کتاب

معرفی و داستان کتاب «کتاب من، یک دهه هفتادی»

با معرفی و داستان کتاب «کتاب من، یک دهه هفتادی» تو این مطلب همراهمون باشید.

اینتین – کتاب من، یک دهه هفتادی نوشته سعید سمیعی است و این کتاب را نشر سنجاق منتشر کرده است. این کتاب با تکیه بر خاطره، زیست روزمره و تردیدهای نسلی، از کودکی در کوچه و بازی‌های جمعی شروع می‌شود و به نوجوانی، تکنولوژی، اینترنت و درنهایت به پرسش ماندن یا رفتن می‌رسد. متن، فقط یادآوری چند تصویر نوستالژیک نیست؛ بلکه نشان می‌دهد یک نسل چگونه میان ریشه، رؤیا، تعلق و انتخاب بزرگ شده است. نسخه‌ی الکترونیکی این اثر را می‌توانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.

درباره کتاب من، یک دهه هفتادی

کتاب من، یک دهه هفتادی نوشته سعید سمیعی روایتی است از رشد یک پسر به نام پویا در دل تجربه‌هایی که برای بخش بزرگی از متولدان دهه‌ی ۷۰ آشناست؛ از بازی در کوچه و دوستی‌های پرشور تا ورود تدریجی ابزارهای تازه‌ای که شکل زندگی، خیال و رابطه‌ها را عوض می‌کنند. متن از همان آغاز، فقط به ثبت خاطره قانع نمی‌ماند و سعی می‌کند از دل جزئیات روزمره، تصویری از یک نسل بسازد؛ نسلی که هم با خاک کوچه و جمع‌های خانوادگی پیوند دارد و هم با صفحه‌ی تلویزیون، کنسول بازی، کامپیوتر و اینترنت بزرگ می‌شود.

کتاب من، یک دهه هفتادی در فصل‌هایی پیش می‌رود که هرکدام بر یک قلمرو مهم از زندگی پویا تمرکز دارند؛ از فصل اول با عنوان قلمرو کوچه تا فصل‌هایی که به بازی‌های هشت‌بیتی، نخستین تجربه‌ی اتصال به اینترنت، چت‌روم‌ها، وبلاگ‌نویسی و شکل‌گیری هویت در جهان تازه می‌رسند. در این مسیر، دوستی پویا و کیان، فضای خانه، رابطه با پدر و مادر، برنامه‌های تلویزیونی، سفرهای خانوادگی و اشیای کوچک اما ماندگار زندگی، به‌تدریج به مصالح اصلی روایت تبدیل می‌شوند. اهمیت متن در همین پیوند میان خاطره‌ی شخصی و حافظه‌ی جمعی است؛ جایی که یک بادبادک، یک تیله، یک کارتریج بازی یا صدای مودم، فقط یک شیء یا صدا نیست و به نشانه‌ای از یک دوره‌ی زیسته بدل می‌شود.

کتاب من، یک دهه هفتادی حال‌وهوایی تأملی دارد و در کنار صحنه‌های پرتحرک کودکی و نوجوانی، مدام به معنای انتخاب، تعلق و بزرگ‌شدن فکر می‌کند. متن نشان می‌دهد که تغییر نسل فقط با عوض‌شدن ابزارها رخ نمی‌دهد، بلکه زاویه‌ی دید، شکل دوستی، نوع تنهایی و حتی شیوه‌ی رؤیاپردازی را هم دگرگون می‌کند. به همین دلیل، این کتاب هم‌زمان هم قصه‌ی بزرگ‌شدن یک شخصیت است و هم بازخوانی مسیری که یک نسل از جهان محدود اما ملموس کودکی به دنیای گسترده‌تر و پیچیده‌تر بعدی طی کرده است.

خلاصه داستان من، یک دهه هفتادی

هشدار: این پاراگراف بخش‌هایی از داستان را فاش می‌کند!
داستان با پویا، پسربچه‌ای کنجکاو و دقیق، در کوچه و بازی‌های کودکانه آغاز می‌شود؛ جایی که دوستی او با کیان، تجربه‌ی رقابت، خیال‌پردازی و کشف جهان را شکل می‌دهد. بعد، زندگی او از مسیر خاطره‌های خانوادگی، سفر، تلویزیون و بازی‌های ویدئویی وارد مرحله‌ای تازه می‌شود و هر ابزار جدید، دریچه‌ای دیگر به فهم دنیا برایش باز می‌کند. با بزرگ‌تر شدن پویا، کامپیوتر، اینترنت، چت‌روم‌ها و وبلاگ‌نویسی به زندگی‌اش راه پیدا می‌کنند و او کم‌کم میان دنیای واقعی، هویت مجازی، دوستی، تنهایی و رؤیاهای شخصی‌اش نسبت تازه‌ای پیدا می‌کند. متن در لایه‌ی عمیق‌تر، سرگذشت نسلی را دنبال می‌کند که میان ریشه‌ها و امکان‌های تازه، مدام در حال انتخاب است.

چرا باید کتاب من، یک دهه هفتادی را بخوانیم؟

دلایل خواندن کتاب من، یک دهه هفتادی را می‌توان این‌طور خلاصه کرد:

این کتاب تجربه‌ی رشد یک نسل را از دل جزئیات ملموس زندگی روزمره نشان می‌دهد؛ نه فقط از مسیر اتفاق‌های بزرگ.
متن، تغییر جهان کودکی تا نوجوانی را از کوچه و تلویزیون تا بازی و اینترنت کنار هم قرار می‌دهد.
خواننده می‌تواند رد شکل‌گیری هویت، دوستی، تعلق و فاصله‌گرفتن از جهان ساده‌تر کودکی را در روایت دنبال کند.
کتاب به پرسش ماندن، رفتن و ساختن آینده از زاویه‌ی تجربه‌ی زیسته نزدیک می‌شود، نه از موضع شعار.
فضای اثر برای کسانی که به حافظه‌ی نسلی و نشانه‌های فرهنگی یک دوره علاقه دارند، اطلاعات و تصویرهای فراوانی در خود دارد.

خواندن این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم؟

خواندن کتاب من، یک دهه هفتادی به این گروه‌ها پیشنهاد می‌شود:

خوانندگانی که به روایت‌های مرتبط با خاطره، رشد و گذر از کودکی به نوجوانی علاقه دارند.
کسانی که می‌خواهند تجربه‌های نسلیِ مربوط به بازی‌های کوچه، تلویزیون، کنسول و اینترنت را در قالب یک روایت پیوسته دنبال کنند.
مخاطبانی که درون‌مایه‌های تعلق، دوستی، انتخاب و فاصله‌ی میان رؤیا و واقعیت برایشان مهم است.
علاقه‌مندان به آثاری که از دل جزئیات زندگی خانوادگی و شهری، تصویر بزرگ‌تری از یک دوره می‌سازند.
کسانی که می‌خواهند با حال‌وهوای ذهنی و عاطفی متولدان دهه‌ی ۷۰ آشناتر شوند.

بخشی از کتاب من، یک دهه هفتادی

«در کوچه، زندگی در جریانِ نگاه‌ها بود؛ در برق سرکش شادی یا خشم چشمان هم، و در پیچ‌وتاب بدن‌هایی که از یک ضربه جاخالی می‌دادند یا گلی را به ثمر می‌رساندند. آن‌ها تمام‌قد روبروی هم بودند، متصل و زنده. اما اینجا، در سکوت اتاق، هر دو به یک صفحهٔ شیشه‌ای خیره شده بودند. نگاه‌ها به جلو مصلوب شده بود، نه به یکدیگر. شانه به شانهٔ هم نشسته بودند، اما ارواحشان هزاران کیلومتر دورتر، یکی در یک پادشاهی قارچی و دیگری در تاریکی یک جنگل خطرناک، آواره بود. این، نخستین تمرین نسل ما برای انزوا بود؛ تولد یک مانیفست تلخ و جدید برای قرن پیش‌رو: با هم بودنی در نهایت تنهایی. انگار جعبهٔ جادویی داشت به ما یاد می‌داد که چطور می‌توان کنار کسی نفس کشید، اما فرسنگ‌ها از او دور بود.

با گذشت زمان، پویا از یک بازیکن ساده به یک حرفه‌ای تبدیل شد. دیگر فقط بازی نمی‌کرد؛ بازی‌ها را مطالعه می‌کرد. رابطهٔ او با صندوقچهٔ جادویی خاکستری‌رنگش، عمیق‌تر و پیچیده‌تر شده بود. او با پول توجیبی‌هایش که با زحمت جمع می‌کرد، به جای خرید پفک و لواشک، مشتری پر و پا قرص دکه‌های روزنامه‌فروشی شده بود. به دنبال گنجی کمیاب می‌گشت: مجله‌های بازی‌های کامپیوتری.»

اینتین رو در شبکه های اجتماعی دنبال کن

نمایش میخوام به دنیا بیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا