فیلم و سریال

نقد و بررسی فیلم Supergirl | شروع کم جان DCU

پس از فیلم «سوپرمن»، «سوپرگرل» به عنوان دومین اثر دنیای جدید DC با نام اختصاری DCU (جهان دی‌سی) به رهبری جیمز گان اکران شد. طبق گزارش‌ها، «سوپرگرل» با بودجه‌ای ۱۷۰ میلیون دلاری، تنها ۱۲۶ میلیون دلار در گیشه فروخت که چنین آماری، این اثر را به یکی از بزرگترین شکست‌های تجاری سالیان اخیر تبدیل می‌کند!

اینتین – ۱۴ سال پس از آن که سوپرمن به عنوان یکی از قدیمی‌ترین و محبوب‌ترین کاراکترهای کمیک بوکی در شمارۀ ۱ کمیک Action Comics در آوریل ۱۹۳۸ میلادی خلق شد؛ یک زن کریپتونی با قدرت‌های فوق بشری هم در شمارۀ ۲۵۲ کمیک Action Comics در سال ۱۹۵۹ میلادی به تصویر کشیده شد که نام او سوپرگرل – به معنای اَبَر دختر- بود. سوپرگرل (یا کارا زور اِل) علاوه بر قدرت‌های فوق بشری‌اش، همواره به عنوان دختری باهوش، جذاب و کاریزماتیک شناخته می‌شود. این ابرقهرمان نسبتا محبوب و شناخته شدۀ دی سی، علاوه بر دنیای کمیک بوک، بارها در عرصۀ سینما و تلویزیون حضور پیدا کرده است. علاوه بر سریال‌های کارتونی تلویزیونی متعدد، سریال مشهور «سوپرگرل» هم براساس همین کاراکتر از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱ میلادی در قالب ۶ فصل ساخته و پخش شد. بنابراین سوپرگرل در عرصۀ تلویزیون کاراکتری با سابقه و شناخته‌شده محسوب می‌شود. اما هر چقدر که سوپرگرل در عرصۀ تلویزیون حضور پرتکرار و قابل توجهی داشته، تاریخچۀ او در هنر هفتم بسیار کمرنگ و ناامیدکننده است.

اولین حضور سینمایی سوپرگرل، به فیلمی به همین نام محصول سال ۱۹۸۴ میلادی بازمی‌گردد. در سال‌هایی که فیلم‌های «سوپرمن» با نقش‌آفرینی کریستوفر ریو، به عنوان اولین فیلم‌های حقیقی سینمای ابرقهرمانی روی پرده نقش می‌بستند و از موفقیت و محبوبیتی بالا برخوردار بودند، سازندگان تصمیم گرفتند دنیای فانتزی خود را، با ساخت فیلمی از روی دخترعموی سوپرمن گسترش دهند. این گونه بود که پس از ساخت سه فیلمِ «سوپرمن ۱، ۲ و ۳»، نوبت به فیلم «سوپرگرل» رسید. کارگردانی این اثر به جین‌نات وارک فقید رسید که تنها اثر مشهور او به فانتزی عاشقانۀ «جایی در زمان» با نقش‌آفرینی کریستوفر ریو -بازیگر سوپرمن- خلاصه می‌شود. با یک جست‌وجوی ساده به راحتی متوجه خواهید شد که «سوپرگرل» ۱۹۸۴ تا چه حد اثری شکست‌خورده و ناموفق محسوب می‌شود! داستان کودکانه، کاراکترهایی کاریکاتوری و صحنه‌هایی مضحک باعث شده تا «سوپرگرل» ۱۹۸۴ از دید بسیاری به عنوان یکی از بدترین فیلم‌های ابرقهرمانی تاریخ سینما شناخته شود. البته فیلم نکات مثبتی هم از قبیل موسیقی متن جری گلداسمیث بزرگ یا نقش‌آفرینی هِلِن اسلیتر در نقش سوپرگرل دارد که باعث می‌شود لحظات خوبی هم در اثر وجود داشته باشد.

به دلایل متعدد از جمله شکست سنگین «سوپرگرل» ۱۹۸۴ میلادی، دهه‌ها هیچ خبری از سوپرگرل بر روی پردۀ نقره‌ای سینما نبود؛ تا اینکه سرانجام فیلم «فلش» این طلسم ۴۰ ساله را شکست و ساشا کایه در نقش سوپرگرل، حضور مختصر و مفیدی در این اثر مولتیورسی DCEU داشت.

حالا در سال ۲۰۲۶ میلادی، سوپرگرل برای سومین بار روی پردۀ سینما نقش بسته است و به انتظاری ۴۲ ساله برای ساخت اثری اختصاصی برای سوپرگرل پایان داده است.

نگاهی به کارنامۀ سازندگان فیلم «سوپرگرل»:
جیمز گان به عنوان مغز متفکر اصلی دنیای تازه تأسیس DCU، کارگردانی اولین فیلم این دنیای سینمایی، یعنی فیلم «سوپرمن» را برعهده داشت. برنامه‌ریزی‌ها از همان زمان به گونه‌ای انجام شده بود که دومین فیلم سینمایی دنیای DCU هم به دیگر ابرقهرمان کریپتونی مشهور، یعنی سوپرگرل بپردازد. به همین دلیل حتی کامئویی از سوپرگرل، با نقش‌آفرینی میلی آلکاک، در انتهای فیلم «سوپرمن» وجود داشت که این دو فیلم را علنا به یکدیگر وصل می‌کرد. گان و رؤسای DCU تصمیم گرفتند «کریگ گیلسپی» را به عنوان کارگردان این پروژه انتخاب کنند. تصمیمی که با توجه به کارنامۀ این کارگردان قابل دفاع محسوب می‌شود و حقیقتا هم گیلسبی به عنوان کارگردان، عملکرد قابل قبولی در این فیلم داشته است.

به نظر مهم‌ترین نکتۀ حائز اهمیت در انتخاب کریگ گیلسبی، تجربۀ او در ساخت پروتاگونیست‌های زن بوده است که اینجا هم به عنوان مهم‌ترین نقطۀ قوت اثر به کار می‌آید. گیلسپی پیش از این، سابقۀ ساخت فیلم‌های موفقی چون «من، تونیا هستم» و «کروئلا» را داشته که در هر دو شخصیت اصلی داستان، زنانی متفاوت و خاص هستند. تجربۀ ساخت این دو فیلم، و همکاری با ستارگانی همچون اما استون و مارگو رابی، سبب شده تا گیلسپی بتواند باری دیگر اثری با کاراکتر زن خلق کند که کاملا باورپذیر و قابل درک است. او همچنین موفق شده بازی بسیار خوبی از میلی آلکاک بگیرد که در ادامۀ نقد، به طور کامل‌تر به آن می‌پردازم.

وقتی نقدم را با تحلیل کارنامۀ عوامل آغاز می‌کنم بی‌دلیل نیست. نویسندۀ فیلمنامه بازیگر-نویسنده‌ای جوان به نام آنا نوگوئیراست. نوگوئیرا تا پیش از «سوپرگرل»، تنها فیلمنامۀ یک فیلم کوتاه ناموفق، را با چند نفر دیگر نوشته است و این تنها رزومۀ این نویسنده محسوب می‌شود! انتخاب چنین نویسنده‌ای در حالی که دنیای DCU تازه در حال تولد است انتخاب عجیبی است که گفته می‌شود توسط یکی از تهیه‌کنندگان کمپانی «برادران وارنر» به گان پیشنهاد شده است! نتیجه هم فیلمنامۀ ضعیفی شده که به اصلی‌ترین دلیل شکست فیلم تبدیل شده است. در ادامۀ متن به دلایل ضعف فیلمنامه خواهم پرداخت.

متفاوت‌ترین ابرقهرمان زن سینما:
سوپرگرلِ میلی آلکاک بدون شک یکی از بهترین ابرقهرمانان زن تاریخ سینما محسوب می‌شود! آلکاک که پیش‌تر به دلیل بازی در سریال «خاندان اژدها» مطرح شده بود، اینجا توانسته بازی بسیار خوب و قابل تحسینی را به نمایش بگذارد که به بزرگترین نقطه قوت اثر تبدیل شده است. در حقیقت فیلمنامه شخصیت‌پردازی درست و متفاوتی از این کاراکتر ارائه کرده و گیلسپی -با بهره بردن از تجربۀ خود- بستر مناسبی برای آلکاک تدارک دیده تا او بتواند یکی از بهترین اتفاقات فیلم را رقم بزند.

سوپرگرل آلکاک یک دختر جوان سرکش امروزی است. دیگر خبری از یک دختر مؤدب جذاب و ساده که قرار است عاشق‌پیشه شود و از قدرتش در راستای کمک به نجات بشریت استفاده کند خبری نیست! «سوپرگرل» تا حد خوبی، کلیشه‎‌های قهرمان‌پردازی را از ابرقهرمانان زن می‌زداید و همانطور که گفتم ما را با یک دختر امروزی روبه‌رو می‌کند. سکانس آغازین فیلم، یک دختر الکلی را به نمایش می‌گذارد که تنها با سگش زندگی می‌کند و دائما در حال مست کردن، استفراغ کردن و خوابیدن است! این سکانس- که به نوعی تیتراژ آغازین فیلم هم محسوب می‌شود- با تدوینی سریع، با پخش ترانۀ This Summer از Sleigh Bells اتمسفر درستی برای شخصیت اصلی و فیلم می‌سازد. در حقیقت شخصیت‌پردازی سوپرگرل با فضای کمدی فیلم، همخوانی کامل دارد و این را از همین سکانس-تیتراژ ابتدایی می‌بینیم.

در سکانس آشنایی اولیۀ سوپرگرل و روثی، روثی که تازه خانواده‌اش را به طرز فجیعی از دست داده است، برای خون‌خواهی وارد بار می‌شود و از اهالی آنجا درخواست کمک می‌کند. اما می‌بینیم که سوپرگرل کوچک‌ترین توجهی نسبت به او ندارد و به سرخوشی و مست کردن خود ادامه می‌دهد! در همان سکانس، صحنۀ مبارزۀ او با دزد شمشیر، در حالت مستی واقعا جذاب و متمایز است. در حقیقت پس از تیرخوردن کریپتو -سگ سوپرگرل- و برای نجات جان اوست که سوپرگرل تصمیم می‌گیرد به سراغ «کرم» برود وگرنه او ابدا حاضر نیست که تنها به خاطر فرد مظلومی دیگر خود را به خطر و حتی زحمت بیندازد و این با شخصیت‌پردازی ابتدایی این کاراکتر کاملا جور درمی‌آید. حتی در طول سفر، سوپرگرل بارها روثی را پس می‌زند و تمایلی برای کمک به او ندارد، اما سماجت دختر و دست سرنوشت، زندگی این دو را به یکدیگر گره می‌زند.

جلوه‌های ویژۀ اثر هم به طور کلی خوب است. گرچه خلاقیت قابل توجهی در طراحی صحنۀ فیلم به چشم نمی‌خورد و با کار متفاوت و چشمگیری طرف نیستیم. اما صحنه‌های پرواز سوپرگرل همچون سوپرمن در فیلم جیمز گان، بسیار باورپذیر و رئال کار شده‌اند.

کاراکترهای مکمل کلیشه‌ای با پرداخت ضعیف!
هر چقدر فیلم در پرداخت شخصیت کارا زور اِل (سوپرگرل) موفق و به دور از کلیشه‌ها عمل می‌کند، روثی به کلیشه‌ای‌ترین کاراکتر ممکن تبدیل می‌شود. یک سکانس کلیدی وجود دارد که سرگذشت تلخ روثی و نحوۀ کشتار خانواده‌اش توسط کرِم را نمایش می‌دهد. اما این سکانس از هر نظر کلیشه‌ای و ضعیف است. پدر، مادر، برادر و درام میان آنها و مفهوم خانواده ساخته نمی‌شود و طبیعتا کشتار آنها توسط کرِم هم آن تأثیرگذاری لازم را ندارد. این سکانس از این نظر کلیدی است که به انگیزۀ اصلی روثی برای انتقام‌خواهی تبدیل می‌شود و حتی به جوهرۀ اصلی فیلم و درام فیلم تبدیل می‌شود. بنابراین وقتی این سکانس در نمی‌آید تمامی اتفاقاتی که به دنبال آن رخ می‌دهد هم آن جور که باید ساخته و پرداخته نمی‌شوند.

ضعف شخصیت‌پردازی، فقط محدود به روثی نمی‌شود و دامن‌گیر تمامی کاراکترهای مکمل فیلم است و نشان از ضعف فیلمنامه‌نویس دارد. کاراکتر کرِم یکی از احمقانه‌ترین و ضعیف‌ترین شخصیت‌پردازی‌ها را در میان ویلن‌ها دارد. سال‌هاست سینما و حتی سینمای ابرقهرمانی، از شرور تک‌بعدی گذر کرده است و ما شاهد ویلن‌هایی چندبعدی و قابل درک و حتی سمپاتیک هستیم که در گاهی مواقع حتی بسیار محبوب می‌شوند. (مثل جوکر در «شوالیه تاریکی» یا مرد شنی در «مرد عنکبوتی ۳») اما فیلمنامۀ سوپرگرل نه تنها موفق به پرداخت درست کرِم نمی‌شود، بلکه حتی بهانه‌تراشی هم برای انگیزه‌های او انجام نمی‌دهد! ما اصلا نمی‌فهمیم او چرا دست به چنین جنایاتی می‌زند! در جایی ادعا می‌شود چرا که نژاد آنها نیاز به جنس مونث دارد! آیا این برای ساخت و پرداخت یک ویلن، کافی است؟! نتیجه می‌شود کاریکاتوری که از کارتون‌ها و کمیک‌بوک‌های دهه‌های پیش هم عقب‌تر است و نه آن را درک می‌کنیم و نه حتی می‌فهمیم!

اما شخصیت‌پردازی‌های ضعیف فیلم، تنها محدود به این دو کاراکتر کلیدی نیست. کاراکتر لوبو با نقش‌آفرینی جیسون موموآ که تا پیش از این، یکی از شخصیت‌های موردانتظار فیلم محسوب می‌شود از شخصیت تهی است! گویی یک کاریکاتور را از روی صفحات یک مجله برش زده‌اند و صرفا به او حرکت بخشیده‌اند! اصلا صحبت از انگیزه و تصمیمات این کاریکاتور، شوخی است! و عجیب‌تر اینکه مشخصا جیمز گان و DCU با این کاریکاتور، در آینده کارهای بسیاری دارند!

موفق در کمدی، ناموفق در تراژدی:
به نظر می‌رسد جیمز گان که با ساخت فیلم‌های «محافظین کهکشان» در دنیای سینمایی مارول به شهرت قابل توجهی رسید، سعی دارد همان فرمول کلی MCU را به کمپانی «برادران وارنر» بیاورد. هر دو فیلم «سوپرمن» و «سوپرگرل» فضایی مشابه آثار مارول دارند. فرمولی که در آن کمدی و طنز، یکی از ارکان کلیدی فیلم برای جذب مخاطب محسوب می‌شود. در اینجا، فضای کمدی فیلم واقعا پرداخت خوبی دارد و کمدی نه با دیالوگ‌های مضحک و مبتذل، بلکه با موقعیت‌هایی که می‌سازد از تماشاگر خنده می‌گیرد و این نشان می‌دهد فیلمساز در ساخت کمدی موفق بوده است. برای مثال سکانسی که سوپرگرل وارد یک کافه شده و روی مالکیت روثی برای مچ‌اندازی شرط می‌بندد یکی از آن لحظات حقیقتا بامزه فیلم است. همچنین کاراکتر سوپرگرل با این فضای کمدی همخوانی کامل دارد و این لحن کمدی -برخلاف برخی فیلم‌های شکست‌خوردۀ امروزه- تحمیلی نیست.

اما یکی از بزرگترین مشکلات فیلم، فلش-بک‌های بی‌روح و ضعیف آن است. «سوپرگرل» همچون بسیاری از فیلم‌های کمیک‌بوکی سالیان اخیر، در ابتدا اوریجین استوری قهرمان خود و نحوۀ دست یافتن او به قدرت‌های فوق بشری را روایت نمی‌کند. بنابراین فیلمساز برای آشنایی بیننده با گذشتۀ این کاراکتر از تکنیک فلش-بک استفاده می‌کند. فیلم یک فلش-بک کلیدی دارد که به گذشتۀ خانوادۀ کارا و از بین رفتن سیارۀ آنها می‌پردازد. همان داستان آشنایی که خانوادۀ کارا، برای نجات جانش، او را به همراه سفینه‌ای به زمین می‌فرستند تا در کنار سوپرمن رشد کند و زندگی خوبی برای خود بسازد. اوریجین استوری سوپرگرل، کاملا منطبق بر کمیک بوک‌های DC است. اما به لحاظ سینمایی بسیار ضعیف کار شده‌اند. از جلوه‌های ویژۀ بدون خلاقیتش گرفته، تا پدر و مادر و اهالی سیارۀ کریپتون که هیچ یک حتی ذره‌ای کاراکتر نمی‌شوند و صرفا در فیلم حضور دارند تا داستان کمیک‌ها را نمایش دهند! بنابراین درام لازم میان کارا، خانواده و محل زندگی خود شکل نمی‌گیرد و مفاهیمی همچون خانه و خانواده به درستی ساخته نمی‌شوند و همین موضوع باعث هدر رفتن تم اصلی فیلم می‌شود.

تم فیلم: چگونگی مقابله با سوگ
تم اصلی فیلم «سوپرگرل» نحوۀ مقابله با سوگ است. فیلم با کنار هم قرار دادن کارا زور ال و روثی در یک ماجراجویی کهکشانی سعی دارد ارتباطی میان گذشته و حال این دو کاراکتر برقرار کند. هر دو، خانوادۀ خود را در سنین پایین از دست داده‌اند. روثی خشم، نفرت و «انتقام» را به عنوان راهکاری برای سوگواری خود انتخاب کرده و کارا مست کردن را برگزیده است.

تم فیلم جالب است و روی کاغذ با داستان هم چفت و بست می‌شود، اما در اجرا آن طور که باید ساخته نشده است. دلیلش هم برمی‌گردد به مواردی که پیش‌تر صحبت کردم. اگرچه کاراکتر خود سوپرگرل کاملا ساخته شده و نقش‌آفرینی آلکاک هم بسیار خوب است، اما اولا کاراکتر روثی یک تیپ کلیشه‌ای است که چندان سمپاتیک هم نیست! طبیعتا وقتی شخصیت ساخته نشود، درام و تِم مربوط به آن هم در نمی‌آید. علاوه بر اینها، دو سکانس کلیدی فیلم بسیار ضعیف است؛ اولی صحنۀ کشتار خانوادۀ روثی توسط کرِم است و دومی هم فلش بک مربوط به سوپرگرل. بنابراین فیلمساز نتوانسته از گذشتۀ این دو کاراکتر تراژدی بسازد و مخاطب درگیر چنین تمی نمی‌شود و فیلم در این زمینه شکست می‌خورد.

کامئوهای سوپرمن، ادامۀ DCU چه خواهد شد؟
فیلم «سوپرگرل» اثری مستقل نیست و جزوی از دنیای سینمایی تازه تأسیس DCU محسوب می‌شود. بنابراین یکی از اهداف فیلم این است که بتواند با فیلم «سوپرمن» ارتباط برقرار کند. سوپرمن دیوید کورنسوت در طول فیلم چندین کامئو دارد که به طور کلی قابل قبول هستند و راه را برای ادامۀ همکاری‌های این دو کاراکتر در ادامه باز می‌گذارند.

علیرغم تمامی ضعف‌های مهم فیلم «سوپرگرل»، نمی‌توان آن را اثری کاملا شکست‌خورده قلمداد کرد. اگرچه فیلم به طور مستقل اثری ناموفق محسوب می‌شود، اما مهم‌ترین رسالت خود برای جهان دی‌سی را انجام می‌دهد. فیلم یک ابرقهرمان زن کاریزماتیک و متمایز می‌سازد که نمی‌توان نسبت به تماشای ماجراجویی‌های او در کنار سوپرمن در آینده‌ای نزدیک، بی‌تفاوت بود.

منبع: گیمفا

اینتین رو در شبکه های اجتماعی دنبال کن

نمایش میخوام به دنیا بیام

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا