تعویض ابزار آسیب‌رسان نیست، بلکه به معنای یادگیری زبان تازه‌ای برای مبارزه است.

برای مثال، استفاده از Great Sword به شناخت فرصت‌های مناسب برای اجرای ضربات سنگین وابسته است. انیمیشن‌های طولانی و تعهد بالای این سلاح به حرکات، اجازه نمی‌دهند بدون توجه به رفتار هیولا حمله کنید. در مقابل، Sword and Shield امکان واکنش سریع‌تر و استفاده انعطاف‌پذیرتر از ابزارها را فراهم می‌کند. پُتک نیز بازیکن را به تمرکز بر سر هیولا و تلاش برای گیج‌کردن آن تشویق می‌کند. هر سلاح مزایا، محدودیت‌ها و منحنی یادگیری خاص خودش را دارد.

البته عمق Monster Hunter تنها در تنوع سلاح‌ها خلاصه نمی‌شود. هیولاها مجموعه‌ای از رفتارها، الگوهای حمله، نقاط ضعف و واکنش‌های متفاوت دارند. شناخت این ویژگی‌ها برای موفقیت ضروری است. بازیکن باید بداند چه زمانی می‌تواند به هیولا نزدیک شود، کدام بخش بدن آن آسیب‌پذیرتر است، چه زمانی باید عقب‌نشینی کند و چگونه از فرصت‌های کوتاه برای وارد آوردن ضربات سنگین بهره ببرد.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

در این ساختار، پیدا کردن موقعیت مکانی به‌اندازه اجرای کمبو اهمیت دارد. یک حمله قدرتمند که در زمان اشتباه انجام شود، ممکن است بازیکن را در برابر ضدحمله‌ای ویرانگر قرار دهد. برعکس، شناخت دقیق رفتار هیولا می‌تواند فرصتی برای اجرای چند ضربه متوالی ایجاد کند. مبارزه به گفت‌وگویی میان بازیکن و دشمن تبدیل می‌شود.

سیستم Hitzoneها نیز این رابطه را پیچیده‌تر می‌کند. بخش‌های مختلف بدن هیولا الزاماً آسیب یکسانی دریافت نمی‌کنند و نوع سلاح و ویژگی‌های آن می‌تواند در میزان آسیب مؤثر باشد. بنابراین، انتخاب هدف مناسب و شناخت نقاط ضعف، بخشی از مهارت رزمی بازیکن محسوب می‌شود، نه صرفاً مرحله‌ای مقدماتی پیش از شروع مبارزه.

در نسخه توسعه‌یافته بازی، Iceborne، مکانیک‌هایی مانند Clutch Claw نیز به این ساختار اضافه می‌شوند و امکان تعامل مستقیم‌تری با بدن هیولا فراهم می‌کنند. این قابلیت‌ها در کنار محیط‌های قابل‌استفاده و واکنش‌های موجودات، لایه‌های بیشتری به مبارزات می‌افزایند؛ هرچند بخشی از این امکانات به محتوای گسترش‌دهنده مربوط می‌شود و نباید آن‌ها را با نسخه پایه یکسان دانست.

Monster Hunter World عمق فوق‌العاده‌ای در پیوند دادن تسلط بر سلاح، شناخت دشمن و تصمیم‌گیری تاکتیکی به‌وجود می‌آورد، اگرچه ریتم مبارزات و تعهد بالای برخی حرکات ممکن است برای کسانی که به اکشن‌های سریع و کمبوهای آزاد عادت دارند، محدودکننده باشد. این بازی بیش از آنکه میدان نمایش بی‌وقفه مهارت‌های آکروباتیک باشد، آزمونی برای صبر، شناخت و اجرای دقیق تصمیم‌هاست.

۶- Onimusha: Way of the Sword

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

بازگشت مجموعه Onimusha با Way of the Sword فرصتی فراهم می‌کند تا بار دیگر به یکی از جذاب‌ترین ایده‌های اکشن شمشیرمحور بپردازیم: مبارزه‌ای که در آن، قدرت ضربه به‌تنهایی تعیین‌کننده نیست و زمان‌بندی، دفاع و تشخیص لحظه مناسب برای ضدحمله اهمیت ویژه‌ای دارند. هویت مبارزات روی برخوردهای مستقیم و سنگین با دشمنان بنا شده و به همین دلیل، هر فرصت برای حمله باید با توجه به وضعیت حریف و منابع در دسترس سنجیده شود.

یکی از عناصر مهم این سیستم، Issen است؛ مکانیکی که ریشه در هویت قدیمی مجموعه دارد و اجرای آن به زمان‌بندی دقیق وابسته است. در کنار این قابلیت، سیستم‌های Parry و Deflect به بازیکن اجازه می‌دهند حملات را به شکلی فعال دفع کند و از موفقیت در دفاع برای ایجاد فرصت‌های تهاجمی بهره ببرد. به این ترتیب، دفاع صرفاً به معنای جلوگیری از دریافت آسیب نیست؛ بازیکن می‌تواند از آن برای تغییر جریان مبارزه استفاده کند.

یکی دیگر از بخش‌های قابل‌توجه سیستم مبارزات این عنوان، Stamina Gauge دشمنان و امکان اجرای Break Issen پس از تخلیه کامل آن است. این مکانیک، ایده کلاسیک Issen را به موقعیت‌های بیشتری گسترش می‌دهد و میان فشار مستمر بر دشمن و اجرای یک ضربه تعیین‌کننده پیوند برقرار می‌کند. در نتیجه، بازیکن فقط منتظر یک پنجره زمانی بسیار محدود نمی‌ماند و می‌تواند با مدیریت درست حملات و دفاع، شرایط لازم برای اجرای ضربه‌ای قدرتمند را نیز فراهم کند.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

توانایی‌های Oni و سازوکار جذب روح‌ها نیز به مبارزات لایه‌ای فراتر از شمشیرزنی اضافه می‌کنند. این قابلیت‌ها به بازیکن اجازه می‌دهند از قدرت‌های فراطبیعی استفاده کند، اما همچنان هسته اصلی تجربه بر خواندن رفتار دشمن، مدیریت فاصله و یافتن فرصت مناسب برای حمله استوار می‌ماند. جلوه‌های بصری ضربات و قطع‌شدن اندام دشمنان نیز بازخورد فیزیکی مبارزه را تقویت می‌کنند و این موضوعی در بازی‌ای با تمرکز بر برخورد تیغه‌ها اهمیت زیادی دارد.

هرچند باید میان جذابیت مکانیک‌های مبارزه و گستردگی کلی سیستم تفاوت قائل شد. Onimusha: Way of the Sword بیش از آنکه بر آزادی گسترده در اجرای کمبوهای پیچیده تکیه کند، تلاش می‌کند تجربه‌ای متمرکز بر شمشیرزنی، دفاع دقیق و ضدحمله ارائه دهد. این تمرکز می‌تواند به هویت منسجم‌تری منجر شود، اما در مقایسه با بازی‌هایی که چندین سبک مبارزه، سلاح و مسیر متفاوت برای بروز مهارت در اختیار بازیکن می‌گذارند، دامنه انتخاب‌ها محدودتر است.

اتفاقاً ارزش بازی در تمرکز بر کیفیت هر برخورد و ایجاد پیوند میان دفاع و تهاجم نهفته است. در رقابت با پنج بازی بالاتر، تنوع سبک‌های مبارزه و ظرفیت بالاتر برای خلق راهبردهای شخصی، برگ برنده رقبای آن محسوب می‌شود.

۵- Bayonetta ۲

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

سری Bayonetta همواره بر این ایده استوار بوده که مبارزه می‌تواند هم‌زمان نمایشی، سریع و عمیق باشد. Bayonetta ۲ این رویکرد را گسترش می‌دهد و اجرای حرکات چشمگیر تنها بخشی از ماجراست. بازیکن برای دستیابی به بهترین نتیجه باید فاصله، زمان‌بندی، ترکیب ضربات و فرصت‌های دفاعی را به‌درستی مدیریت کند؛ در غیر این صورت، حتی زیباترین کمبوها نیز ممکن است به نتیجه مطلوب نرسند.

مهم‌ترین مکانیک دفاعی بازی Witch Time است. جاخالی‌دادن در لحظه مناسب، زمان را برای مدت کوتاهی کند می‌کند و فرصت مناسبی برای ضدحمله در اختیار پلیر قرار می‌دهد. اهمیت این مکانیک تنها در پاداش‌دادن به واکنش سریع نیست؛ Witch Time ریتم مبارزه را تغییر می‌دهد و میان شناخت حملات دشمن و اجرای کمبوهای تهاجمی ارتباط برقرار می‌کند. بازیکن ماهر کسی نیست که صرفاً بی‌وقفه حمله کند، بلکه فردی است که می‌داند چگونه از حمله حریف برای آغاز رشته‌ای تازه از ضربات استفاده کند.

تکنیک Dodge Offset را نباید نادیده گرفت. این قابلیت به بازیکن اجازه می‌دهد ضمن حفظ روند یک کمبو، از حمله دشمن جاخالی دهد و سپس ترکیب ضربات را ادامه دهد. در نتیجه، جاخالی‌دادن لزوماً به معنای کنار گذاشتن کمبوی در حال اجرا نیست. بازیکن می‌تواند میان تهاجم و دفاع جابه‌جا شود، بدون آنکه پیوستگی رشته حرکاتش را از دست بدهد. همین ویژگی سقف مهارت سیستم را به‌شدت افزایش می‌دهد و اجرای کمبوهای پیچیده را از یک نمایش ازپیش‌تعیین‌شده، به فرایندی وابسته به واکنش‌های لحظه‌ای تبدیل می‌کند.

تنوع سلاح‌ها و امکان استفاده از تجهیزات متفاوت نیز به این آزادی کمک می‌کنند. هر سلاح الگوی حمله و کاربرد خاص خودش را دارد و ترکیب آن‌ها می‌تواند ریتم و دامنه حرکات Bayonetta را تغییر دهد. در کنار این موارد، Umbran Climax امکان افزایش قدرت تهاجمی را فراهم می‌کند و به بازیکن اجازه می‌دهد در موقعیت‌های مناسب، فشار بیشتری بر دشمنان وارد کند.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

اما ویژگی متمایز Bayonetta ۲ فقط تعداد ابزارهای آن نیست؛ این بازی میان نمایش بصری و بازخورد مکانیکی پیوند برقرار می‌کند. انیمیشن‌ها اغراق‌آمیز هستند، ضربات قدرت زیادی دارند و مبارزه اغلب شبیه اجرای یک نمایش اکشن به نظر می‌رسد، اما پشت این ظاهر پرزرق‌وبرق، سیستم دقیقی از زمان‌بندی و تصمیم‌گیری قرار دارد. بازیکن برای تسلط واقعی باید یاد بگیرد چگونه حرکات را به یکدیگر متصل کند و در عین حال، از الگوهای حمله دشمن غافل نشود.

Bayonetta ۲ در مقایسه با برخی دیگر از آثار این ژانر، همیشه به‌اندازه بهترین نمونه‌ها میان آزادی تهاجمی و فشار دشمن تعادل برقرار نمی‌کند. همچنین بخشی از قابلیت‌های قدرتمند بازی می‌توانند فشار روی دشمنان را کاهش دهند و در برخی موقعیت‌ها، تنوع تاکتیکی را کمتر از ظرفیت بالقوه سیستم نشان دهند.

۴- Sekiro: Shadows Die Twice

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

استودیوی فرام‌سافتور با Sekiro: Shadows Die Twice رویکرد متفاوتی نسبت به مبارزات آثار قبلی خود در پیش گرفت. در حالی‌ که بازی‌هایی مانند Dark Souls و Bloodborne امکان ساخت بیلدهای متنوع و استفاده از سلاح‌های گوناگون را فراهم می‌کنند، Sekiro تجربه‌ای متمرکزتر به حساب می‌آید. بازیکن عمدتاً با یک شمشیر می‌جنگد و بخش مهمی از پیشرفت او نه از طریق ارتقای گسترده تجهیزات، بلکه از راه شناخت سیستم مبارزه و تسلط بر زمان‌بندی‌ها حاصل می‌شود.

هسته اصلی این سیستم، رابطه میان Vitality و Posture است. وارد کردن آسیب به سلامتی دشمن اهمیت دارد، اما در بسیاری از مبارزات، هدف اصلی شکستن Posture حریف و ایجاد فرصت برای اجرای Deathblow خواهد بود. دفع دقیق حملات، فشار مداوم و واکنش درست به حرکات ویژه دشمن، به‌تدریج تعادل او را بر هم می‌زند. در مقابل، عقب‌نشینی بیش از حد می‌تواند فرصت بازیابی Posture را در اختیار حریف قرار دهد. بنابراین، بازیکن باید میان حفظ فشار و جلوگیری از دریافت ضربه تعادل برقرار کند.

Deflect مهم‌ترین ابزار این فرایند است. برخلاف سیستم‌هایی که دفاع را راهی برای خرید زمان می‌دانند، در Sekiro دفع دقیق ضربات می‌تواند مستقیماً به پیشروی در مبارزه منجر شود. هر برخورد موفق، بخشی از ریتم دشمن را مختل و به بازیکن کمک می‌کند کنترل درگیری را به دست بگیرد. در بسیاری از نبردها، عقب‌نشینی مداوم نه‌تنها کمکی نخواهد کرد، بلکه فرصت تسلط بر جریان مبارزه را از بین می‌برد.

مشخصاً Sekiro تنها به دفع ضربات محدود نمی‌شود. Mikiri Counter برای مقابله با حملات تهاجمی طراحی شده، پرش در برابر برخی ضربات کاربرد دارد و ابزارهای بازوی شینوبی می‌توانند در شرایط مشخص، فرصت‌های تازه‌ای ایجاد کنند. این تنوع باعث می‌شود بازیکن با وجود محدود بودن سلاح اصلی، همچنان مجبور باشد رفتار دشمن را تشخیص دهد و پاسخ مناسب را انتخاب کند.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

طراحی باس‌ها نیز در موفقیت این سیستم نقش اساسی دارد. دشمنان قدرتمند بازی صرفاً نوار سلامتی طولانی ندارند؛ الگوهای حمله آن‌ها، بازیکن را وادار می‌کند میان چند واکنش متفاوت تمایز قائل شود. شکست در برابر یک باس می‌تواند به معنای آن باشد که هنوز ریتم حملاتش را درک نکرده‌اید، نه اینکه صرفاً به تجهیزات قدرتمندتری نیاز دارید. به همین دلیل، پیروزی اغلب احساس تسلط واقعی بر سیستم را به همراه دارد.

نقطه قوت بزرگ Sekiro، انسجام استثنایی میان مکانیک‌های مبارزه، طراحی دشمنان و ریتم درگیری‌هاست. تقریباً تمام اجزای بازی بازیکن را به سوی یادگیری زبانی واحد هدایت می‌کنند که بر فشار، دفع دقیق و شکستن Posture استوار است. سیستم مبارزه نه‌تنها با طراحی باس‌ها هماهنگ است، بلکه هویت کلی تجربه را نیز شکل می‌دهد.

اما همین تمرکز محدودیتی نیز ایجاد می‌کند. بازیکن آزادی کمتری برای تغییر سبک مبارزه از طریق سلاح‌ها و بیلدهای متفاوت دارد و بخش بزرگی از تجربه به تسلط بر مجموعه‌ای مشخص از مکانیک‌ها وابسته است. این مسئله از کیفیت سیستم کم نمی‌کند، اما باعث می‌شود Sekiro در زمینه تنوع سبک‌های شخصی به‌اندازه سه بازی بالاتر گسترده نباشد.

کمتر بازی‌ای توانسته میان دفاع فعال، ریتم مبارزه و طراحی دشمنان چنین هماهنگی دقیقی ایجاد کند. بااین‌حال، سه رتبه نخست از نظر گستردگی ابزارهای مبارزه و آزادی برای ساخت رویکردهای متفاوت، دست بازتری به بازیکن می‌دهند.

3- Ninja Gaiden Black

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

پیش از آنکه بسیاری از بازی‌های اکشن مدرن به دنبال ترکیب کمبوهای طولانی، جلوه‌های سینمایی و سیستم‌های پیچیده پیشرفت باشند، Ninja Gaiden Black نشان داده بود که یک سیستم مبارزه سریع می‌تواند هم‌زمان دقیق، بی‌رحم و عمیق باشد. این بازی به‌جای آنکه تمام توجه خود را به نمایش حرکات قهرمان معطوف کند، بازیکن را در برابر دشمنانی قرار می‌دهد که به اشتباهات او واکنش نشان می‌دهند و اجازه نمی‌دهند مبارزه به اجرای بی‌وقفه ضربات تبدیل شود.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های Ninja Gaiden Black، تعهد به حرکات است. حملات مختلف زمان اجرا و بازیابی متفاوتی دارند و انتخاب حرکت مناسب باید با توجه به فاصله، تعداد دشمنان و وضعیت میدان نبرد انجام شود. بازیکن نمی‌تواند بدون فکر کردن به موقعیت، مجموعه‌ای از ضربات را اجرا کند و انتظار داشته باشد تمام دشمنان منفعلانه منتظر پایان کمبو بمانند. حمله اشتباه ممکن است او را در برابر ضدحمله قرار دهد و یک تصمیم نادرست، درگیری را به‌سرعت تغییر دهد.

در عین حال، بازی ابزارهای متنوعی برای مدیریت این موقعیت‌ها در اختیار بازیکن می‌گذارد. جاخالی، پرش، استفاده از دیوارها، پرتابه‌ها و حرکات ویژه سلاح‌ها به ریو هایابوسا اجازه می‌دهند در محیط حرکت کند و از موقعیت‌های مختلف بهره ببرد. سلاح‌های متفاوت نیز الگوهای حمله و کاربردهای خاص خودشان را دارند. این تنوع به معنای آن نیست که هر سلاح در همه موقعیت‌ها به یک اندازه مناسب است؛ برعکس، شناخت نقاط قوت و ضعف آن‌ها بخشی از مهارت لازم برای تسلط بر بازی محسوب می‌شود.

سیستم Essence نیز رابطه‌ای مهم میان مبارزه و منابع برقرار می‌کند. دشمنان پس از شکست می‌توانند Essence بر جای بگذارند و بازیکن با استفاده از آن، به منابع موردنیاز یا اجرای Ultimate Technique دسترسی پیدا کند. این سازوکار باعث می‌شود شکست‌دادن دشمنان صرفاً راهی برای پاک‌سازی میدان نباشد. استفاده درست از این منابع، به‌خصوص در شرایطی که چند دشمن هم‌زمان فشار وارد می‌کنند، می‌تواند جریان مبارزه را تغییر دهد.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

اما آنچه Ninja Gaiden Black را از بسیاری از اکشن‌های هم‌دوره و حتی بعضی آثار مدرن متمایز می‌کند، رفتار تهاجمی دشمنان است. دشمنان منتظر نمی‌مانند تا بازیکن کمبوی خود را به پایان برساند و در بسیاری از موقعیت‌ها، به محض ایجاد فرصت حمله می‌کنند. همین موضوع باعث می‌شود کنترل جمعیت، انتخاب هدف و حفظ موقعیت مناسب اهمیت زیادی داشته باشد. مبارزه با چند دشمن، صرفاً تکرار مبارزه با یک دشمن نیست؛ بازیکن باید هم‌زمان تهدیدهای مختلف را مدیریت کند و از قرار گرفتن در موقعیتی که راه فرار ندارد، بپرهیزد.

این فشار مداوم، به سیستم مبارزه هویت ویژه‌ای می‌دهد. Ninja Gaiden Black از بازیکن نمی‌خواهد فقط حرکات بیشتری یاد بگیرد؛ بلکه باید زمان و مکان اجرای آن‌ها را نیز بشناسد. تسلط بر بازی حاصل هماهنگی میان واکنش سریع، کنترل فضا و شناخت دقیق ابزارهاست.

برخی از سخت‌گیری‌های بازی ممکن است در شرایطی به اصطکاک تبدیل شوند. فشار دشمنان، محدودیت فرصت‌ها و دشواری بعضی برخوردها همیشه به یک اندازه خوانا نیستند و سیستم مبارزه نیز بر آزادی اجرای کمبوها و تغییر مداوم سبک‌ها تمرکز کمتری دارد. در Ninja Gaiden Black، کنترل و بقا اغلب بر نمایش آزادانه مهارت اولویت پیدا می‌کنند.

Ninja Gaiden Black نشان می‌دهد که عمق مبارزه از تعداد قابلیت‌ها به‌تنهایی حاصل نمی‌شود؛ گاهی رفتار دشمنان، تعهد به حرکات و اهمیت موقعیت‌یابی می‌توانند از صدها حرکت اضافی مؤثرتر باشند. بااین‌حال، در زمینه آزادی خلاقانه و امکان تبدیل مبارزه به بیانی شخصی، دو بازی در این فهرست همچنان از آن پیشی می‌گیرد.

2- Nioh 2

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

اگر Sekiro نمونه‌ای از تمرکز و انسجام مکانیکی باشد، Nioh ۲ نماینده سوی دیگر طیف است: سیستمی متراکم که تقریباً در هر بخش آن، امکان تازه‌ای برای تسلط وجود دارد. این بازی از ساختار اکشن نقش‌آفرینی استفاده می‌کند، اما عمق مبارزاتش صرفاً به ارتقای شخصیت و یافتن تجهیزات قدرتمندتر وابسته نیست. حتی با داشتن سلاحی مناسب، برای موفقیت باید مجموعه‌ای از مکانیک‌های رزمی را بشناسید و آن‌ها را به شکلی مؤثر کنار هم قرار دهید.

یکی از مهم‌ترین اجزای این سیستم، سه حالت مبارزه یا Stance است. High Stance بر ضربات قدرتمندتر تمرکز دارد، اما معمولاً سرعت پایین‌تری ارائه می‌دهد؛ Mid Stance تعادلی میان حمله و دفاع برقرار می‌سازد و Low Stance برای حرکات سریع‌تر و مصرف کمتر Ki مناسب است. این تفاوت‌ها به انتخاب وضعیت مناسب برای هر موقعیت معنا می‌دهند. بازیکن می‌تواند برای واردکردن آسیب سنگین به High Stance تغییر وضعیت دهد، سپس برای واکنش سریع‌تر به Low Stance برود یا از Mid Stance برای مقابله با حملات استفاده کند.

