آموزشی

معنی و تفسیر شعر «گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم …» از غزلیات شهریار

با معنی و تفسیر شعر «گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم …» از غزلیات شهریار در این مطلب همراه ما باشید.

اینتین – غزلیات شهریار به دلیل زیبایی و عمق معنایی‌شان، محبوبیت زیادی در بین مردم دارند و تأثیر زیادی بر شاعران و نویسندگان بعد از خود گذاشته‌اند.

شعر زیبای شماره ۸۶ از شهریار

گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم

آخر نه باغبانم شرط است من نباشم

ناچار چون نهد سر بر دامن گلم خار

چاکم بود گریبان گر در کفن نباشم

عهدی که رشته آن با اشک تاب دادی

زلف تو خود بگوید من دل شکن نباشم

اکنون که شمع جمعی دودم به سر رود به

تا چشم رشک و غیرت در انجمن نباشم

بی چون تو همزبانی من در وطن غریبم

گر باید این غریبی گو در وطن نباشم

عشقم به خلوت شب با غنچه‌های وحشی‌ست

من بلبلم حریف زاغ و زغن نباشم

گیرم نگین جم بود اکنون که یاوه کردم

محتاج مهره‌بازی با اهرمن نباشم

با عشق زادم ای دل با عشق میرم ای جان

من بیش از این اسیر زندان تن نباشم

بیژن به چاه دیو و چشم منیژه گریان

گر غیرتم نجوشد پس تهمتن نباشم

بیگانه بود یار و بگرفت خوی اغیار

من نیز شهریاراجز خویشتن نباشم

تفسیر این شعر

این غزل از محمدحسین شهریار، یکی از عمیق‌ترین غزل‌های عرفانی-عاشقانهٔ ادبیات فارسی است.

مصراع اول: «گلچین که آمد ای گل من در چمن نباشم»

شاعر به «گل» (معشوق یا نماد هستی) می‌گوید: وقتی گل‌چین (کسی که می‌خواهد گل بچیند) می‌آید، من در چمن نخواهم بود. یعنی در لحظهٔ سختی و جدایی، من خود را کنار می‌کشم تا تو بمانی.

بیت دوم: «آخر نه باغبانم شرط است من نباشم / ناچار چون نهد سر بر دامن گلم خار»

شاعر می‌گوید من باغبان نیستم که شرطش این باشد که همیشه بمانم. وقتی خار (سختی) سر بر دامن گل می‌گذارد، من نبودنم یک ضرورت است. یعنی دردم را تنها می‌کشم تا تو در امان باشی.

بیت سوم: «چاکم بود گریبان گر در کفن نباشم / عهدی که رشته آن با اشک تاب دادی»

اگر هنگام مرگ (در کفن) نباشم، گریبانم چاک می‌شود (کنایه از بی‌تابی). عهدی را که تو با اشک‌هایت (رنج و عاطفه) تاب داده‌ای، من می‌پایم. وفاداری حتی تا پس از مرگ.

بیت چهارم: «زلف تو خود بگوید من دل شکن نباشم / اکنون که شمع جمعی دودم به سر رود به»

زلف تو (نماد پیچیدگی و اغوا) می‌گوید من دلشکن نیستم. حالا که من (شاعر) چون شمعی در جمع می‌سوزم و دودم به سر می‌رود، باید بروم. شمع بودن یعنی سوختن برای روشنایی دیگران.

بیت پنجم: «تا چشم رشک و غیرت در انجمن نباشم / بی‌چون تو همزبانی من در وطن غریبم»

تا چشم حسودان در جمع نباشد (یعنی خودم را کنار بکشم). بدون تو که همزبانی بی‌نظیری، من در وطن خودم هم غریبم. غربتِ عاشق در میان مردم، حتی در خانهٔ خودش.

بیت ششم: «گر باید این غریبی گو در وطن نباشم / عشقم به خلوت شب با غنچه‌های وحشی‌ست»

اگر غربت شرط است، من در وطن نباشم. عشق من در خلوت شب، با غنچه‌های وحشی (عاشقان گمنام و رنج‌کشیده) است، نه با گل‌های پروردهٔ باغ.

بیت هفتم: «من بلبلم حریف زاغ و زغن نباشم / گیرم نگین جم بود اکنون که یاوه کردم»»

من بلبل‌ام، هم‌نشین زاغ و زغن (فرومایگان) نمی‌شوم. فرض کن نگین جم (قدرت و پادشاهی) را داشتم و اکنون گم کرده‌ام. حتی با آن عظمت، باز با اهرمن (اهریمن، پلیدی) هم‌بازی نمی‌شوم.

بیت هشتم: «محتاج مهره‌بازی با اهرمن نباشم / با عشق زادم ای دل با عشق میرم ای جان»

نیازمند مهره‌بازی (حیله و نیرنگ) با اهرمن نباشم. من با عشق زاده شدم و با عشق می‌میرم. عشق، هویت و سرنوشت من است.

بیت نهم: «من بیش از این اسیر زندان تن نباشم / بیژن به چاه دیو و چشم منیژه گریان»

من دیگر اسیر زندان تن (مادیات و دنیا) نمی‌مانم. مثل بیژن در چاه دیو، و منیژه که بر او می‌گرید. بیژن نماد عاشق گرفتار، منیژه نماد معشوق وفادار.

بیت دهم: «گر غیرتم نجوشد پس تهمتن نباشم / بیگانه بود یار و بگرفت خوی اغیار»

اگر غیرت من نجوشد، پس تهمتن (رستم، نماد غیرت و مردانگی) نخواهم بود. یار (معشوق) بیگانه شد و خوی (خصلت) اغیار (بیگانگان) را گرفت. پس من هم فقط خودم می‌مانم.

بیت پایانی: «من نیز شهریاراجز خویشتن نباشم»

من هم، ای شهریار (تخلص شاعر)، جز خودم (هویت مستقل و بی‌وابسته‌ام) نخواهم بود. پایان غزل، اعلام استقلال و خودبنیادی عاشقِ رنج‌دیده‌ای است که حتی در تنهایی، به عشق و غیرتش پایبند می‌ماند.

خلاصه تفسیر:

این غزل، روایتِ عاشقِ وفادار و مغروری است که در برابر بی‌مهری معشوق و ناملایمات روزگار، سر تعظیم فرود نمی‌آورد. او بودن را فدای عشق می‌کند، اما ذلت را نه. درونمایهٔ اصلی: عزت نفس در عشق، پایبندی به عهد، و رهایی از قید تن و دنیا. شهریار در این شعر، عشق را نه وابستگی، که نوعی آزادگی و حماسه می‌داند.

منبع: روزانه

اینتین رو در شبکه های اجتماعی دنبال کن

نمایش میخوام به دنیا بیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا