با دانلود قسمت ششم سریال هزار و یک شب و خلاصه داستان این قسمت در این مطلب همراه ما باشید.
اینتین – سریال «هزار و یک شب» یک مجموعه درام و رازآلود ایرانی است که در سال ۱۴۰۴ به کارگردانی مصطفی کیایی تولید شده است. این سریال با الهام از روایتهای اسطورهای و فضایی فانتزی ـ تاریخی، داستانی پررمز و راز را در بستری متفاوت از آثار قبلی این کارگردان روایت میکند.
مصطفی کیایی که پیش از این با ساخت فیلمهای اجتماعی پرفروش شناخته میشد، در «هزار و یک شب» مسیری تازه را تجربه کرده و به سراغ قصهای پرشخصیت و چندلایه رفته است. حضور جمعی از چهرههای مطرح سینما و تلویزیون ایران از جمله پرویز پرستویی، بهرام رادان، محسن کیایی، سحر دولتشاهی، پدرام شریفی، پانتهآ پناهیها و حبیب رضایی در کنار بازیگران سرشناس ترکیه، باعث شده این مجموعه عنوان پرستارهترین سریال نمایش خانگی سالهای اخیر را به خود اختصاص دهد.
«هزار و یک شب» تنها یک تولید داخلی نیست؛ این پروژه با مشارکت بازیگران بینالمللی، به اثری چندملیتی و بزرگ تبدیل شده که از همان ابتدای انتشار، توجه مخاطبان و رسانهها را به خود جلب کرده است.
خلاصه داستان سریال هزار و یک شب قسمت ۱۰
«اگر یکی از این زنها شهرزاد باشد، جهان من نجات پیدا میکند از این همه ظلم و خونریزی.»
آشیان از قصر شاه زمان فرار کرد که سروگوشی آب بدهد اما ندیمههای قصر او را برای رفتن به اتاق ملک آماده کردند. ملک بعد از مرگ شهرزاد همه زنهایی که به خوابگاهش میرفتند را میکشت. ندیمههای قصر آشیان را برای رفتن به خوابگاه ملک آماده کردند اما شاهزمان سر رسید. او اول به اتاق آشیان رفت و وقتی او را ندید به همه نگهبانان قصر سپرد که به دنبال او بگردند. یکی از مسئولان قصر شاه زمان را دید و به او گفت که دختر را به خوابگاه ملک فرستاده و وقتی شاه زمان به اتاق ملک رسید ملک هنوز از خواب بیدار نشده بود. شاه زمان، آشیان را از خوابگاه بیرون برد و به ملازمان قصر گفت که او یک کیسه زهر با خود داشته است. نباید اجازه میدادند که او وارد خوابگاه ملک شود و وزیران دربار را بابت ورود آشیان به خوابگاه ملک بازخواست کرد. او به دیدار ملک رفت. ملک که تعریف آشیان را شنیده بود از شاه زمان خواست که دوباره برگردد و دخترانی مثل آشیان را برای او بیاورد. آشیان با شاه زمان صحبت کرد و گفت که باور نمیکند چنین دنیای موازی وجود داشته باشد. شاه زمان هم آشیان را به یک مخفیگاه برد که تا زمانیکه او از سفر برمیگردد در امان باشد.
نیلوفر هم که در یک خانه در استانبول پناه گرفته است هنوز نتوانسته با سروش ارتباط بگیرد. سروش به او قول داد که به استانبول برود و او را برگرداند. فرید، دوست سمیر، عکس نیلوفر را در همه استانبول پخش کرده است و حتی پلیس دنبال نیلوفر میگردد. او هنوز از مرگ پدرش خبر ندارد. این درحالی است که در تهران، برای دکتر پرنیان و سروش پاپوش درست کردهاند. فیلم دکتر پرنیان وقتی که اصرار داشت سروش در خانهش ساکن شود در تمام دانشگاه پیچیده است و به همین دلیل اجازه نمیدهند که بیشتر از روی سایه مطالعهای انجام بدهند. آنها حدس میزنند که کار صفارودی باشد و سروش از دوستانش خواست که آمار صفارودی را برای او دربیاورند.
در این میان فرشته، دختر نبی، که تازه از زندان آزاده شده بود و بعد دزدیده شد، در میان ماجرایی قرار گرفت. او توسط یک باند مافیایی مامور شده است که طاها را به دام بیندازد و محل زندگی او را پیدا کند. فرشته و طاها از بچگی همدیگر را میشناسند. او با طاها قرار میگذارد و اما روی منوی کافه مینویسند که شنود است و طاها باید مراقب خودش باشد.
دانلود قسمت دهم سریال هزار و یک شب