سه موضع‌گیری (Stance) یاد شده، از مهم‌ترین بخش‌های ساختاری مبارزات دو بازی Nioh به حساب می‌آید، اما عملکردی عمیق‌تر از آنچه متصور می‌شوید را رقم می‌زنند:

  1. موضع‌گیری‌ها برتری مطلقی نسبت به دیگری ندارند و در موقعیت‌های مختلف بر دیگری ارجحیت پیدا می‌کنند و بازی نه در طراحی مرحله بلکه با طراحی الگوی حملات دشمنان، مطمئن می‌شود که در سناریوهای گوناگون قرار بگیرید. در ابتدا و برای دور اولِ تجربه، تاکید روی موضع‌گیری‌ها کمرنگ است، اما طبق اصلِ «بهره‌گیری از سیستم‌ها»، پیش‌روی بیشتر در بازی، شما را با چالش‌هایی مواجه می‌سازد که به سمت استفاده از موضع‌های مختلف سوق پیدا کنید. اگر دشمن روی زمین می‌خزد Low، اگر نقاط حساس روی سر و شانه دارد High و اگر یک دشمن متعادل بدون نقطه ضعف در مقال شما قرار دارد، Mid مناسب خواهد بود.
  2. مورد اول تنها آغاز ماجرا است. پس از آن که با کلیت موضع‌گیری آشنا شدید، در سطوح سختی بالاتر (Dream of the Wise و Dream of the Nioh) و به خصوص در مورد دشمنان سرسخت‌تر، تعویض Stance می‌تواند معجزه کند، اگرچه به مهارت هم نیاز دارد. در حین فرار از موضع Low استفاده می‌شود، زیرا مصرف «استقامت» (Ki یا همان Stamina) و آسیب‌رسانی طی این موضع‌گیری در پایین‌ترین حد ممکن و سرعت ضربه‌ها در بالاترین سطح قرار دارد. با نزدیک شدن به دشمن، Stance می‌تواند به Mid یا High تغییر یابد. High کند است، اما دفاع دشمن را سریع‌تر در هم می‌شکند، Mid زمانی کاربرد دارد که دشمن در حالت دفاعی نیست و سرعت فرود آمدن ضربات چیزی مابین Low و High قرار دارد. جابه‌جایی میان سه موضع‌گیری به صورت لحظه‌ای نیاز به تمرین دارد، اما زمانی که در این مبحث به درجۀ استادی برسید، بسیار رضایت‌بخش خواهد بود.
  3. دو مورد اول می‌توانند با Skills یا مهارت‌ها ادغام شوند و برخی سلاح‌ها بر همین مبنا طراحی شده‌اند. به عنوان مثال، Switchglave به شدت با تغییر موضع‌گیری هماهنگی دارد و می‌تواند حملات رقص‌گونه و مرگبار را به لطف تغییر موضعِ به موقع، خلق کند.

این ساختار به‌تنهایی عمق قابل‌توجهی ایجاد می‌کند، اما Nioh ۲ لایه‌های دیگری نیز به آن می‌افزاید. Burst Counter به بازیکن اجازه می‌دهد در برابر برخی حملات قدرتمند یوکای واکنشی تعیین‌کننده نشان دهد و Soul Coreها قابلیت‌های فراطبیعی تازه‌ای در اختیارش می‌گذارند. Yokai Shift نیز امکان استفاده از قدرت‌های ویژه شخصیت را فراهم می‌کند. هرکدام از این مکانیک‌ها کاربرد خاصی دارند و ارزش واقعی‌شان زمانی آشکار می‌شود که در کنار سلاح، Stance و مدیریت Ki به کار گرفته شوند.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

تنوع سلاح‌ها نیز از مهم‌ترین دلایل قرارگرفتن Nioh ۲ در این جایگاه است. کاتانا، نیزه، Tonfa، Switchglaive و دیگر سلاح‌ها نه‌تنها دامنه حرکات متفاوتی دارند، بلکه به شیوه‌های متفاوتی از مدیریت فاصله، مصرف Ki و اجرای کمبو نیازمندند. در کنار آن‌ها، درخت مهارت‌های بسیار وسیع و گسترده و ساخت بیلدها به بازیکن اجازه می‌دهند روی قابلیت‌ها و سبک‌های مشخصی تمرکز کند. در نتیجه، دو بازیکن می‌توانند از یک سلاح استفاده کنند، اما به‌واسطه انتخاب مهارت‌ها و نحوه اجرای حرکات، تجربه متفاوتی داشته باشند.

البته سیستم لوت و ساخت بیلد در Nioh ۲ همیشه به نفع تجربه مبارزه عمل نمی‌کند. انبوه تجهیزات و ویژگی‌های آماری ممکن است توجه بازیکن را از یادگیری مکانیک‌ها به سمت بهینه‌سازی اعداد منحرف کند. همچنین پیچیدگی بالای بازی، به‌ویژه در ساعات ابتدایی، می‌تواند خوانایی سیستم را کاهش دهد. داشتن ابزارهای فراوان لزوماً به معنای نیاز به استفاده مؤثر از همه آن‌ها نیست و گاهی برخی ساختارهای قدرتمند می‌توانند بخشی از چالش را کم‌رنگ کنند.

Nioh ۲ در زمینه تراکم مکانیکی و امکان ترکیب سیستم‌های مختلف، یکی از چشمگیرترین نمونه‌های اکشن نقش‌آفرینی است. بازی نه‌تنها ابزارهای متعددی در اختیار بازیکن قرار می‌دهد، بلکه برای تسلط بر آن‌ها نیز فضای گسترده‌ای فراهم می‌کند.

۱- Devil May Cry ۵

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

قرار گرفتن Devil May Cry ۵ در رتبه نخست، به معنای آن نیست که این بازی در هر جنبه‌ای از مبارزه بهترین است. Sekiro در انسجام مکانیکی، Ninja Gaiden Black در فشار دشمنان و Nioh ۲ در تراکم سیستم‌ها، هرکدام برتری ویژه‌ای دارند. با این حال، Devil May Cry ۵ در ترکیب آزادی عمل، تنوع ابزارها، عمق کمبوها و امکان بروز مهارت فردی، به سطحی می‌رسد که آن را به انتخابی شایسته برای صدر این فهرست تبدیل می‌کند.

نخستین ویژگی برجسته بازی، تفاوت بنیادین میان سه شخصیت قابل‌بازی است. Nero ،Dante و V صرفاً سه نسخه متفاوت از یک سیستم مشترک نیستند؛ هرکدام ساختار مبارزه خاص خود را دارند و بازیکن را به شیوه‌ای متفاوت از تصمیم‌گیری دعوت می‌کنند.

Nero با شمشیر، هفت‌تیر و بازوهای Devil Breaker مبارزه می‌کند. این بازوها قابلیت‌های متفاوتی دارند و استفاده از آن‌ها به زمان‌بندی و انتخاب موقعیت مناسب وابسته است. برخی برای وارد کردن آسیب بیشتر یا ایجاد فرصت تهاجمی کاربرد دارند و بعضی دیگر امکان واکنش به شرایط خاص را فراهم می‌کنند. از آنجا که بازوها مصرف‌شدنی‌اند، بازیکن باید میان استفاده فوری از قابلیت قدرتمند و نگه‌داشتن آن برای موقعیتی مناسب‌تر تصمیم بگیرد. این ویژگی، مدیریت منابع را به بخشی از هویت مبارزه Nero تبدیل می‌کند.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

V رویکردی کاملاً متفاوت دارد. او از طریق موجودات تحت فرمانش، یعنی Griffon و Shadow، بخش مهمی از حملات را انجام می‌دهد و برای پایان‌دادن به کار دشمنان باید خودش وارد میدان شود. بنابراین، مبارزه با V بیش از آنکه به تسلط بر یک رشته کمبوی مستقیم وابسته باشد، به مدیریت فاصله، کنترل هم‌زمان چند عامل و شناخت زمان مناسب برای اجرای Finisher نیاز دارد. این ساختار نشان می‌دهد که تنوع شخصیت‌ها در Devil May Cry ۵ تنها به تغییر ظاهر و انیمیشن‌ها محدود نمی‌شود.

اما مرکز ثقل سیستم مبارزه بازی برای بسیاری از بازیکنان Dante است؛ شخصیتی که مجموعه‌ای گسترده از سلاح‌های سرد و گرم و چهار سبک مبارزه در اختیار دارد. Trickster بر تحرک و جابه‌جایی سریع تمرکز می‌کند، Swordmaster قابلیت‌های تازه‌ای برای استفاده از سلاح‌های نزدیک‌برد فراهم می‌آورد، Gunslinger دامنه حملات دوربرد را گسترش می‌دهد و Royalguard به بازیکن اجازه می‌دهد با دفاع به موقع، فشار دشمن را به فرصتی برای ضدحمله تبدیل کند.

نکته تعیین‌کننده این است که Dante می‌تواند در جریان مبارزه میان سبک‌ها جابه‌جا شود و سلاح‌های مختلف را با یکدیگر ترکیب کند. این آزادی، دامنه بسیار گسترده‌ای برای ساخت کمبوها ایجاد می‌کند. بازیکن می‌تواند دشمن را به هوا پرتاب کند، با تغییر سلاح رشته حمله را ادامه دهد، از قابلیت‌های حرکتی برای حفظ موقعیت استفاده کند و سپس با یک ضدحمله دقیق، روند مبارزه را تغییر دهد. اینجا کمبو صرفاً یک رشته از پیش تعیین‌شده از دکمه‌ها نیست؛ نتیجه تصمیم‌هایی است که بازیکن در واکنش به وضعیت متغیر میدان نبرد اتخاذ می‌کند.

سیستم Style Ranking نیز به این ساختار معنا می‌بخشد. بازی تنها به میزان آسیب واردشده توجه نمی‌کند، بلکه تنوع حرکات و جلوگیری از تکرار بی‌وقفه یک روش حمله، در بالا رفتن رتبه سبک مبارزه نقش دارند. این طراحی بازیکن را به آزمایش ابزارهای مختلف تشویق می‌کند و نشان می‌دهد که تسلط واقعی، فراتر از یافتن قدرتمندترین حرکت است. ممکن است یک کمبوی ساده برای شکست‌دادن دشمن کافی باشد، اما اجرای مجموعه‌ای متنوع و پیوسته از حرکات، به شناخت عمیق‌تری از سیستم نیاز دارد.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

در چنین ساختاری، دشمنان نیز اهمیت ویژه‌ای دارند. اگر حریفان صرفاً اهدافی منفعل بودند که می‌شد بی‌وقفه به آن‌ها ضربه زد، آزادی عمل بازی ارزش چندانی نداشت. دشمنان مختلف، موقعیت‌های متفاوتی ایجاد می‌کنند و بازیکن باید با توجه به فاصله، نوع حملات و شرایط درگیری، ابزار مناسب را انتخاب کند. مهارت در Devil May Cry ۵ فقط به حفظ کمبو وابسته نیست؛ توانایی سازگار کردن آن با وضعیت میدان نبرد نیز اهمیت دارد.

البته این آزادی برای همه شخصیت‌ها به یک اندازه گسترده نیست. V از نظر اجرای کمبوهای مستقیم، انعطاف کمتری نسبت به Dante دارد و برخی مراحل نیز فرصت یکسانی برای بهره‌برداری از تمام ظرفیت‌های سیستم فراهم نمی‌کنند. افزون بر این، دستیابی به بالاترین سطح تسلط در بازی نیازمند تمرین فراوان است و بسیاری از قابلیت‌ها شاید در نخستین تجربه اصلاً مورد استفاده قرار نگیرند.

رتبه‌بندی 10 سیستم مبارزه برتر تاریخ بازی‌های ویدیویی و نگاهی عمیق به آن‌ها | گیمفا

اما همین موضوع، یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت Devil May Cry ۵ محسوب می‌شود. بازی میان مهارتی که برای پیشروی لازم است و مهارتی که برای تسلط کامل نیاز دارید، فاصله‌ای معنادار ایجاد می‌کند. می‌توانید با استفاده از چند حرکت مؤثر مراحل را پشت سر بگذارید، اما همیشه فضای بیشتری برای یادگیری، آزمایش و بهتر شدن وجود دارد. سیستم مبارزه به‌جای آنکه تمام امکاناتش را در همان ساعات ابتدایی آشکار کند، به‌تدریج عمق خود را نشان می‌دهد.

Devil May Cry ۵ به این دلیل در رتبه نخست قرار می‌گیرد که ترکیبی کم‌نظیر از آزادی، تنوع و ظرفیت یادگیری ارائه می‌دهد. سیستم مبارزه هم برای بازیکنی که صرفاً می‌خواهد از اکشن سریع لذت ببرد کارآمد است و هم برای کسی که قصد دارد ساعت‌ها روی اجرای کمبوهای پیچیده و بهینه‌سازی حرکاتش وقت بگذارد. مهم‌تر از همه، این دو تجربه به یکدیگر لطمه نمی‌زنند؛ بازیکن می‌تواند با افزایش مهارت، همان ابزارهای آشنا را به روش‌هایی کاملاً تازه به کار بگیرد.

منبع: گیمفا

اینتین رو در شبکه های اجتماعی دنبال کن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا